انتظار بيجا
چرا بايد انتظار داشته باشيم كه برخي از دانشگاههاي ايران جزو پانصد دانشگاه برتر دنيا باشند؟ آيا چنين توقعي دور از واقعيتهاي جامعه علمي و دانشگاهي ايران و سطح توسعه كشور نيست؟ پاسخ من به اين سوال مثبت است. به بيان ديگر فكر ميكنم اين چشمداشت كه از ايران دانشگاهي جزو برترينهاي دنيا باشد، تا حد زيادي دور از واقعيت و ناشي از رشد فزاينده انتظارات غيرواقعي است.
ترديدي نيست كه آهنگ رشد علمي در ايران طي سه دهه اخير نسبتا خوب و سريع بوده است. اگر به عنوان مثال تعداد مقالات ثبت شده در پايگاه جهاني ISI را به عنوان يك شاخص در نظر بگيريم، كشور ما دوران رشد قابل قبولي را پشت سر گذاشته است. در حدود دو دهه قبل تعداد مقالات علمي منتشر شده از مبدا ايران بسيار محدود و در حد چندصد مقاله بود. امروز بزرگي اين عدد به حدود چندهزار رسيده است. اين امر حاكي از رشدي در حدود 25 تا 30 درصد در سال است، كه بسيار خوب است.
اما نكتهاي كه اساسي است آن است كه آهنگ رشد بالا به تنهايي براي دستيابي به جايگاه قابل قبولي در پژوهش و آموزش در سطح جهان كافي نيست. هماكنون با هر شاخصي كه بسنجيم، بيش از نيمي از علوم دنيا در ايالات متحده آمريكا توليد ميشود و در كمتر رشتهاي ميتوان بدون ارتباط با جامعه علمي و تخصصي مربوطه در آن كشور كار تحقيقي جدي كرد. اگر مجموع 10 كشور پيشرفته برتر دنيا را در نظر بگيريم، اين آمار احتمالا به بالاي 80 درصد صعود ميكند. اگر بر اين كشورها جوامعي كه با آهنگ رشد بسيار شتاباني در حال دگرگوني ساختارهاي علمي- تخصصي خويش هستند، را بيفزاييم، مساله كاملا شكل ديگري به خود ميگيرد. كشورهايي نظير هند، چين، كره، لهستان، مجارستان، برزيل و نظاير اينها دوران تحول بسيار سريعتري را طي ميكنند كه طبيعتا پايه و اساس آن در رشد صنايع دانشمحور است.
بهزعم من اگر با يك نگاه منصفانه به جغرافياي توسعه در كشورهاي مختلف نظري بيفكنيم و براي هر يك از كشورهاي توسعهيافته و جوامع رو به توسعه سهم معيني از 500 دانشگاه برتر جهان را در نظر بگيريم، نتايجي كه به دست خواهيم آورد چندان تفاوتي با آمار واقعي نخواهد داشت. چنين تجزيه و تحليلي شايد پيشاپيش در مقايسه با ساير جوامع دنيا ما را متقاعد كند كه نبايد توقع حضور در مجموعه فوق را از خود داشته باشيم.
البته در ضرورت خودباوري و اعتماد به نفس براي پيمودن جاده پرفراز و نشيب توسعه ترديدي نيست. عقبماندگي تاريخي به طور قطع قابل جبران است. ما براي هميشه نبايد مقهور پيشينه خود باشيم و از عوارض مزمن توسعهنيافتگي رنج ببريم. اما اين عزم و جديت وقتي نتيجه درستي ميدهد كه صادقانه و واقعبينانه بدانيم در كجا هستيم و بيجهت به خود دروغ نگوييم.
