بوشهر، حكايت درويشي و گستاخي و نعمت خواهي
آنچه در اينجا آورده ام متن كامل مطلبي است كه در روزنامه اعتماد 13/9/86 تحت عنوان "حكايتي ديگر از بوشهر" آمده بود. هر چند در يادداشت هايي كه براي روزنامه ها مي نويسم رعايت مشكلات و محذورات آنها را هم مي كنم اما به طور كلي مطالبي كه از من در روزنامه ها كار مي شود گاه كمي با اصل مطلب متفاوت است. معمولا سعي مي كنم بعد از چاپ هر مقاله يك باز بيني كامل انجام دهم، اغلاط محتمل را تصحيح كنم و بخشهاي محذوف را در صورت لزوم اضافه كنم. به اين لحاظ به دوستان توصيه مي كنم كه اگر دوست دارند اصل مطلب را از سايت خودم بخوانند.
قريب به چهار دهه است که موضوعي به نام نيروگاه هسته يي بوشهر در دستور کار دولت هاي ايران است. در ماه هاي اخير سفر پوتين به تهران در کنار مسائلي چون نظام حقوقي درياي خزر و پرونده اختلافات ايران و غرب بر سر مسائل هسته يي ايران و اجلاس تازه 5+1 به اين مساله قديمي نيز دامن زد. آيا سرانجام اين نيروگاه به ثمر خواهد نشست؟ آيا روس ها به قول هاي خود عمل خواهند کرد؟ آيا در عرصه علم، فناوري، صنعت و اقتصاد ايران از بابت دستيابي به برق هسته يي يک انقلاب رخ خواهد داد؟ آيا براي يک کشور در حال توسعه مثل ايران اين امکان وجود دارد که بدون کمک ديگر کشورهاي صاحب فناوري هسته يي خودش يک نيروگاه هسته يي بسازد؟ آيا ساخت نيروگاه هسته يي تهديدي براي کشورهاي غربي محسوب مي شود؟ اگر جواب آري است، آيا مي شود بدون يک تعامل مثبت با ساير کشورها به اين اهداف نائل شد؟ اين سوال ها و ده ها سوال ديگر نيازمند شناختي دقيق تر و نگاهي عميق تر از بعد مسائل تکنيکي مربوط به ساخت نيروگاه هاي هسته يي است که در اين نوشته کنکاشي گذرا در مورد آنها انجام مي دهيم.
نخستين مطلب آن است که آيا به راستي انرژي هسته يي، انرژي آينده جهان و جايگزين ديرپاي انرژي هاي فسيلي خواهد بود؟ اين پرسش، چالشي چند ده ساله در جهان و در ميان متخصصان انرژي است، که فرصت پرداختن به آن در اينجا نيست. اما اجمال قضيه آن است كه سهم فعلي انرژي هسته اي در توليد انرژي جهان در حدود 16 در صد است و بعيد به نظر مي رسد حتي با افزايش بي سابقه قيمت نفت در سالهاي اخير صرفه اقتصادي آن چندان بيشتر شود. علاوه بر آن، موضوع لاينحل زباله هاي هسته اي كه عمري چند ده هزار ساله دارند و تهديدي تاريخي و دراز مدت براي بشر آينده حتي تا هزاره ها ي بعد خواهند بود، همچنان جدي ترين سد در برابر توسعه انرژي هسته اي در جهان به شمار مي رود؛ تا جايي كه در كشورهايي مثل آلمان و ايتاليا تحت فشار طرفداران محيط زيست و احزاب سبز، توسعه نيروگاه هاي به كنار نهاده شد و حتي تلاش مي شود نيروگاههاي موجود نيز يكي پس از ديگري تعطيل شوند.
اما سهم انرژي هسته اي در توليد انرژي جهاني هر چه باشد در ايران ما وضع متفاوت است. ما بر روي دريايي از نفت و گاز زندگي مي كنيم و توان ما براي دستيابي به منابع فسيلي قابل مقايسه با كشورهاي ديگر نيست. شايد كشورهايي مثل هند، ژاپن، كره، چين و بسياري از كشورهاي اروپايي به دليل فقدان امكان دسترسي تضمين شده و ارزان به منابع فسيلي نتوانند به سادگي از منبعي به نام انرژي هسته اي چشم بپوشند. اما در كشورهاي نفت خيز به ويژه در منطقه خاور ميانه به سختي مي توان توجيهي اقتصادي براي جايگزيني انرژي هسته اي به جاي سوخت هاي فسيلي در راه اندازي نيروگاهها يافت.
