« سانسور كتابهاي درسي* | صفحه اول | تشكل دانشجويي يا گارد دانشگاه؟ »

دانشگاه یا زندان

16 آذر هر سال برای همه یادآور نشاط و هیجان دانشجویی است. اما امسال برای من این روز با بغضی سنگین همراه بود. زندانی بودن را این بار با تمام وجودم حس کردم و سنگینی اشک را بر پلک هایم که برای جاری شدن به سختی با غرورم در ستیز بودند. دانشگاه را زندانمان کرده اند با هزاران قفل مرئی و نامرئی.

چند روزی قبل بچه ها ی انجمن اسلامی دانشکده سراغم آمدند و خواستند به مناسبت شانزدهم آذر گپ و گفتگویی با دانشجویان داشته باشم. به آن ها یادآور شدم که دانشگاه برای هیچ نوع برنامه ای که من در آن حضور داشته باشم مجوز نمی دهد و من هم با توجه به جوّ سنگینی که وجود دارد، در این دور، تمایلی به فعالیت در سطح دانشگاه ندارم. نهایتاً با توجه به اصرار آنها برای برگزاری یک جلسه گفتگو، قرار شد جلسه کوچکی در یکی از کلاس ها تشکیل شود و حداکثر در سطح دانشکده اعلام شود تا نیازی به مجوز هیأت سه نفره دانشگاه نباشد. ظاهراً معمول چنین بوده است. اما گویا این حداقل نیز از حد تحمل کسانی که برای دانشگاه تصمیم می گیرند فراتر بود. آن طور که من بعداً شنیدم فشارها از دو طرف برای لغو یا برگزاری جلسه ادامه داشته است و نهایتاً انجمن مجبور می شود برای جلسه کوچکی که حسب معمول نیازی به مجوز رسمی نداشته مجوز رسمی بگیرد.

زمان جلسه یک ساعت آن هم در وقت نهار و استراحت بچه ها بود. موقعی که خواستیم جلسه را شروع کنیم دیدیم آقایی با دوربین و سه پایه مخصوص تشریف آوردند که فیلم بگیرند. از بچه های انجمن به شوخی پرسیدم: شما سفارش فیلمبرداری داده اید؟ با تعجب ابراز بی خبری کردند. چند نفر از حضار نیز با شگفتی سؤال می کردند: قضیه چیست؟ برای کجا فیلم می گیرند؟ آقای دوربین چی نیز به زبان آمد و گفت: آقای میم به من دستور داده اند فیلم بگیرم. گفته اند برای هر جلسه ای که مجوز صادر کرده ایم شما باید فیلم بگیرید.

علیرغم احساس مشمئز کننده ای که به همه ی ما دست داده بود، بچه ها تصمیم داشتند جلسه به هر شکل برگزار شود و من نیز به احترام آنها در زیر نگاه دوربین آقای میم و آقایان میم جلسه را ادامه دادم. ناگفته نماند که کار به آن جا رسیده است که بچه های برگزار کننده از ترس آن که آن جلسه آخرین جلسه شان نباشد چند بار از من خواستند که سخن تندی نگویم و اساساً محور بحث نیز سیاسی نباشد، که من نیز تا حد امکان رعایت کردم.
این از اصل ماجرا. این توضیح را نیز اضافه کنم که از زمان تشکیل دولت جدید و تغییر گسترده ی رؤسای دانشگاه ها به جز یکی دو مورد استثنایی امکان حضور من در هیج یک از جلسات دانشجویی دانشگاه ها فراهم نشده است. به کرات اتفاق افتاده است که از شهرهای دور و نزدیک بچه های دانشجو زنگ زده اند تا برای سخنرانی یا میز گرد مرا دعوت کنند و وقتی که مجوز آن صادر نشده عذرخواهی کرده اند یا دیگر تماسی نگرفته اند. البته در بیشتر موارد دانشجویان فهرستی از چندین سخنران احتمالی را به هیأت سه نفره می دهند، تا یار که را خواهد و میلش به که افتد. در چنین صورتی اصولاً خبری نیز به ما نمی دهند که می خواستیم دعوتت کنیم اما مجوز ندادند.

اما واقعیت تلخ آن است که به طور غریبی هیأت های سه نفره ناظر بر فعالیت های دانشجویی (شامل رئیس دانشگاه، رئیس نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه و نماینده وزیر) همه به یک صورت جواب می دهند. کسی که محروم از حضور در جلسات دانشجویی و استفاده از فضای گفتگو با دانشجویان باشد در همه ی دانشگاه های دور و نزدیک محروم است و کسی که مجاز باشد همه جا مجاز است. نمی دانم این را باید به حساب همدلی رؤسای انتصابی دانشگاه ها با هم گذاشت یا به حساب هماهنگی همه ی آن ها با دستگاهی که این وظیفه ی خطیر و پر دردسر را به نیابت از آن ها انجام می دهد!

آقایان پشت میزها نشسته اند و زشتی کار خود را نمی بینند. تصورشان این است که انتساب به حاکمیت تطهیر کننده اعمال آن هاست. لابد می گویند: تو عنصر معترض نمی توانی با دانشجویان نا آگاه و ساده دل جلسه بگذاری و هر طور "دلت خواست" برایشان حرف بزنی. و من می گویم : اما چطور است که شماها هر طور دلتان خواست به این و آن مجوز می دهید و برای این و آن ناطور می گمارید؟ شما دچار همان پارادوکس همیشگی هستید که کارهای خودتان را از سر حق و مصلحت می پندارید و کارهای مخالفانتان را از سر دل. منطق ایجاب می کند که آنکه قادر به پاسخگویی و دفاع علنی از کرده های خویش نیست کارش از روی دل است نه آن که به صراحت سخن می گوید و در هر محکمه ای قادر است پای حرف خویش بایستد.

