« چسبندگي سياست* | صفحه اول | احمدی نژاد و یک گاف جدید »

اين همه پيشنهاد براي پرونده بسته

يادتان مي آيد چند ماه پيش اين مطلب به ترجيع بند اظهارات احمدي نژاد تبديل شده بود كه "پرونده هسته اي كه ديگر بسته شد رفت. از يك چيز تازه حرف بزنيد". اين موضوع تقريبا ارتباط پيدا مي كرد با بيانيه 16 نهاد امنيتي امريكا كه اعلام كرده بودند: "ايران از حدود چهار سال پيش برنامه هسته اي نظامي خود را كنار گذاشته است". ذوق زدگي آقاي رييس جمهور و استفاده تبليغاتي بسيار گذرا از آن ماجرا جدا شگفت آور بود چون در همان بيانيه از ادامه غني ساري توسط ايران اظهار نگراني شده بود و راهكارهاي جديدي براي مقابله با ايران پيشنهاد شده بود. هفته گذشته بالاخره منابع خارجي نكاتي از بسته پيشنهادي ايران در مذاكرات 5+1 را افشا كردند: "سه دور نشست با خاوير سولانا و سپس چهار نشست در سطح وزراي خارجه و ...مذاكرات طولاني تا حصول توافق احتمالي..." همه اينها براي يك پرونده بسته شده! تعجب آور نيست؟

مشاهده اين نوع زندگي سياسي و موضعگيري براي همان روز و همان لحظه از آقاي احمدي نژاد براي همه عادي شده است. اما تعجب از كساني است كه هنوز اين نوع گفتمان را حاكي از اعتماد به نفس فوق العاده او مي دانند. بيش از چهار پنج ماه از سخنان مكرر آقاي احمدي نژاد در زمينه ختم ماجراي پرونده هسته اي و پيروزي قريب الوقوع سياسي دولت ايشان در اين زمينه نگذشته است. اما اصحاب و دوستان همين دولت ابراز خوشحالي مي كنند از اينكه با امريكايي ها سر ميز مذاكره نشسته اند و وزير خارجه همين دولت سياه بالا بلندي از يك برنامه طولاني مدت مذاكرات با غربي ها ارائه كرده است تا بلكه جلوي اولتيماتوم آنها گرفته شود و روند تحريمها و فشارها بر ضد ايران متوقف شود. همان تحريمها و قطعنامه هايي كه احمدي نژاد در همان سخنراني ها آنها را كاغذ پاره و بي اثر مي دانست! و علاوه بر آن مقدار زيادي پيشنهاد براي حصول توافق در پرونده اي كه از اساس رييس دولت ايران آن را مختومه اعلام كرده است! آخر چگونه مي شود براي يك پرونده تمام شده و بسته شده سر ميز مذاكره نشست، خبرساز شد و مقدار زيادي پيشنهاد را در دستور كار قرار داد؟

البته اگر ديپلماتهاي ايراني به اين كار موفق شوند جاي خوشحالي است. اما آيا واقعا كسي هست كه به حساب سخنراني هاي نسنجيده اي كه جز "تبليغات يكبار مصرف" نامي بر آنها نمي توان نهاد برسد؟ كجاي اين روش از اعتماد به نفس حكايت مي كند؟ اگر كسي بي خيال رخدادهاي دو ماه بعد شد و حرفهايي زد كه در همان زمان هم قابل حدس است كه به زودي بطلانشان آشكار مي شود، مي توان نام اعتماد به نفس بر آن نهاد؟ حكايت كسي است كه از ساختمان 40 طبقه پرت شد پايين، چند طبقه مانده به انتها يكي از او پرسيد چي شده، گفت هيچي تا اينجاش رو سالم اومديم. بقيه اش رو هم ان شاء الله به سلامت طي مي كنيم!