متاسفانه همه ما گهگاه به تبعيت از برخي دولتمردان خود و از آن بدتر، دستگاههاي تبليغات رسمي كشور، دچار توهم توسعه ميشويم و امر به خودمان هم مشتبه ميشود. از بس هر شب از رسانههاي رسمي اخبار گوناگون درباره پيشرفتهاي خيرهكننده، ميشنويم و گزارشهايي مبني بر اينكه مثلا به جمع 10 كشور دارنده فلان فناوري وارد شدهايم يا جزو باشگاه صاحبان بهمان فناوري قرار گرفتهايم به خوردمان ميدهند، كمكم باورمان شده است كه گوي سبقت را در همه چيز بهخصوص آموزش و پژوهش از همگان ربودهايم؛ بهطوري كه غيبت دانشگاههاي ما در جمع پانصد دانشگاه برتر دنيا گهگاه با شگفتي رسانهها مواجه ميشود.
واقعيت آن است كه حضور در عرصه هر رقابتي شرايط و ملزومات خودش را ميطلبد. ما نميتوانيم درها را روي خود ببنديم، سرمان را زير بيندازيم و بخواهيم با فشار غيرمنطقي و رياضتكشي با زور از ديگران جلو بزنيم. در عرصه علم و دانش جهان مثل يك بازار گسترده است. براي داشتن يك جايگاه مناسب در اين بازار قبل از هر چيز حضور در بازار لازم است. بايد امكان مبادله و دادوستد وجود داشته باشد.
به راستي كلاهمان را قاضي كنيم و به اين سوال جواب دهيم كه آيا ما قادر هستيم شرايطي را فراهم كنيم كه دانشجوياني از كشورهاي مختلف قادر باشند، دانشگاههايي از ايران را براي تحصيل انتخاب كنند؟ واقعيت تلخ آن است كه به غير از معدود دانشجوياني از برخي كشورهاي آفريقايي و عربي كه در چارچوبهاي خاص سياسي در بعضي از دانشگاههاي ايران تحصيل ميكنند و اغلب نيز به لحاظ درسي بسيار ضعيف هستند، كشور ما هرگز نتوانسته است، در يك شرايط رقابتي امكاناتي فراهم كند كه دانشجوياني از كشورهاي ديگر با ميل و هزينه خود دانشگاههاي ما را براي ادامه تحصيل برگزينند. حتي حركتهاي ضعيفي كه براي تاسيس دانشگاههاي بينالمللي در مناطق آزاد صورت گرفت، چندان ره به جايي نبرده است و با ديوار بلند ترديدهاي سياسي و فرهنگي مواجه است.
هماكنون ارتباط محققان و انديشمندان ما با مجامع علمي جهان در حد قابل قبولي نيست و فعاليتهاي تحقيقاتي كه در كشور انجام ميشود، ارتباط منسجم و بهروزي با مسايل پيشبرنده علوم و فناوريها در سطح جهاني ندارد. بهرغم تلاشهاي ايثارگرانهاي كه درصد كمي از دانشگاهيان ما در عرصه پژوهش انجام ميدهند، متاسفانه فقدان سازوكار مناسب براي ارتباط مستمر با مراكز تحقيقاتي و علمي جهاني در درازمدت هشداردهنده است و ميتواند همين آهنگ رشد خوبي را هم كه داريم تهديد كند. دانشجويان و جوانان محقق ما در مقاطع پيشرفته تحصيلات به راحتي قادر نيستند، به مراكز علمي و دانشگاهي مطرح جهان سفر كنند و مسايل دست و پاگيري از قبيل خدمت سربازي عملا آنها را با شرايط دشواري روبه رو كرده است كه بهناچار به حداقلها رضايت ميدهند.
بردن گوي رقابت از ديگران، قبل از هر چيز نيازمند به امكان رقابت با آنهاست. يك مثال ساده در اين زمينه ميشود مطرح كرد. اگر قرار باشد در يك رشته خاص ورزشي مثل فوتبال حرفي براي گفتن داشته باشيم، بايد بتوانيم با ديگران مسابقه دهيم. بايد با كساني كه با فوتبال روز دنيا در ارتباطند رابطه داشته باشيم. بايد به عرصههايي كه ديگران نيز در آن حضور دارند وارد شويم. بايد به ملزومات برد و باخت در عرصههاي واقعي مبارزه ورزشي تن دهيم و جالبتر از همه بايد قبل از رقابت با ديگران حداقل در خاك كشورمان فضاي رقابتي درستي ايجاد كرده باشيم.