همه جای دنیا کار اطلاعاتی می کنند. این هم قبول که همه ی رژیم ها چه بر حق باشند و چه نا حق شهروندانی را که فکر می کنند ممکن است دردسرساز باشند زیر نظر می گیرند. کار امثال ما نیز از این حرف ها گذشته است که از حساسیت برخی اصحاب قدرت نسبت به خویش ناراحت باشیم و به ما بربخورد. اما شما را به خدا کجای دنیا به این زشتی و دریدگی شهروندان را زیر نظر می گیرند؟ آنها خودشان خوب می دانند که صدها نوار و فیلم از این نوع سرسوزنی ارزش اطلاعاتی واقعی ندارد و حتی به درد پرونده سازی های کودکانه ای که در این ده سال گذشته جز اتلاف وقت دادگاه ها اثری نداشت نیز نمی خورد.

مانده ام در پاسخ به این سؤال که آن سوی سوراخ این دوربین چه کسی خواهد نشست تا فیلم سخنان مرا وارسی کند و از این کار چه چیزی گیرش می آید و اگر هم نهایتاً چیزی گیرش آمد آیا به این فضاحت و بی آبرویی می ارزد؟ مشکل همین است که آقایان نمی دانند دانشگاه چه جور جایی است. بگذریم از این که حرمت دانشگاه و استاد و دانشجو را نمی دارند و تنها معیارشان در پاسداشت حرمتها دوری و نزدیکی دیگران به جناح و تفکر خودشان است. نگه داشتن احترام ها پیشکش شان، اما بحث این جاست که در حیطه ی عمل مگر می توانند با این قبیل اقدامات بچه گانه بر توسن تفکر مردم و به خصوص جوانان لگام بزنند؟

در این چند ساله توهین و ناروا از مدعیان اخلاق و ارزش ها زیاد شنیده و دیده ام. من و خانواده ام به این روند عادت کرده ایم و بد کرداران را به خدای عادل حوالت می دهیم. اما آنچه روز شانزدهم آذر بر من و دانشجویانم که مثل بچه هایم برایم عزیزند روا داشته شد هنوز چشمانم را تر می کند. آن روز کلاس 1 ساختمان فیزیک برای من همانند اتاق ملاقات زندانی بود که در آن اعضای خانواده ی یک محکوم فقط در حضور مأمور زندان می توانند حرفها ی او را بشنوند.

به کجا می رود این حکومت؟ آیا عاقلی آن طرف هست که دل بسوزاند، نه برای ما که برای این نظام؟

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/312

نظرات بازدیدکنندگان

همزمان با حلول ماه ربیع الاول سایت خبری تحلیلی "بایا"شروع به کار کرد. این سایت در راستای اطلاع رسانی و تبلیغ افکار و اندیشه ها ی اصلاح طلبان و میرحسین موسوی راه اندازی شده است اما فعالیت آن محدود به دوره انتخابات نخواهد بود.http://www.baya.mee.ir

بعضی وقت ها از سایه های خودمان هم می ترسیم .

درود بر شما
وقتي حكومت وحكومتيان خود را در حصاري شيشه اي قرنطينه مي كنند بايد از هر سنگ ريزه اي هم كه باعث لرزش اين حصار مي شود ترس داشته باشند .

در پناه يزدان تندرست باشيد

معلمان چه ميخواهند؟


اعتصاب و اعتراض حق مسلم ماست!
زندگى مرفه حق مسلم ماست!
ما افزايش حقوق ميخواهيم!
برابرى حقوقى و رفع تبعيض!
آزادى بيان و آزادى وجدان علمى!
آزادى ايجاد تشکلهاى مستقل معلمان!
مسکن٬ رفاه اجتماعى!
برابرى زن و مرد در تمام سطوح!
استخدام رسمى معلمين حق التدريسى!
يک نظام آموزشى آزاد و مدرن!
معلم- دانش آموز- اتحاد عليه تبعيض!
معلمان کشور اتحاد اتحاد!
معلم ميرزمد٬ سازش نميپذيرد!
"صندوق ذخيره" پول معلمان را پس بده!
ما معلمان خواهان جامعه ای آزاد و برابر و مرفه هستیم!
کارگر- معلم اتحاد اتحاد!
فرزاد کمانگر آزاد باید گردد!

سلام جناب شیرزاد.
به نظر بنده شما انسان مستقلی نیستید.
در اینکه حقایق را آنچه که خودتان دوست دارید می گویید هم تردیدی نیست.
بنده از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان هستم.می خواستم با شما در خصوص مواضعی که علیه جمهوری اسلامی دارید دوستانه صحبت کنم.
ولی گمان می کنم فضای امروز جامعه فضای آزادی نیست.در آزاد اندیشی شما هم شک دارم.
پرسشهای خاصی دارم.آیا این امکان را به بنده می دهید که با شما گفتگو کنم.
راستی اساتیدی مانند جنابعالی که مخالف و بعضاً معاند این دولت و نظام هستند ،چرا حقوق بگیر و مزدور این دولت هستید.
آیا شما نان به نرخ روز نمی خورید؟(قصد جسارت ندارم.ولی اینها سوالات یک دانشجوی 23 ساله کنجکاو است ضمن اینکه جمله ی من هم سوالی بود)
با تشکر.

تازه از شما چه بنهان آن روز به بچه ها یک نوشابه ی تاریخ گذشته توی غذاخوری عیدی دادند