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/298

نظرات بازدیدکنندگان

من نمیدونم مجلس فقط بلده بنی صدر یا خاتمی رو استیضاح کنه مجلس بی خاصیت نتیجه اش هم همینه. خلایق هر چه لایق
یا همه چی مون به همه چی مون میاد

سلام مجدد استاد گرامی اینکه نباید حرفی زد که به زودی بطلان آن روشن شود سخن بجایی است اما بالاخره در برابر تهدید ظالمانه هرروزه غرب باید چه حرفی زد؟آیا بنظر شما میتوان حرفهای خردمندانه ای زد که براساس آن تعلیق داوطلبانه را پذیرفت (البته شخصا با این پذیرش در آن مقطع موافق بودم )وبعد از دوسال ونیم یعنی دیر هنگام ونه زود هنگام بفهمیم مقصود غرب نه تعلیق موقتی بلکه تعطیلی همیشگی فعالیتهای هسته ای ما وزیرپا گذاشتن حق قانونی ایران است .

استاد خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودید.حدود چهار پنج ماهی بود با امید نوشته ای تازه به وبلاگ شما میومدیم و ناامید برمیگشتیم.کم کم داشتم شک می کردم نکنه دستگیر شدید.چرا فقط زمان انتخاباتها اینقدر فعال و دست به قلم میشید؟

شيرزاد:
ممنونم از لطف شما. گرفتاري است ديگر.

من بجای اعتماد بنفس اسمش رو می زارم"آنارشیست" یا خود بزرگ بین.... که یه جور بیماری در بین قدرتمندانه...
از کسی که سر سفره غذاش برای امام زمان بشقاب میگذاره چه توقعی دارید استاد؟

بله که ایشون اعتماد بنفس دارن... خوب فهمیدن که مردم حرفای دیروز و پریروز رو یادشون نمیمونه و چشم به دهنش میدوزن که الان چی میگه... چه برسه به دو ماه پیش!!! بجای دست مریزاد گفتن به جناب رئیس جمهور که با این تیزهوشی زمام رو دستش گرفته و اینور اونور میکشه نشستین غر میزنین؟؟!!!

جالب بود با ید مرتب صحبت ها ی ا ین اقا یرییسس دولت به صورت یا د اوری تحلیل شود تا مردم بیشتربه فکراینده باشند

آقای شیرزاد
سلام ، شما هم مثل اینکه آدم ناراحتی هستی؟ بنده خدا رئیس جمهور محبوب نفت راکه سر سفره های مردم آوردند ، مافیای شرکت نفت را که ازبین بردند ، مشکل مسکن وگرانی آن را ازبین بردند ودست های پشت پرده گرانی آن را معرفی کردند ، دانشگاه آزاد را اصلاح وبومی کردند ،نرخ بیکاری و تورم را یک رقمی کردندومشکل اعطای وام های میلیاردی را باقطع یکباره وامها بطورکلی حل کردند و سود بانکی را یک رقمی کردند ، مفسدان اقتصادی را به ملت معرفی نمودند . دیگر چکارباید بکنند که شما باور کنید ایشان به قولهای خود عمل می کنند ؟ انشااله بزودی مشکل رابطه با امریکا نیز حل می شود . شما نگران نباشید.

شيرزاد:
نگرانم تا چند ماه ديگر آنچنان كشور بي مشكلي داشته باشيم كه ديگر كسي انگيزه اي براي راي دادن به احمدي نژاد نداشته باشد!