کشور ما ايران به طور اخص علاوه بر منابع فسيلي از استعداد بالايي در توليد انرژي برق- آبي نيز برخوردار است که خوشبختانه سرمايه گذاري هاي خوبي نيز روي آن صورت گرفته است. به طوري که گفته مي شود اگر از تمام ظرفيت توليد انرژي رودخانه هاي کارون و کرخه بهره گيري شود، منبعي کاملاً پاک و بدون آلايندگي براي توليد در صد قابل توجهي از برق مصرفي ايران فراهم خواهد شد. علاوه بر اين در نقاط متعددي از ايران مي توان از انرژي باد و انرژي تابشي خورشيد براي مصارف متنوع صنعتي و خانگي بهره گيري کرد. کشوري با هواي آفتابي در بيش از سه چهارم روزهاي سال و در بخش عمده سرزمين پهناور خويش قادر است با نصب آبگرمکن هاي ساده خورشيدي و به کارگيري فناوري هاي ساده ساختماني بخش بزرگي از نياز خانوارها به انرژي را تامين کند.
در کنار همه اين روش ها به اعتراف اهل فن و آگاهان به رژيم توليد و مصرف انرژي، در ايران مي توان با به کارگيري يک رژيم معقول و متناسب مصرف، از آهنگ بسيار شتابان و غيرمنطقي هدر رفتن سوخت هاي فسيلي کشور کاست و عمر ذخاير ايران را هر چه هست به ميزاني بسيار بيشتر افزايش داد يا حداقل از درآمد سرشار آنها استفاده بهينه کرد.
در حال حاضر قريب به نيمي از توليد نفت و گاز کشور به طور مستقيم (پس از تصفيه در پالايشگاه ها) يا غيرمستقيم (پس از فروش و وارد کردن فرآورده هاي نفتي) به مصرف داخل مي رسد. اگر ما هم مثل اروپايي ها و ترک ها (و نه حتي مثل هندي ها و چيني ها) سوخت مصرف مي کرديم حداقل نيمي از اين مقدار مصرف قابل صدور بود و ثروتي حدود يک چهارم درآمد فعلي نفت کشور يعني سالانه حدود 20 ميليارد دلار عايد کشور مي شد. چنين ثروتي دهها برابر بيشتر از ارزش اقتصادي در آمدي است كه به فرض راه افتادن بعد از صرف هزينه هاي گزاف، از نيروگاه بوشهر يا هر نيروگاه ديگري با آن حد از توانايي توليد انرژي قابل حصول است. حال سوال اينجا است که با وجود تمام آنچه گفته شد آيا اين امکان وجود ندارد که با به راه انداختن نيروگاه هاي هسته يي توان فناوري ملي توليد انرژي را از راه هاي متنوعي که گفته شد به ميزان قابل توجهي افزايش داد؟ پاسخ به اين سوال با عنايت به قدرت اسمي نيروگاه بوشهر چندان دشوار نيست.
نيروگاه بوشهر در دهه 50 شمسي در دو واحد (تقريبا) هزار مگاواتي توسط مجموعه يي از شرکت هاي آلماني، فرانسوي و انگليسي طراحي شد. در آن زمان ظرفيت توليد برق در کشور حدود 10 هزار مگاوات بود و راه اندازي دو واحد نيروگاه بوشهر مي توانست قريب به 20 درصد توان توليد برق کشور را رشد دهد. هر چند در همان زمان نيز صحبت از 23 هزار مگاوات برق هسته يي مطرح بود اما همين ميزان رشد در توان توليد برق کشور نيز قابل ملاحظه بود و چنانچه موانعي پيش نمي آمد مي توانست عليرغم هزينه هاي زياد آن در عمل حداقل برطرف كننده مشكل خاموشي هاي آن زمان باشد و يك گام قابل ملاحظه در افزايش توان توليد برق در كشور به حساب آيد.