سلام
من آن روز سر کلاس 1حضور داشتم.بااین که قرار نبود حرف خاصی زده شود ویک جلسه ی کاملا معمولی بود اما محدودیت ها بیش از حد معمول بود.با این که ما دانشجوی همین دانشگاهیم اما از اتفاقاتی که داخل خود دانشگاه می افتد تقریبا بی خبریم.این یا از فرط خرخوانی ماست یا اطلاعات به نحو مرموزی حتی از دید استادهاو افراد مربوطه مخفی می ماند.یا این که اقایان خود به خود اتفاقات را هضم می کنند و به حساب حکمت الهی تمام می شود.الحمد الله خدا هم ستارالعیوب است واقایان انسان!!!وجایزالخطا.اقای میم بدون اطلاع درس اندیشه2شان بعد!ثبت نام حذف می شودوتا2هفته بعددانشجویان علاقمند!وقتشان به علت اینکه یک حاضری ناقابل بخورند درکلاس 5تلف می شودوبرق مملکت هدر می رود اما ایشان ظاهرانسبت به هیچ چیز جز اجرای دستورات مقامات بالاتر احساس مسولیت نمی کنند که مثلا علاوه بر فیلم 2یا بیشتر جاسوس سر کلاسی که 60صندلی داره بفرستند وبه همه ی آنها بفهمانند که یا ... یا... .یا اقای رییس دانشگاه خبر ندارند که میان دانشجویان دانشگاه6ام کشور خودکشی والکل انواع مواد عرقی و زرورقی رایج گشته؟یا چقدر دانشجویان بی عرضه ی دانشگاهش سر مسایل مختلف سرویس ها اذیت شدند.بهتر است بدانید بن های کتاب اردیبهشت87هنوز به دست ما نرسیده اما هم وطنان بیام نوری ما از بن های خود برخوردار گشتند وهزاران درددل دیگر که سر وقت کم وبیش نیت دارم به اطلاع برسانم.اما از همه گذشته لا یغییر الله ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم.بیش از مسولین دانشگاه دانشجویان مقصرند و تمامی افراد مملکت که دل مشغولی خود را به مسایلی که حتی گاه حیوان به ان ها نمی بردازد محدود کرده اند و ککشان هم نمی گزد که چه بلایی سر نسل ایندشان بیاید.البته تا وقتی انسان ها در مثلث:جهل وتعصب واحساسات که منشعب از همان تعصب است گیرافتاده اند و به ان خوشند وخارج شدن از ان را عار می دانند همین آش و کاسه هم از سرمان زیاد است.

قربان شما غرغرو

ولی انصافا نمره 12.5برای کوانتوم 2 خیلی زجر آور نبود؟

شيرزاد:
كسي كه از من 12.5 بگيرد يعني اي وضعش بد نيست.

من از خوانندگان همیشگی سایت شما هستم و بیشتر از دید شما نسبت به قضایا نحوه ی نگارشتون رو دوست دارم...,می دونم خیلی بی ربطه اما می خواستم یه سوال خیلی حاشیه ایی بپرسم:آیا دکتر .... ازدواج کردند؟ممنون میشم جواب بدین
با تشکر قبلی

شيرزاد:
بعله خيلي ساله كه ايشان متاهل هستند. حالا منظور؟!

استاد گرامی ما چهره شان حالات درونیشان را به وضوح 10mpixelنشان می داد.به امید صبر بیشتر

با تشکر.همان طور که به چشم می بینیم انسان هایی که کامل ترند ناراضی ترند.

آقای شیرزاد
با سلام
مقاله شما را در حمایت از آقای خاتمی خواندم بنظر شما بدور از مساله آمدن يا نيامدن اين و آن مساله مهم اين است که کسی که قصد ورود به عرصه انتخابات را دارد آیا در این شرایط میتواند دليلی ارائه و از حضور خود "دفاع سياسی" کند ؟ و نيز میتواند کسانی را که با حضورش به دلیل آزموده را آزمون خطاست و مخالف دوباره گزیدن از یک سوراخ هستند، را قانع کند؟
بنظر میرسد مطرح کردن اين بحث آقای خاتمی و موسوی و تردیدها در اين شرايط بيشتر به يک شوخی شبيه است.آخر یکی بگوید کسانی که از داشتن یک روزنامه محروم اند چگونه می توانند با اسم اصلاح طلب وارد عرصه انتخاباتی شوند؟آنهم وقتی علنا گفته شده شورای نگهبان اعتمادی بر شمارش آرا توسط رایانه ندارد؟ آیا آقایان می دانند معنی این حرف شمارش آرا با دست یعنی چه؟ و آیا می توانند برای اثبات اصلاح طلبی خود همین یک قدم را قبل از وارد شدن به صحنه خواستار شوند تا شمارش آرا برای جلوگیری از تقلب بصورت رایانه و زیر نظر ناظران بین المللی انجام شود؟

جناب آقای شیرزاد با سلام
سی سال است که ایران زندانی است بزرگ که تمامی قفل هایش مرئی است آنچه نامرئی است سازندگان اصلی قفل ها هستند وگرنه نابینایان نیز قفل های زده شده بر دستهای ایرانی را می بینند .
شاد و سربلند باشید

شيرزاد:
حرفتان را قبول ندارم. ايران زندان نيست. چون ما نمي گذاريم. اگر من و تو نخواهيم هرگز قفلي زده نمي شود. قفل زندان همان ترس و وادادگي ماست.

جواب رسائی را22خردادخواهیم داد/به قلم مدیروبلاگ

حمیدرسائی راه یافته ازتهران به مجلس که به لطف و کوشش شیخ احمدجنتی (که نامش به سبب بیشترین ردصلاحیت کننده ی همیشه تاریخ بایددرکتاب رکوردهای گینس ثبت شود)برکرسیهای سبزرنگ مجلس جاخوش نموده وادای نمایندگی راازخودرمی اورد ،امروز به جریان اصلاحات ونمادان یعنی سیدمحمدخاتمی حملات ناجوانمردانه ای انجام دادوباسخنان سخیف وبی ادبانه ای باعث ازردگی جریان اصیل خط امام شد.دقت در اظهارات این شخص که از حلقه مصباح وازنزدیکان رییس جمهور ومعلم اخلاق!!است که این اخری دیروز معلم اخلاق بودن خودرا نشان داد،نشان می دهد که به رغم انکه وی ازخاتمی خواست که درانتخابات حضوریابد ولی ازخلال حرفهایش نگرانی وترس وبی قراری غلیظی نهفته بودکه ارامش راازوی وهمپالگی هایش گرفته وجناح دولتی ازترس امدن خاتمی به میدان خواب راحت ندارد، والااگر بنابرگفته هایش ازامدن خاتمی خشنودواز ان استقبال می کند پس این تخریب ها وتهمتها وهتاکیها برای چیست ؟مگرازامدن کسی اینگونه استقبال میکنند ؟شماکه از امدن خاتمی نمیترسید دیگر این تخریبهابرای چیست ؟اینکه نمیشود ازیک طرف ازحضور جریان اصلاحات ونماد ان استقبال کنیم وازطرف دیگر به انواع تهمتهای دروغ انهارا بنوازیم واین یک پارادوکس است.سخنان رسائی درشرایطی برزبان رانده شد، که علی لاریجانی برای دیداربا جوبایدن درمونیخ لحظه شماری میکند وروسای قوای مقننه ومجریه در نزدیکی به امریکامسابقه گذاشته اند، خاتمی وجریان اصلاح طلب را متهم به تمایل برای داشتن روابط باامریکا یک جوک خنده داراست. جناب رسائی به علت اینکه ازلحاظ سیاسی بی ریشه است ازدرک صحبتهایش وتحلیل اتفاقات سیاسی ناتوان است ویااینکه می خواهد برای طرفداران خوددلیل تراشی کند.خاتمی وجریان اصلاح طلب حتی اگر معتقدبه داشتن روابط باامریکاباشند روابطی عادلانه ومتوازن وباعزت رادرنظردارند ،نه مثل اقای ضدامریکائی!!که هرروزنامه مینویسد ولی درمقابل غیراز بی محلی وتحقیر جوابی نمیابد .به نظراقای رسائی کدام یک راملت ایران می پذیرد رابطه ی ذلیلانه احمدی نژاد را یارابطه دوجانبه ،همراه با احترام متقابل خاتمی را،وهمانطورکه رسائی گفت ،خرداد درراه است ومردم ایران دربرابر دوگزینه قرارخواهندگرفت وهرانچه ملت ایران انتخاب کنند بایدبرای همه محترم باشد.اقای رسائی تعهدمی دهندکه درصورت شکست به منتخب ملت احترام بگذارند وباوی همکاری کنندیااینکه همه اینهابه کنار در مقابل اوسنگ اندازی نکنند.