ما در بحث آموزش عالي از چنين فضايي محروم هستيم. درهاي ما به روي دنياي خارج باز نيستند. مبادلات علمي ما با دانشگاهها و مراكز پژوهشي جهان در حد مطلوب نيست و با مشكلات و موانعي روبهروست كه فرصت بيان آنها نيست. دانشگاههاي ما اسير سياستهاي ديكته شده دولتي هستند و از تحرك و چالاكي مديريتي كافي براي رقابت كردن برخوردار نيستند. كار مديريت دانشگاههاي ما درست مثل اين است كه تمام روساي باشگاهها و مربيان ورزشي را با حكم دولتي و از ميان كارمندان و مديران دولتي بگماريم و انتظار داشته باشيم در عرصه مسابقات غوغا شود.
ما حتي در عرصه داخلي به سختي ميتوانيم اسمي از رقابت ميان دانشگاههاي خودمان ببريم. به دليل آنكه در طول اين چند دهه اخير دهها دانشگاه و مركز آموزش عالي غيراستاندارد و ضعيف راهاندازي كردهايم و صرفا به بالا بردن كميت توجه كردهايم وضعيت طوري است كه در داخل كشور خودمان هيچ دستگاهي جرات نميكند به درجهبندي دانشگاههاي داخلي بپردازد. اگر چنين كاري صورت گرفته بود لااقل طي اين سالها مديران دانشگاهي ما با برخي از شاخصها كه ميتواند معيار سنجش برتري مراكز علمي نسبت به يكديگر باشد، آشنا ميشدند.
در هر صورت، در يك جمعبندي مختصر به نظر من بيش از آنكه به اين سوال بپردازيم كه چرا دانشگاههاي ما در جمع 500 دانشگاه برتر جهان نيستند بايد به اين سوال جواب دهيم كه در مجموع با شرايط حاضر كشور چرا بايد چنين انتظاري داشته باشيم؟
--------------------------------------------------------------
*منتشر شده در هفتهنامه شهروند، 5 اسفند 86، شماره 39
نظرات بازدیدکنندگان
سلام
من تصور نمي كنم در مملكتي كه همه چيزش برپايه پول مفت نفت مي چرخد اصولا نيازي به پيشرفت و توسعه هم باشد! آقاي دكتر آن چيزي كه عرضه را ايجاد مي كند تقاضا است. وقتي تقاضايي براي علم و دانش در اين مملكت وجود نداردو حتي علوم هسته اي هم بعنوان يك گروكشي در عرصه سياست بين الملل براي فرار از ساير بهانه هايي كه مي شود به اين سيستم وارد نمود هزينه هايش با پول نفت ميچرخد و مطمئن باشيد اگر نيروگاه بوشهر و آن 7هزار مگاوات برق هسته اي كه مجلس !هفتم تصويب كرده هم راه بيفتد بايد سوبسيد توليدش را از پول نفت بدهيم! آقاي دكتر حتي اگر اساتيد ما بهترين باشند و حتي اگر بودجه دانشگاههاي ما به اندازه بودجه هاروارد و آكسفوردهم برسد حتي اگر صنعت و دانشگاه ماهم چارچنگولي به هم وصل شوند مطمئن باشيد ما همينيم كه هستيم و رتبه ما در همين حد خواهد بود چون ما نيازي به علم و دانش نداريم علم و دانش مال كسي است كه بخواهدسودآور و بهره ور باشد نه كسي كه خرجش رااز جاي ديگر مجاني دارد بدست مي آورد. حالا واسه تزيين هم شده 100دانشگاه و كارخانه هم مي سازد روزبروز هم تعدادش را بيشتر مي كند دلمان هم خوش است 150 تا مقاله ISI نوشتيم.