اما اين وضعيت با آنچه به زمان حال مربوط مي شود به کلي متفاوت است. در حال حاضر به دليل مشکلات عديده مربوط به ساخت و تکميل نيروگاه بوشهر و به خصوص به دليل صدمات فراوان ناشي از جنگ تحميلي، تنها احداث يک واحد از دو واحد نيروگاه بوشهر در دستور کار قرار دارد، يعني هزار مگاوات از دوهزار مگاوات اوليه. از طرف ديگر طي قريب به سه دهه که از انقلاب گذشته است نيازهاي ناشي از افزايش جمعيت و ضرورت هاي توسعه، ظرفيت اسمي توليد برق کشور را به قريب به 40 هزار مگاوات (يعني تقريباً چهار برابر ظرفيت آن زمان) افزايش داده است. به اين ترتيب مي بينيم كه حتي اگر نيروگاه بوشهر به طور كامل هم نصب و راه اندازي شود و به قريب به چهار دهه افت و خيز سياسي و هزينه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي مربوط به آن پايان داده شود، حداكثر اتفاقي كه مي افتد آن است كه هزار مگاوات از چهل هزار مگاوات برق كشور تامين خواهد شد و اين يعني حدود 5/2 در صد ارتقاء در توان توليد برق ايران!
لازم به ذکر است که وزارت نيرو در برنامه ريزي هاي خود تنها براي آنکه به مرز بحران نرسد و شرايط را به خصوص در فصول اوج مصرف بدون دشواري پشت سر گذارد ناچار است سالانه تقريباً به طور ميانگين چهار هزار مگاوات نيروگاه توليد برق در شبکه نصب کند. روشن است که اين وزارتخانه در شرايط موجود و به دليل ابهام اساسي که در راه اندازي نيروگاه بوشهر وجود دارد اصولاً نمي تواند روي اين ظرفيت نه چندان تعيين کننده حسابي باز کند و ناگزير است بدون در نظر گرفتن آن، برنامه ساليانه خود براي نصب نيروگاه هاي جديد را به پيش ببرد. تصور مي كنم اين واقعيت روشن را از هر كارشناس نسبتا مطلع در برنامه ريزي انرژي كشور كه سئوال كنيد پاسخي غير از اين دريافت نخواهيد كرد.
بنابر اين يك نكته اساسي را مي توان نتيجه گيري كرد و آن اينكه گذشت چهار دهه ناكامي در تحقق ايده اوليه ساخت نيروگاههاي هسته اي از اهميت واقعي آنها در توليد انرژي كشور به شدت كاسته است؛ هرچند اهميت سيلسي بسياري به اين موضوع داده است. البته تصور نمي رود ذكر ارقام عير واقعي نظير برنامه هايي براي توليد 7 هزار يا 21 هزار مگاوات برق هسته اي پاسخي براي اين مسئله باشد. وقتي ساخت يك واحد هزار مگاواتي تا اين حد براي ايران دشواري به همراه داشته است، به نظر مي آيد ذكر ارقام كلان مذكور تنها به بيان آرزوهاي بزرگ شباهت دارد.
در هر حال با مرور زمان و رخداد انقلاب و سپس جنگ تحميلي و سپري شدن سال هاي اوليه انقلاب، كه طي آنها باور اوليه و عمومي اين بود كه پروژه هاي بلند پروازانه و غير قابل توجيه رژيم گذشته به نفع مردم نيست، زماني که مجدداً تصميم گرفته شد نيروگاه بوشهر ساخته شود مشکلات زيادي پيش رو قرار داشت. وضعيت چنان بود که هيچ شرکتي در دنيا حاضر نبود نيروگاهي که حدود 80 درصد عمليات اجرايي آن به پايان رسيده و هزينه هاي آن نيز پرداخت شده بود و حتي مقدار زيادي از تجهيزات مکانيکي آن نيز به ايران حمل شده بود، را در دست گيرد و تکميل کند.