عالیه
عالیه
سری به ما بزن
با لینگ موافقی

با سلام لطفا سری هم به وبلاگ من بزنید

آقاي شيرزاد شما هم بله...
سلام جناب شيرزاد عزيز
از دوران نمايندگي‌تان كه دانشجوي روزنامه‌نگاري و علوم سياسي بودم تا به امروزي كه تازه فهميده‌ام «گهي پشت بر سياست، گهي سياست به پشت»
هميشه نام احمد شيرزاد مرا تا خواندن آخرين كلمه مقاله يا مطلبتان مي‌كشد.
شما چه توقعي داريد از كساني كه كينه و غرض‌ورزي، همه كارها و رفتارشان را عاري از خرد، اخلاق و جوانمردي ساخته است؟
چه توقعي داريد از آناني كه ساحت دانش و دانشمند را آنقدر بچگانه و كينه‌توزانه مي‌نگرند كه با اصطلاحاتي چون «دانشجوي ستاره‌دار»،‌« استاد بازنشسته» و « گزينش سياسي» قاموس علم و دانش را آلوده‌اند؟
شگفتا،‌دست مريزاد آقايان، مگر استاد هم بازنشسته ميشود؟
كاش «مهرورزي» زبان داشت...
جناب شيرزاد عزيز، امثال شما در دانشگاه‌هاي امروز جايي ندارند چون امثال ما را به نفهميدن محكوم نساخته‌اند.
بشيريه، كزازي، نمكدوست، قندي، باستاني پاريزي و...
شما هم بله.
ارادتمندتان
بهرماني

سلام جناب شیرزاد
من متولد ۱۳۶۳ هستم
آیا ساواک در دوران پهلوی خانم دکتری را
به جرم قدم زدن در پارک بازداشت کرد و بعد
از تعرض به وی اورا کشت و بعد گفت خودکشی بوده؟

آیا ساواک در زندان های شیراز به دختران
باکره کمنیست که قرار بود اعدام شوند
از بیم به بهشت رفتن آنان به آنها تعرض
و پس از اعدام و کسر وجه فشنگ های
استفاده شده برای اعدام به خانواده آنها
صدّاق پرداخت کرد؟

شيرزاد:
شايد ساواك عين اين كارها را نكرده باشد. اما من خود به ياد دارم كه بازجوي من در اوين براي ترساندن من گفت: "همه اين شكنجه هايي كه در جزوه ها يتان گفته ايد صحت دارد. اگر حرف نزني همان كارها را مي كنيم!" به هر حال از جنايت نمي توان گذشت، از هر كس كه باشد. آنها كم جتايت نكردند.