وقتی رئیس جمهور یک مملکت انقدر خالی بندی کند و تازه توی خالی بندی باز خالی بندی کند ببینید چی از کار در می اید سالها قطعنامه های نهاد ها و سازمانهای بین المللی را مسخره کرده اند حالا باید تاوان دهند در دنیای امروز از هر 100 تصمیم 110 تصمیم باید درست گرفته شود جمهوری اسلامی 110 تصمیم غلط میگیرد از اول انقلاب چه تصمیمات مهمی که اشتباه بوده است اعدام همه سران رژیم شاه و افسران اخراج دولت بازرگان گروگان گیری اعدام سالهای 60 جنگ ایران و عراق اخراج بنی صدر سرکوبی جریانهای سیاسی خنثی اعدام های سال 67 اخراج آیت الله منتظری قتلهای زنجیره ای نا کار آمد کردن خاتمی بستن فله ای روزنامه ها سانسور شدید مطبوعات کتابها و سینما محدود کردن ازادی های فردی حکومت نظامی اعلام نشده در همه ی شهرها تقلب در انتخابات حاکم کردن چند رای محدود شورای نگهبان بر سرنوشت مردم انرژی هسته ای رئیس جمهور شدن احمدی نژاد برای تمرین اقتصادی در سیاست خارجی ما برای انرژی هسته ای چهار قطعنامه ی شورای امنیت سازمان ملل را داریم برای حقوق بشر بیش از 24 قطعنامه داریم در سیاست داخلی هم خانواده ای نیست که از دم تیغ نگذشته باشد حتی نیروی انتظامی پسر رادان را هم کتک زده است حالا این حکومت به چه کسی میخواهد حکومت کند روباه گفت دلم درد میکند دکتر گفت باید خاک تپه ای را بخوری که آنجا را گند نزده باشی جائی پیدا نکرده است اینم حال و روز جمهوری اسلامی ست

آقای دکتر،

ظاهرا آقای رئیس جمهور در دنیای دیگری سیر می کنند. چون هر آنچه که می بینند و می شنوند و تعریف می کنند، نه کسی دیده و شنیده و خبر دارد. خدا کند که این ها تاکتیک سیاسی باشد فقط. ترسم از این است که ...

با احترام

سلام استادگرامی من مدتی است که مشتری دائم وبلاگ شما شدم وچون به سرانجام مناقشه هسته ای کشور علاقمندم اتفاقات سیاسی رادر حد توان خودم پیگیری میکنم ودر اینجا به هیچ وجه قصد دفاع از عملکرد احمدی نژاد ویا حتی تعیین خط مشی برسر اجرا یا عدم اجرای تعلیق فعالیتهای هسته ای نیستم چراکه متاسفانه عملکرد احمدی نژاد دارای چنان نقاط ضعفی است که قابل دفاع نیست اما در گفتارشما بطور خلاصه اینگونه برداشت کردم که چرا رییس جمهور علیرغم صدور چندقطعنامه نه تنها آن قطعنامه ها را ورق پاره خواند بلکه مدعی پایان مناقشه هسته ای ایران شد.اگر برداشت من درست باشد از شما استاد گرامی سوال میکنم اگر شما بجای رییس جمهور ایران بودید والبته به هردلیل اعتقاد به ادامه فعالیت صلح آمیز هسته ای داشتید در برابر صدور قطعنامه های سیاسی وظالمانه شورای امنیت چه میکردید ؟!!آیا عزای عمومی اعلام میکردید؟فورا دستور تعلیق غنی سازی را علیرغم اعتقاد خودوعلیرغم عواقب آن (چون میدانید تعلیق غنی سازی در واقع الف الفبا است که باگفتن آن مجبور به رفتن تا ی خواهید شد )میدادید ؟در برابر مردم سخنرانی کرده وبجای اینکه بفرمائید مسئله هسته ای از نظر ما تمام شده است میفرمودید وامصیبتا که باید تازه منتظر ابتدای بلایا بود ؟استاد گرامی آیا بهتر نیست عملکرد هرشخص را با توجه به دیدگاههای او مورد قضاوت قرار دهیم واگر اساسا با دیدگاههای او مخالف باشیم بجای گیر بعضا نامیزان دادن به افعال ورفتار وی همچنان عقایدش را با استدلال نفی کنیم .آیا این راه برازنده مدعیان اصلاحات ومردم سالاری نیست ؟

شيرزاد:
بين آنچه احمدي نژاد انجام مي دهد و آنچه شما در اينجا به عنوان راه حل هايي از مو ضع متفاوت بيان كرده ايد دهها راه خردمندانه ديگر و جود دارد. با هر موضع سياسي مي شود حرف نامربوط (كه بطلان آن خيلي زود آشكار مي شود) نزد.