نكته مهم اين است كه اگر چه ساخت و راه اندازي نيروگاه هاي هسته يي هرچند در دنياي امروز جزء صنايع نوين و پيشرفته (High Tech) به شمار نمي روند، اما در رديفي هم نيستند که کشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه و کساني که هيچ تجربه يي در اين صنعت ندارند بتوانند ابتدا به ساکن و با توان خودشان اين کار را پيش ببرند. اصولاً هر صنعت ديگري نيز براي کشورهايي که فاقد ساز و کار تحقيقاتي و نهادهاي اجتماعي مولد فناوري هستند همين وضعيت را دارد و اين جوامع حداقل براي شروع کار نياز به مشارکت کشورها و شرکت هاي صاحب تجربه و فناوري دارند. صنعت هسته يي به دليل حساسيت هاي سياسي و نظامي و نظارت نهادهاي بين المللي بر فرآيند توسعه و به کارگيري آنها از اين حيث وضع حساس تري نيز دارد. علاوه بر اينها و از همه مهم تر مساله ايمني نيروگاه هاي هسته يي نيز در سطحي فراملي براي تمام کشورهاي جهان اهميتي وصف ناپذير دارد. استانداردهاي ايمني در ساخت و استفاده از تجهيزات هسته يي در سطح جهان روز به روز سخت تر و پيچيده تر شده است و به خصوص بعد از حوادثي نظير فاجعه انفجار چرنوبيل نظارتي بسيار سختگيرانه بر آنها اعمال مي شود. به اين ترتيب ديده مي شود که مساله ساخت يک نيروگاه هسته يي ماهيتاً با يک صنعت معمولي فرق دارد. آژانس بين المللي انرژي اتمي در پاسخ به نگراني مردم كشورها از فجايع زيست محيطي احتمالي نيروگاههاي هسته اي وظيفه خود مي بيند كه مرحله به مرحله بر ساخت آنها نظارت كند و مقررات شديدي را براي دادن گواهي ايمني به سازندگان آنها بهد مورد اجرا گذارد. به طوري كه در مجموع قريب به 70 درصد هزينه ساخت نيروگاه هاي هسته يي معطوف به ايمني آنهاست و علت زمان بر بودن ساخت آنها نيز به همين امر برمي گردد.
بنابر اين روشن است كه حداقل در آن زمان يعني در دهه 60 شمسي كه مسئله راه اندازي مجدد نيروگاه بوشهر در دستور كار دولت ايران قرار گرفت به هيچ وجه امكان انجام اين كار با تكيه بر توان داخلي ميسر نبود و راهي جز به كار گيري خارجي ها وجود نداشت. حتي در اين زمان نيز با وجود يكي دو دهه كار بر روي اين پروژه، به دليل فقدان يك مديريت علمي براي تربيت و به كار گيري نيروي انساني ماهر و فراز و نشيبهاي مختلف سياسي در فرايند كار سازمان انرژي اتمي ايران، هنوز هم براي دستيابي به فناوري نيروگاههاي هسته اي راهي به جز استفاده از تجربه و دانش فني ديگران نداريم.
اين كه آنها از اين توانايي خود ناجوانمردانه سوء استفاده مي كنند و حاضر نيستند فناوري خود را بدون حفظ منافع سياسي شان در اختيار ديگران بگذارند شايد يك واقعيت باشد اما جندان تغييري در واقعيت نياز ما به آنها در ورود به عرصه مورد نظر نمي دهد و با شعار هم نمي شود واقعيتها را عوض كرد. به هر حال اگر خيلي اصرار داشته باشيم به آنچه كه فكر مي كنيم مواهب بهره مندي از انرژي هسته اي است به هر قيمت دست يابيم بايد بدانيم كه قيمت آن قبول ضرورت همكاري با خارجي ها وحتي گاه تن دادن به شرايط يك جانبه آنهاست، چه روسها باشند چه آلماني ها و يا هر كشور ديگر.
آنچه از اوايل دهه 70 تاکنون و پس از قرارداد با روس ها به منظور تکميل يا ساخت نيروگاه بوشهر بر ما گذشته است حاصل همين واقعيت کتمان ناپذير است که براي ورود به بازار انرژي هسته يي و داشتن حرفي در اين عرصه ما چاره يي جز داشتن شريک خارجي نداريم و در شرايطي که مواضع سياسي ما به گونه يي است که به هر دليل حق يا ناحق اغلب کشورهاي غربي و شرکت هاي وابسته به آنها از اين کار پا پس مي کشند، روسيه و چين تنها عناصر موجود در عرصه و تنها گزينه هاي ما هستند. اما نکته حائز اهميت آن است که اگرچه روسيه در اواخر دوران جهان دوقطبي با ايران براي ساخت نيروگاه بوشهر پيمان بست، اما از آن زمان تاکنون معادلات قدرت در سطح جهان به کلي تغيير کرده است. روسيه اکنون عمدتاً تعاملات خود با ساير کشورها را از منظر منافع اقتصادي و سياسي ملي خويش تنظيم مي کند و قطعاً حاضر نيست به خاطر اصول مبارزه ضدامپرياليستي، نظير شوروي سابق، خود را در هر مساله ريز و درشت رودرروي بلوک غرب قرار دهد.