Posted by: amir | March 15, 2008 03:29 PM
سلام
نمي دانم كه اصلا آيا اين شاخص ها معنا دار است يا نه فقط اين را مي دانم كه اولا نتايجي سياسي دارد و لذا ما بايد بدنبال كسب اين شاخص ها باشيم و ثانيا بيشتر به ايرادات شكلي و نه چندان مهم ما مربوط است تا ايرادات اصلي. اتفاقا اين نوع تشويقات مسئولين ( جداي از اغراض سياسي آنها) باعث رفع برخي عيوب دانشگاهيان ما هم خواهد شد همانطوريكه صله پادشاهان خودكامه باعث پيشرفت هايي در صنعت شعري شعراي ما هم شده است.
Posted by: حميد | March 11, 2008 11:59 AM
ضمن تشكر فراوان براي توجه به اين مشكل عظيم اين نكته قابل ذكر است كه توضيحات جنابعالي تنها يك كوشه بسيار بسيار كوچه از چهره مصيبت زده آموزش و تحيقيق در كشور را نشان مي دهد. وضعيت تحيقات وآموزش عالي ما از مشكلات ساختاري بزرگي رنج مي برد.
1- وضعيت غلط آموزش از دبيرستان به دانشگاه نيز سرايت كرده است.
2- ما دانشگاه نداريم. دانشگاههاي ماشعباتي از وزارت فرهنگ و آموزش عالي هستند.
3- نظام استعماري و استكباري پير انگلستان !!!بهترين و گرانترين آموزش عالي را دارد كه تمامي دانشگاههاي آن مورد تاييدوزارت آموزش عالي جمهوري اسلامي است. چرا نمي رويم كمي از انها ياد بگيريم؟
و نكات بسيار ديگر...........
Posted by: سليماني | March 5, 2008 10:49 AM
آقای شیرزاد شما می دانید که ایرانیان در خارج از کشور جزو موفقترین ملیتها در هر زمینه ای می باشند با وجود این شور و علاقه جوانان در ایران جهت تحصیل بی نظیر است.استبداد حاکم بزرگترین ظلم و زیان را بر جوانان این سرزمین روا داشته است.متاسفانه در این نظام ویرانگر راه رشد بر روی جوانان بسته شده ولی بستر تخریب وفساد مهیا وآماده است.آقای شیرزاد شما میدانید که قدرت خودکامه واستبداد بحز تخریب محصول دیگری ندارد.
Posted by: سینا | March 5, 2008 01:34 AM
بله وقتی اساتید این دانشگاه ها طرح ها و پروژه هایی!!! مانند استفاده از انرژی بادی به جای انرژی هسته ای میدن نباید هم انتظار پیشرفت هم داشت!!
شيرزاد:
مطمئن هستيد همان انرژي هسته اي كه اينقدر مورد علاقه برخي از دوستان باصطلاح ارزش گراست، پايه اش بر باد نيست.
Posted by: علی | March 4, 2008 10:59 AM
آقای دکتر شیرزاد
بهتر بود کمی هم عدد و رقم ذکر می کردید...برای مثال یکی از این دانشگاهای برتر دنیا دانشگاه هاروارد در آمریکاست. از سال ۲۰۰۰ تا امسال حدود ۲۰۰۰ مقاله تحقیقی از محققان و اساتید این دانشگاه در رشته فیزیک در مجلات معتبر جهانی بچاپ رسیده است. این عدد برای دانشگاه صنعتی خاورمیانه در ترکیه حدود ۴۵۰ مقاله است درحالی که این دانشگاه در بسیاری از رده بندی ها در بین ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان جای ندارد!
این تعداد برای دانشگاه صنعتی شریف حدود ۱۵۰ مقاله دانشگاه تهران حدود ۱۰۰ مقاله و دانشگاه صنعتی اصفهان حدود ۵۰ مقاله است.
این اختلاف در سایر رشته های علوم و تکنولوژی به مراتب بیش از اینهاست.
چند سال پیش آمار تعداد کل مقالات تحقیقی (در همه رشته های علوم که در مجلات معتبر جهانی چاپ شده) در کشورهای مختلف را مرور می کردم. برای مثال در سالهای اخیر عربستان سعودی با جمعیت حدود یک سوم ایران چیزی حدود هفت برابر ایران مقاله تحقیقی در مجلات معتبر جهانی بچاپ رساندند.