چه کسی درانتخابات ریاست جمهوری سال اینده پیروز میدان است؟/به قلم مدیروبلاگ

اگر چه ازشواهدوقرائن نمیتوان گفت دقیقا" کدام یک ازدوژنرال اصلاح طلب به عرصه انتخابات پامیگذارند امادراین مقال میخواهم درمورداراءسید محمد خاتمی ومیرحسین موسوی تحلیلی اماری داشته باشم.اول ازخاتمی شروع میکنم که تاکنون 4بار ازمردم رای گرفته دوبارازاستان یزد بود ودوبار درانتخابات ریاست جمهوری که برنده شد.تعداارای خاتمی درریاست جمهوری دردوره اول 20میلیون و76هزاررای ودرانتخابات دوره دوم حدود22میلیون ودرمجموع حدودا"42میلیون و76هزاررای راازمردم ایران دردودوره کسب کردنددرحالی که اقای احمدی نژاد تاکنون علی رغم اینکه 3باردرانتخابات شرکت کرده اند فقط یک بار رای مردم رابدست اورده اند.برای انتخابات دهم ریاست جمهوری برخی گمانه زنیها از فرمول 13+8برای احمدی نژاد استفاده میکنند که این یعنی 13میلیون خود احمدی نژاد رای دارد و8میلیون رای برای اوساخته میشود،البته من تقلب انهم به این صورت سازمان یافته راقبول ندارم وفکرنکنم حتی بتوان در سطح 500هزاررای هم تقلب کرد و خودمن در چندین انتخابات یابعنوان ناظرشورای نگهبان ویا عوامل اجرائی شرکت کرده ام ونوع رای گیری وشمارش اراءرامیدانم بنابراین میتوان گفت درانتخابات ریاست جمهوری درایران نمیتوان نتیجه اراءمردم راتغییرداد اگر چه درانتخابات مجلس ودرشهرهای کوچک وحتی بعضا"بزرگ درصورت عدم حضورگسترده مردم امکان تقلب وجوددارد .بنابراین ازنظرمن فرمول8+13 توهم است واجرائی نیست. حال درصورت انجام انتخابات بصورت دوقطبی بین احمدی نژاد -خاتمی به نظرمن اقای خاتمی در صورت اجماع کامل برسرایشان در تمامی جناحها وطیف های اصلاح طلب ومستقل به نظر من ایشان طبق محاسباتی که انجام داده ام ، ایشان درسطح 20میلیون و700هزاررای راکسب خواهندکردواقای احمدی نژاد خواهندتوانست 11میلیون 500هزاررای رابدست اورندکه دراینصورت اقای خاتمی درسطح تقریبا60درصداراءماخوذه راکسب خواهند کرد واین درصدبااحتساب 1یا2کاندیدای حاشیه ای است .حال درصورتی که اقای کروبی پابه میدان انتخابات بگذارد وبه مصاف دوقطبی خاتمی-احمدی نژادبرود بازهم خاتمی البته بادرصدکمتری ازاراء (حدود54%)رییس جمهورمیشوند ودراین میان کروبی بدلیل شکست دردوره قبلی حداکثربتوانند 3ونیم الی 4ونیم میلیون رابدست اورند که دراین میان درصدبیشتری ازارای خاتمی وحداکثر1ونیم ملیون ارای اقای احمدی نژادرا کسرخواهندکرد که دراین میان بیشتر به تضعیف اقتدارخاتمی خواهد انجامید.درصورت حضور میرحسین موسوی وعدم حضورخاتمی وباقی ماندن کروبی در انتخابات واحتساب حداقل 2کاندیدای اصولگراانگاه مسئله فرق خواهدکرد وباتوجه به ذهنیت قبلی مردم به موسوی وعدم اشنائی با افکار جدیدش درزمینه اقتصادی انگاه رقابت شدیدتر میشود.دراین صورت ودراین معادله مردم کمتر حضورخواهندیافت واراءنزدیک خواهندبود .دراین معادله انتخاباتی انتخابات به دوردوم کشیده خواهد شد ودوراول احمدی نژاد10میلیون ،موسوی 9میلیون رای وکروبی 5میلیون وسایرکاندیداهای اصولگرانیز3الی4میلیون رای کسب خواهندکرد.دراین میان بارفتن موسوی واحمدی نژاد به دوردوم قصعا اقای میرحسین موسوی خواهندتوانست احمدی نژادرا با اختلاف 4الی 5میلیون رای شکست دهند.

سلام آقای دکتر

مردم در غزه کشته میشوند. ایکاش مثل دیگر زمان ها فریاد بزنید. نه برای اینکه مردم غزه به ما محتاجند, یا اینکه خدا برای اجرای اراده الهی خود به من و شما نیاز دارد. بلکه برای اینکه مثل این جمله پیامبر نباشیم که هر کس که صدای مسلمانی را بشنود که میگوید مسلمانان بدادم برسید و پاسخ ندهد مسلمان نیست.

آقای دکتر ما هم بدور از همه بازی ها مزخرف سیاسی اگر فریاد نزنیم, میترسم آزادگی و انسانیت از عادت هایمان پاک شود. میترسم دلهایمان بمیرد. انسانهایی مظلومانه قت عام میشوند. فریاد بزندی آقای دکتر, باید هنوز هوشمندانه و فکر شده فریاد بزنیم تا ایرانیان نیز بدرستی بشنوند.

شباهت تاریخی شکست مغولان درعین الجالوت واسرائیلیان درلبنان وغزه/

دراین نوشتارمیخواهم تشابه تاریخی شکست واضمحلال مغولان درنبرد عین الجالوت که مقدمه شکستها وفروپاشی انان رافراهم کرد باشکست اسرائیل در جنوب لبنان وامروزدرغزه را تبیین نمایم

توحش وسبعیت ارتش صهیونیزم ونوع وکیفیت وکمیت انها دقیقا"شبیه حمله قوم جرارمغول به ایران وسایربلاداسلامی است.اگربه تاریخ نگاهی بیاندازیم میبینیم مغولان هنگام حمله به ایران عزیز وقتی بامقاومت شدیدروبرومیشدند مثل مقاومت تاریخی مردم طالقان دربرابرانان ،پس ازپیروزی برانان تمام مقاومان رابدون استثناء ازدم تیغ میگذراندند کمااینکه درطالقان حتی سگها وگربه های مردم توسط مغولان کشته شدند وهیچ جانداری زنده نماند.امروزهم اسرائیل جنایتکاروقتی در مصاف با نیروهای مقاومت شکست میخورد وکشته هاوزخمی های زیادی می دهد مانندروش مغولان بی رحمی خودرابه اوج می رساند کمااینکه امروزودیروزکه باپیروزیهای مقاومت درمیدان همراه بود جنایتهایی بی سابقه درتاریخ معاصر راافریدندودیدیم مغول وار به مردم بی پناه غزه حمله کردند.به قضایای امروز غزه که نگاه میکنم چقدردوواقعه را شبیه همدیگرمیدانم.چقدرخوی درندگی انان به هم شبیهند.

بازشباهت دیگری که بین مغولهاواسرائیلی ها میبینیم ان است که مغولها پس ازشکست دادن اکثردو ل اسلامی، درنبردتاریخی عین الجالوت که درمصر وقاهره که فلسطین امروزهم جزئی ازان بود شکست خوردند وافسانه شکست ناپذیری انان برای همیشه درهم شکست.اسرائیل هم خودراارتشی شکست ناپذیر میدانست ،امام مقاومت شیعیان درجنوب لبنان به این افسانه پایان دادودفاع تاریخی مردم لبنان درتابستان سال۲۰۰۶دروغ بودن این افسانه راثابت کرد.مغولان پس ازان شکست درهمه نبردها شکست خوردند ودرمرزهای کنونی خودمحصورومنزوی شدند.اسرائیل هم دوره پیروزی هایش پایان یافته وپس ازلبنان امروزمردم غزه باکمترین عده وعددانان رابه مرز شکست رسانده اندوشکستهای دیگر درراه است.