آنها تا جايي که ساختن نيروگاه بوشهر براي ما به صرف شان باشد به آن ادامه مي دهند و اگر، حتي با احتساب ضررهاي پرستيژي، ادامه کار به ضررشان باشد، از آن دست مي کشند يا به بهانه هاي مختلف در انجام آن تعلل مي کنند. و اما نکته ديگري که آن را شايان توجه مي دانم مساله سوخت نيروگاه است. پرواضح است که نيروگاه بدون سوخت، ارزش چنداني ندارد. اگر نهايتاً پس از سال ها دشواري و هزينه پرداخت کردن، روس ها براي ما تاسيسات عظيم مکانيکي و ساختماني بر جاي بگذارند و ايران را ترک کنند، البته شايد به قرارداد اصلي شان عمل کرده باشند اما در عمل براي کشور ما نتيجه و حاصلي نخواهد داشت. اين نکته يي است که از ابتداي ايده ساخت نيروگاه هاي هسته يي در ايران مطرح بوده اما تاکنون راه به جايي نبرده است.
قبل از انقلاب رژيم گذشته با سرمايه گذاري در معادن اورانيوم آفريقا و صنايع فرآوري اورانيوم در فرانسه، انگليس، روسيه و آلمان و با شراکت با شرکت هايي که حلقه هاي مختلف اين صنعت را در اروپا اداره مي کردند، سعي داشت به منبع مطمئني براي تهيه سوخت نيروگاه هاي هسته يي دست يابد. تا جايي که شواهد نشان مي دهد پس از فعال شدن روس ها در پروژه بوشهر قول و تضمين قطعي از سوي آنها در اين زمينه داده نشده است و تنها در ابتداي انعقاد قرارداد بوشهر موافقت اصولي خود را با تامين سوخت نيروگاه به مدت 10 سال اعلام کرده اند.
از سوي ديگر پروژه هايي که در داخل به منظور تامين سوخت هسته يي کشور پيگيري شده اند نيز در حد و اندازه يي نيستند که لااقل در آينده يي نزديک بتوانند به مرحله واقعي تامين سوخت نيروگاه بوشهر برسند. هنوز گام هايي از جمله بازفرآوري اورانيوم غني شده و تهيه قرص ها و ميله هاي سوخت باقي مانده است که از حساسيت و دشواري بيشتري در مقايسه با گام هاي قبلي برخوردارند. اعداد و ارقام محصول توليد شده با مقياس صنعتي فاصله بسيار زيادي دارند و علاوه بر آن اصلي ترين مسئله، تامين مواد اوليه مورد نياز است كه مشكل بسيار اساسي است و در جاي خود بحث مفصلي را مي طلبد. در هر حال روشن است که براي دستيابي به برق هسته يي و روشن کردن کليد نيروگاه چاره يي جز آن نيست که سوخت نيروگاه از خارج تامين شود. منظور از خارج نيز در اين گزاره جايي جز روسيه نيست که در عمل به لحاظ تاريخي، سياسي و اقتصادي نزديک ترين منبع به ايران براي تهيه سوخت است. اگر شرايط به جز اين بود مسئولان سياسي كشور و مديران سازمان انرژي اتمي ايران در مذاكراتشان با روسها تا اين حد روي موضوع سوخت تاكيد نداشتند و سعي مي كردند از سوخت ادعايي توليد شده در داخل استفاده كنند.