این تنها قسمت کمی قضیه است. در قسمت کیفی تفاوت باز هم فاحشتر از این است. در همین ارتباط بد نیست بودجه تقریبی دانشگاه های مختلف دنیا رو با هم مقایسه کنید.
Posted by: عندلیب السلام | March 3, 2008 09:52 AM
درود از دوستان هستم البته اگه بشود اعتماد كرد آقاي شيرزاد در هر كجا كه هستيد موفق باشيد
Posted by: اشكان | March 1, 2008 01:00 PM
مطلب قابل توجهی بود اما به لطف سرسپردگی حضرت عالی به بیگانگان از امثال جنابعالی توقع انتظار پیشرفت ایران نیست ان شاءالله با همت جوانان بسیجی و به لطف ایمان آنها که همه جوانان این مملکت اند ایران الگوی ممل دنیا در سعادت دنیا و آخرت خواهد شد هر چند زمانی طول بکشد.
شیرزاد:
همان طور که گفته اید احتمالا به لطف دوستان شما الگوی "ممل دنیا" خواهیم شد!
Posted by: Anonymous | February 29, 2008 06:28 PM
چراواقع بینانه مسائل دانشگاهها را ارزیابی نمی کنید. آیا اساتیدی که با هزینه این ملت بدبخت برای کنفرانسها یا برای فرصت مطالعاتی به خارج می روند توانسته اند اندک حاصلی برای این مردم داشته باشند. من می دانم شما نیز می دانید که روند پذیرش مقالات در بعضی کنفرانسهای خارجی چگونه است و چطور داوری می شود فقط کافیست هزینه آن را بپردازی تا هر مقاله بی مایه ای را پذیرا شوند. آیا واقعا چند درصد اساتید ما بدنبال پژوهش و تحقیق هستند و متاسفانه با وجود حقوق کلانی که بعضی از آنها نسبت به سایر حقوق بگیران جامعه می گیرند حتی خدمتی در حد پایین ترین قشر اجتماع به این مردم نمی کنند. شما فکر می کنید مردم ما حاضرند که استادی دو تا سه ملیون تومان در ماه حقوق بگیرد هزینه فرصت مطالعاتی و هزار جور هزینه دیگراو را بدهند آخر سر او نتواند از عهده تدریس ساده ترین و ابتدایی ترین دروس دانشگاه برآید و حتی مورد تمسخر دانشجویان قرار گیرد ویا مثلا استاد دانشگاه رییس جمهور مملکت شودو از فهم ساده ترین مسایل روز بر نیاید
شیرزاد:
چطور است همه آنها را اخراج کنیم، بعد بگوییم آقای آقازاده از دانشمندان هسته ای که دارد بیاورد به جای آنها درس بدهند!
Posted by: Anonymous | February 28, 2008 10:55 PM
به نيروي ايمان، هم اكنون در ايران، هزاران هزاران، سياهي،سپيدي چو از جنگ رستند. بر علم و دين خوش نشستند و اينان كه جمله شيش و سيكل بودند، اكنون همه دكتر و پست دكتر همه عالمانند بي مثل ومانند. شما چون سيه مي نويسي نمي داني آن ها توانند دانشگه ما رسانند آنجا كه هاروارد هم كي تواند؟
Posted by: حخا | February 28, 2008 06:19 PM
با همه حرفاتون موافقم. فقط یک اشکال بهش وارده. رتبه بندی دانشگاه ها شاخص خوبی نیست برای اینکه بتونیم بگیم وضعیت علمی کشور چگونه است. اولا موسسات و دانشگاه های متعددی این کار رو انجام می دهند و تفاوت بین نتیجه هاشون هم زیاده. دوماسیستمش خیلی هوشمند نیست. شاخصه هایی مثل تعداد نیروی انسانی، تعداد استاد و دانشجو، فضای سبز، امکانات ورزشی و غیره داره. اینها باعث شده در رتبه بندی دانشگاهای کشور، مثلا دانشگاه پیام نور یا امام صادق خیلی در جایگاه بالایی قرار بگیرند که چندان منصفانه به نظر نمی رسه.
Posted by: محسن | February 28, 2008 06:46 AM