تنهافرق اسرائیل بامغولان این است که مغولان به رغم متجاوزبودن دارای یک کشوروریشه تاریخی بودند ولی اسرائیل بی ریشه ترین ملت همیشه تاریخ بوده وهست ،وتنهایک راه داردوان اضمحلال محتوم است.واین ممکن نیست مگرانکه مسلمین باتکیه بر فرامین حیات بخش اسلام والگوقراردادن روش ائمهاطهار به جنگ اسرائیل بروند،ومطمئن باشندبا مجهزشدن به ایمان وتوکل به خدا اسرائیل زودترازهرزمانی به نابودی وفروپاشی خواهدانجامید.انشالله

آقای شیرزاد. این خاتمی را ول کنید.اگر ایشان توانایی ریاست جمهوری داشت که الان وضع این نبود. حد اکثر توانایی ایشان در مدیریت بحران های 9 روز یکبار اظهار تاسف است. من نمی دانم شما ما را از چه چیزی می ترسانید که از ترس آن دوباره بیاییم به خاتمی رای دهیم.دیگر از معجزه هزاره سوم بدتر که نمی شود. فرضا هم بشود.
آخر این آقایی که شما چندین اکیپ از سرانتان را بسیج کرده اید تا مبادا دلش خالی شود کجایش بدرد ریاست جمهوری می خورد که این همه پویش منت کشی راه انداخته اید.
شما با این رفتارتان واقعآ ما را ناامید کرده اید حرف از شورای نگهبان نزنید که آنوقت پای خودتان هم به قضیه کشیده می شود که چرا در دولت و مجلس نتوانستید این استصواب را بردارید. البته من هنوز نماینده نشده ام که بدانم آن صندلی چه مزه ای برای بعضی آقایان دارد(البته من همه را متهم نمی کنم.).
حالا به فرض این آقا را با منتکشی آوردید و نه هشت سال که 24 سال نگه داشتید. آیا در دوره ی بعدش جز همین نمایش مظلومیت و ترساندن چیز دیگری در چنته دارید؟ من شک دارم.

شيرزاد:
من نمي دانم با اين منطق چه راهي هموار مي شود به جز آنكه بگوييم هر آشي كه برايمان پختند تا ته سر كشيم؟!

هر چقدر شما را محدود کنند،در کلاس فیزیک که شما فیزیک درس میدهید، شما به دانشجویان خواهید گفت که منطق حاکم بر فیزیک(و تمام رویداد ها اعم از سیاسی، اقتصادی و ...)، عقل است و این درس برای این حضرات عقل ستیز بزرگترین دشمن است. امید که شاگردانی عقل گرا(اگر نمیگذارند که سیاست آگاه)و نه لزوما فیزیک خوان تربیت کنید.این به نظرم در این شرایط سخت بهترین امیدواری می تواند باشد.

در دانشگاه ما (دانشگاه اصفهان) هم همین طور است. حتی وقتی به مستراح می رویم هم دوربین ها دست بردار نیستند!

شيرزاد:
فكر مي كنم اين توهم شماست. چقدر هم آزار دهنده است!

یک خبر : در غزه هیچ خبری نیست.راحت بخواب.

با سلام به جناب آقای دکتر شیرزاد عزیز.
اگر ممکنه و برایتان زحمتی نیست دوست دارم به وبلاگ من سری زده و نظرات خوبتان را بفر مایید تاراهگشای کارم قرار دهم.

http://na30m84.persianblog.ir/
لطفا از بلاگ من بازدید کنید و نظر دهید .

جناب آقای دکتر
با درود فراوان
متاسفانه صاحبان قدرت همواره از دانایی و بیداری مردم میترسند. بر فرض مثال که مطالب شما گمراه کننده و ... باشد آیا من به عنوان یک انسان حق دارم که سخن باطل را هم بشنوم و بعد خودم تصمیم بگیرم؟آیا اگر این سخنان به قول آقایان نا درست در دانشگاه مطرح نشود خوب پس کجا مطرح بشود؟؟کی این حضرات میخواهند به من و امثال من به عنوان یک انسان حق انتخاب و فکر کردن بدهند؟اینها میخواهند در یک مسابقه دو شرکت بکنند اما تمامی شرکت کنندگان را با غل و زنجیر بسته اند و از دور صدای پیروزی سر میدهند!!امان از پر رویی این به اصطلاح آقایان!!!!

اسلام می گوید : الجار ثم الدار( اول همسایه بعد خانه)
اسلام می گوید: اگر مسلمانی فریاد"ای مسلمانان به دادم برسید" را شنید ولی بی تفاوت بود مسلمان نیست.
اینها را اسلام گفته. البته اونها هم که دینشان اسلام نیست اگه مسیحی هستند مسیح هم یک چیزی شبیه اینها گفته . اگر یهودی هستند حضرت موسی(ع) هم راضی به ظلم نبود .
و اگر هیچ دین آسمانی ندارند به حکم انسان بودن کاری بکنند.
صد ها نفر دارند می سپارند جان...
آی آدم ها ...

کاملا واضح است که هدف آنها این بوده که شما به احترام دوربین سخن نگویید و جلسه را ترک نمایید، همینکه سخنانتان را ادامه داده و محل را ترک نکردید خود نوعی مقاومت به حساب می آید که باید آنرا تحسین نمود.
آقای دکتر چند وقت است کم کار شده اید و چندیست که خوانندگانتان پر کار. شاید هم کامنت نمی گذارند. اما امیدوارم این ربطی به ماجرای آنروز و ماجراهای مشابه نداشته باشد. نکند دوربین را در اتاق کار شماو روبروی مانیتور نیز قرار داده اند؟

آقای دکتر بازم سلام
اول بگم نظر قبلی من با اسم یک برقی بود که اشتباها با اسم فرید صلواتی ذکر کرده بودید.
نکته بعدی اینکه آقای دکتر توجه داشته باشید که اینجوری شما فقط از دید اونها(به قول شما زورمداران)عنصر نا مطلوب نیستید.
این حرفهایی که من از شما خواندم خیلی از مردم ما بشنوند سنگ کپ می کنند و خب دید خوبی ندارند مردم.
طوری که انسان شک می کنه حرفاتون همینه و تحریف نشده باشه!( منظورم حرفاتون درباره بحث هسته ای در مجلس ششم هست)
آخه دکتر! کجای دنیا نماینده مجلسش( بر فرض هم که کشورش اصلا بمب اتم داره!) کجای دنیا نماینده مجلسش میاد میگه ما مخفی کاری کردیم . ما به دنیا دروغ گفتیم.
( البته من واقعا باورم نشد این حرفها را شما زده باشید. بنابر این اگر این حرفها را نزدید پیشاپیش معذرت میخام...)
اگه این حرفها که میگویند شما زدید راسته آخه دکتر چرا ؟
لطفا به من به عنوان یک جوان دانشجوکه طالب حقیقت هست جواب بدهید نه به عنوان یک انسان سیاسی.
خوشا در مکتب وجدان نشستن شدن صفر و زنامردی گسستن
با تشکر ...