اما سوال اينجاست که آيا روس ها در اين شرايط حساس و با توجه نقش محوري که پيدا کرده اند نهايتاً به ما سوخت خواهند داد يا نه؟ پاسخ در يک جمله کوتاه آن است که« آنها به درخواست ايران نه نخواهند گفت، اما اقدام جدي نيز نخواهند کرد.» براي توجيه اين پاسخ ابتدا اين نکته را توضيح دهم که در هيچ يک از قطعنامه ها و تصميم هايي که تاکنون بر ضد ايران گرفته شده است ايران از داشتن نيروگاه هسته يي و حق استفاده از سوخت هسته يي در نيروگاه منع نشده است و بعيد است که در آينده نيز چنين منعي صورت گيرد. برعکس، غربي ها درصددند نشان دهند که اگر ايراني ها دست از غني سازي بردارند اين امکان را دارند که از سوخت تهيه شده و آماده شده هسته يي توسط کشورهاي داراي فناوري سوخت به هر ميزان که لازم داشتند بهره برداري کنند. بنابر اين از آنجا كه امتناع رسمي روسيه و ساير كشورها از دادن سوخت هسته اي به ايران در سطح تبليغاتي ايرني ها را محق به ادامه پروژه غني سازي نشان خواهد داد، آنها چنين كاري نخواهند كرد.
اما از طرف ديگر توجه به اين نکته ضروري است که سوخت هسته يي کالايي استراتژيک است که به سادگي به هرکسي نمي دهند. دادن سوخت به يك كشور به غير از ضرورت داشتن استانداردهاي بالاي فني و ايمني در استفاده از آن، نيازمند وجود حداقلي از اعتماد سياسي به آن كشور است كه دليل آن را ذيلا توضيح مي دهم. مسئله از اين قرار است كه بعد از استفاده از سوخت نيروگاه، پسماند آن اهميتي استراتژيك دارد. پسماند سوخت حاوي مقادير عظيم پلوتونيوم است که عنصري به شدت پرتوزا (راديواکتيو) است و در صورت مديريت غيرصحيح مي تواند منشاء آلودگي هاي عظيم راديواکتيو در محيط شود. اما نكته مهمتر آن است كه چنانچه كشوري به فناوري جداسازي پلوتونيوم از زباله هسته اي دست يابدمي تواند سالانه تعداد زيادي بمب پلوتونيومي توليد كند. عنصر پلو تونيوم فاقد هر گونه استفاده صلح آميز هسته اي است و در واقع همان بلاي زيست محيطي است كه براي دهها هزار سال توانايي ايجاد آلودگي راديو اكتيو در كره زمين دارد. اما در عوض در ساخت بمبهاي هسته اي چندين برابر كاراتر از اورانيوم غني شده است.
به همين دليل معمولاً شرط اساسي تحويل سوخت هسته يي از سوي کشورهاي توليدکننده آن به کشورهايي که فقط دارنده نيروگاه هسته يي هستند آن است که تضمين هاي کافي براي بازگرداندن سوخت مصرف شده، يعني همان زباله هاي خطرناک هسته يي وجود داشته باشد. پر واضح است كه اين مسئله نيازمند وجود يك سطح حداقلي از اعتماد ميان كشورهاي تحويل دهنده و تحويل گيرنده سوخت است.
به اين ترتيب گزاره روشني را مي شود بيان کرد بر اين مبنا که براي بهره برداري از يک يا چند نيروگاه هسته يي در يک کشور، سياست خارجي ويژه يي لازم است که فراهم کننده فضاي سياسي لازم به منظور ايجاد اعتماد براي دريافت ساليانه ده ها يا صدها تن اورانيوم غني شده (سوخت اوليه رآکتور هسته يي) از يک سو و تحويل زباله هاي خطرناک هسته يي از سوي ديگر باشد. به نظر مي رسد فكر كردن به فناوري هسته اي نيروگاهي در خارج از چنين چارچوبي به شوخي و يا آمال و آرزوهاي دست نايافتني شبيه تر است.
البته همان طور که گفته شد قدرت هاي دارنده فناوري توليد سوخت به دليل ملاحظات ياد شده ممکن است به صراحت نگويند که به شما سوخت نمي دهيم، اما اين نيت را مي توان در رفتار آنها جست وجو کرد. تا آنجا که به روس ها بر مي گردد، آنها ابتدا تلاش مي کنند تا جايي که ممکن است پروژه بوشهر در همان مرحله ساخت و تکميل باقي بماند تا بحث تحويل سوخت در عمل به عقب بيفتد. اما چنانچه اين فاز پشت سر گذاشته شد، مي توان چشم به راه امواج تبليغاتي و سياسي جديدي بود که موضوع آنها تحويل سوخت به ايران باشد.