درود بر شما جناب دکتر
وقتی نگاه امنیتی بر همه امور سیطره یابد برای حاکمان همه چیز حتی سایه خود نیز مشکوک و خطرناک جلوه می کند . کسی برای ادعای اخلاقیات آقایان تره هم خرد نمی کند اما همه این را می دانند که اینان بر بی مشروعیتی خود واقفند و الا دلیلی برای این همه تفتیش بازی وجود ندارد

با سلام و خسته نباشید، حقیقتا جز تاسف چه کاری از دستمان بر می آید. تاسفم از ساختار دیکتاتور پرور نیست هر ساختاری را می توان تغییر داد تاسفم از این است که مردم ما فراموش کرده اند که "حق" دارند. حق تجمع، حق اعتراض، حقی که هیچ وزارت اطلاعاتی نمی تواند آن را ازشان بگیرد. حق بشر بودن را می گویم. در مقابل خیلی ها منجمله روزنامه کیهان (بخوانید ارگان رسمی وزارت اطلاعات)فکر می کنند که حق دارند هر حقی را بگیرند هر توهینی را حق خودشان می دانند و حتاحق زندگی و نفس کشیدن را برای بقیه قائل نیستند. راستی تکلیف ما با کسانی که خود را نماینده خدا روی کره زمین می دانند چیست که با این نام هر ظلم و جوری را به مردم این سرزمین می کنند؟ تا بحال این جمله را چند بار شنیده اید که "اینجا قانون من هستم، من هستم که تعیین می کنم چه تصمیمی در مورد تو گرفته شود"؟؟؟؟؟
پیشنهاد می کنم این ویدئو کلیپ و بقیه ویدئو کلیپ ها را در صورتی که سرعت اینترنت اجازه دهد حتما ببینید. جوانان طرفدار حقوق بشر از کشورهای مختلف آنها را درست کرده اند
http://www.youthforhumanrights.org/watchads/view/psa06_h.html

سلام آقای دکتر
یک مطلب نوشته‌ام در مورد انتخابات که خوشحال می‌شم نگاهی بدان بیاندازید.
لینک مطلب:
http://bahmanhatefi.blogfa.com/post-62.aspx
با احترام
هاتفی

با سلام به دکتر شیرزاد عزیز
دوست دارم که این متن حقیر را با نام" بوی گند از کجاست ؟" در وبلاگم مطالعه فرمایید با تشکر
http://www.faridsalavati.blogfa.com/

آقای دکتر من فیزیکی نیستم برق می خوانم. دورادور شما را می شناسم.
به نظرم هر چه می کشید از آن سخنرانی نسبتا نا مناسب شما در مجلس ششم در باره انرژی هسته ای هست.
آخه چرا کاری کردی که یک عنصر نا مطلوب قلمداد بشوید.منم در شگفتم آقای دکتر.
با آرزوی روز های بهتر در دانشگاه و در ایران ...

شيرزاد:
خوشحالم كه از ديد زورمداران عنصر نامطلوب شناخته شوم.

اینان در دنیایی زندگی می کنند که وجودخارجی ندارد این را ازچشم هایشان می توان خواند.اینان ازاحساسی تحقیرآمیز رنج می برندکه ازلابلای حرف هایشان می توان پی برد.آنان سراسیمه به هرجاسرمی زنندآنان نگران ازدست دادن این موقعیتشان که ناباورانه به دست آوردندمی باشندچراکه خودشان هم می داننداستحقاق آن راندارند.به هرسوراخی سرک می کشندحتی به فضاهای مجازی!

به حقیقت که کار از تاسف هم گذشته، در جامعه امروز ایران خردمندان گوشه نشین و بیخردان بر مسندند و این جز نشانه بیماری یک جامعه نیست.

من هم خیلی ناراحت و متاثر شدم. من اگر جای شما بودم به صراحت به آقایی که قصد فیلم برداری داشت می گفتم که آفای الف ب پ ... م ن و ه ی همه بروند به .... شان بخندند که از این دستور ها می دهند. ایشون تا زمانی که مسئول برگزاری جلسه اجازه فیلم برداری نداده باشه، حق فیلم برداری نداره. همانطور که هیج کس حق فیلم برداری از یک کلاس درس فیزیک رو نداره! هر فیلم بردار یا گزارشگر در یک محفل رسمی نیاز به مجوز فیلم برداری برای تهیه گزارش داره. آفای میم احتمالا همون آقای مهندس شعبون به مخ بوده اند که از این فرمایشات کرده اند !!!

سلام استاد تجاوز به حریم آزادی انسانی نشماردن انسان است. اما تا زمانی که ما همگی مراعات حال صاحبان قدرت را بکنیم و حرفمان را در خفا و با صدای ضعیف بزنیم و از دوربین و ضبط صدا وحشت داشته باشیم این تجاوزات ادامه خواهد داشت. شما در سایت خود و روزنامه ها قلم می زنید و تفکرات شما برای دوست ودشمن روشن است چطور یک دوربین مزاحم شده بوده؟
چه خوب خواهد شد که روزی همگی در دوربین ها خیره شویم و حرف خودمان را بزنیم و انوقت است که دیگر نه دوربین کارگر خواهد شد و نه زندان و بند. چرا که زندان و بند محدودیت گنجایش دارد و 70 میلیون را نمی توانند به زنجیر بکشندهر چقدر هم که خاصیت منفی انسانی داشته باشند

شيرزاد:
با حرفتان كاملا موافقم. به همين دليل هم آنروز بدون در نظر گرفتن دوربين آنها سخنانم را مطرح كردم. اما اين امر از زشتي عمل بي ادبانه آنان نمي كاهد.

سلام اقای دکتر. آنروز دانشگاه بودم و شنیدم قضیه رو از زبان بچه های دانشگاه. البته باید اعتراف کنم که برایم کاملن طبیعی بود که با شما چنین برخوردی کنند. بنده برای برنامه ای در 13 آبان خدمت شما رسیدم که از قضا مجوز هم گرفت. به گمانم سال 1385 بود. اما بعد از ان برنامه لااقل چند باری که بر سر برنامه سخنرانی شما با اقای میم و دوستانشان همسخن شده ام به عینه دیده ام که چگونه تلاش کرده اند به من بفهمانند که دوران شیرزاد و امثالهم گذشته و ... بد نیست برایتان بگویم سال پیش که برای روز دانشجو با آقای میم نام شما را آوردم ایشان گفتند آقای شیرزاد تندرو است و مگر شما مصاحبه ایشان با نمی دانم فلان رسانه اسرائیلی را نشنیده اید. بنده خواستار ذکر مصادیق تندروی شما شدم ایشان استناد فرمودند به روزنامه فخیمه کیهان و گفتند من خودم در روزنامه کیهان خوانده ام که ایشان چه کارها که نکرده و ... بهرحال آن به سخنرانی شما مجوز داده نشداما آنچه که آوردن دوربین بر سر گپ و گفت اخیر را برایم طبیعی نمایاند، قضیه ای بود که بر سر شکایت شما و عده ای از دانشجویان از نشریه جامعه اسلامی که شما را جاسوس هسته ای معرفی کرده بود امد. حکم خنده دار هیات نظارت به من ثابت کرد گفته دوستم را که اظهار می داشت آنها تنها در پی تخفیف دکتر هستند و اگر رویشان بشود و زورشان هم البته یاری کند اخراج و ... هم بعید نیست.
این تازه وضعیت دانشگاهیست که من معتقدم از فضای مناسبتری برای فعالیت سیاسی برخوردار است خدا به فریاد دانشجویان و اساتید دگراندیشی برسد که در دانشگاههای دیگر قصد فعالیت دارند.
ببخشید زیاد شد. موفق باشید.

شيرزاد:
ممنون از لطف شما و توضيحاتي كه داديد. من به اين آيه قرآن ايمان راسخ دارم كه اگر خداوند بخواهد به كسي عزت دهد، ديگران نمي توانند او را خوار كنند.

غدیر یعنی سرآغاز مظلومیت ها
و از روبرو دست دادن ها و از پشت خنجرزدن ها و آغاز طمع قدرت برای خرمقدسهای دروغین. این عید را به شعیان علوی تبریک و بر شیعیان صفوی تسلیت باد.

با اين نظام كه شما برپا داشتيداگر بجاي اشك خون بباريد هنوز كم است. خود كرده را تدبير نيست.

شيرزاد:
خيلي ممنون از دلداري شما! توصيه ديگري نداريد؟

كشور ما بزعم أقايان أزادترين كشور جهان است !
تصادفا اين جمله را در يك محفل دانشجويي در
امريكا فرمودند ولي تحمل اظهار نظر يك استاد
متخصص فيزيك هسته اي را ندارند در حاليكه
مساله هسته اي را يك امر ملي ميدانند و در قانون
اساسي خود هم نوشته اند افراد و اجتماعات در
ابراز نظرات خود ازادند

کسی که باد می کارد،طوفان درو می کند

ملت ما دانشگاه غربی نمی‏خواهند امیر نظام ودارالفنون و نظامیه می خواهند که تمام روسا واساتیدش از دانشگاه نظامی امام حسین باشد متعهد و متخصص در آن چه حکومت صالحه بدان نیاز دارد نمونه آن هم آقای دکتر کردان بود که دفاع جانانه اش قند در دل دوست دارانش آب کرد و نمونه دیگرش آقای دکتر نداف که علیرغم اعتراض کلیه گروه های دانشجویی از جمله تحصن چادری ها و محاسنی های اصول گرا در روز عرفه در مقابل استانداری زنجان که در اعتراض کودکانه به حضور غیر اخلاقی ایشان(نه مددی)در یک مراسم سبک شان انجام شد به حکومت محکم حقه برای اصلاح امت جدش ادامه می دهد برخی دیگر از آنان هم بر خلاف شما ناخن خشک های خسیس اصفهانی دانشگاه شریف و امثالهم که فقط نمره ندادن را بلدید مانندآقایان دکتر موسوی، دکتر میر صادقی دکتر براتی دکتر ابن رسول ....هم مناسب درس می دهند وهم کریمانه نمره می دهند و دانشجو ها هم از ایشان راضی هستند و راهشان را به دا نشگاه های صنعتی هم باز کرده اند و اتفاقا مورد استقبال هم قرار گرفته اند رئیس دانشگاه مریلند هم که کلی از وضع دانشگاه های ایران ثعریف کرد فقط می ماند جلسه بیست ودو نفری شما که سعدی (عه)می فرماید بداوازی قران می خواند گفتند بهر چه میخوانی گفت برای خدا می خوانم گفتند برای خدا!نخوان شما هم برای خدا جلسه نگذارید تا با یک یا حسین دیگرانرژی هسته ای صلح آمیز ساخته شود و مردم از سی سال زحمت خود نتیجه بگیرندآفرین بر استاد شیرزاد ساکت اصفهانی!

1.البته به نظر من بهتر بود می نوشتید: ایران یا زندان!

2.آقای دکتر؛ نمی دانم از گفتگوی جدید ماهاتیر محمد خبر دارید؟ گفته بود اگر از ایران، تنها اصفهان را به ما می دادید، به اندازه ی بودجه ی نفت ایران، از آن درآمد گردشگری کسب می کردیم!
شما بهتر از من می دانید که اصفهان جزء 10 شهر برتر دنیا از نظر جاذبه های گردشگری است... اما با این وضع حکومت حتا اگر شهر اول هم باشد فایده ای ندارد. محدودیت های گردشگران را ببینید...
3. در مورد انرژی هسته ای در مقاله تان «گاف احمدی نژاد» کامنتی گذاشتم. در وبلاگم مطلب کاملتری در این زمینه نوشتم:
http://nama-nazdik.blogfa.com/post-36.aspx
اگر مایل بودید در خدمتیم. پایدار باشید.