در يک جمع بندي نهايي مي توان گفت دستيابي به انرژي هسته يي، چه حق مسلم ما باشد و چه نباشد، چه در زندگي ما تاثير مثبتي داشته باشد و چه نداشته باشد، چه بر مبناي منافع ملي و نيازهاي واقعي اقتصادي كشور باشد و چه نباشد، در عمل نيازمند طي کردن مسيري در عرصه سياست جهاني است که بايد با اعتمادسازي و جلب اطمينان در سطح رهبران کشورها همراه باشد.
نمي توان بر ضد كساني كه حمايت و جلب اعتماد و همراهي آنان در اين مسير الزامي است شعار داد و سپس از كار شكني آنها گلايه كرد. فناوري را نمي توان مثل كالاي قاچاق از بازار سياه تهيه كرد. البته مي توان بر ضد تمام دنيا شعار داد و نظام حاكم بر بر آن را به چالش كشيد، اما در عين حال نمي توان چيزي را درخواست كرد كه لازمه اش اعتماد تمام دنيا باشد.
مي توان آزاده ماند و درويش وار زيست. و يا مي توان دست بر سينه نهاد و متنعم شد. اما نمي توان انتظار تنعم از سفره اي داشت كه صاحبش را دزد و نابه كار مي خواني.
با درويشي و آزادگي مي توان كلبه اي ساخت و در آن زيست، اما نمي توان يكساله عمارت چهل ستون بنا كرد! درويشي و گستاخي و نعمت خواهي با هم راست نمي آيند. اما مي توان با كرامت و عقل هم نان خويش خورد و هم از نعمت همكاري با ديگران نيز بهره مند شد.
نظرات بازدیدکنندگان
با عرض سلام
می خواستم اگر برایتان امکان دارد، تا جایی که می توانید در مورد قرارهای اخیرمان با روسیه بر سر دریای خزر، نیز با اعراب در مورد خلیج فارس و جزایر آن، اطلاعاتی به ما هم بدهید. ممنونم.
ضمنا خوشحال می شویم که برنامه ی خودتان و سایر اصلاحاتی ها در انتخابات مجلس هشتم و پیش بینی نتایج (اگرچه مردم ما اصلا قابل پیش بینی نیستند) را هم بفرمایید.
Posted by: احمد رضا | January 8, 2008 04:50 PM
سلام استاد
خیلی در فکرم که این سکوت طولانی شما به چه چیز بستگی دارد!! انتخابات؟ فشارهای دولتی یا دستگاههای قضایی؟ امور دانشگاهی؟ یا مسایل خصوصی؟ به هر حال امید است که هرچه است خیر باشد و به زودی شکسته شود.
Posted by: مازیار | January 8, 2008 04:17 PM
بگیر
سراغ مرا از کافه های قبل از انقلاب بگیر
از خیابان بو علی
از بیمارستان سینا که روانی شده است
به پرستار گفتم :
به جای این حرف ها
بگذار رگ خوابت را بگیرم
با سلام
سنگ های جهنم به روز است و منتظر نقد و نظر شما
Posted by: علی رضا نوری | January 7, 2008 02:17 PM
اما با اين دورخيزي كه كرديد و شانسي كه در انتخابات داريد عجب شير تو شيري خواهد بود شلم شورباي مجلس شورا...باز هم پس از يك سكون 4 ساله آلارم هاي نظام مقدس به تلالو افتاده است و هشدار نويسندگان سكولار و امنيتي هاي اصلاح طلب و دانشجويان امير آباد را كه: اقتربت الساعه وانشق القمر
Posted by: دليري | January 6, 2008 05:28 PM
اگر چه نه از محافظه کاران خوشم می آد و نه از اغلب اصلاخ طلبان ولی خدا خدا میکردم در این دوره انتخابات کاندیدا های بسیار زیادی داشته باشیم تا شورای نگهبان آچمز شود . اگر چه تا کنون در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده ام ولی تصمیم گرفته ام در این انتخابات کاندید شوم و با رد صلاحیت شدنم هزینه ای اضافی برای دشمنان کشورم فاکتور کنم . از همه مردم می خواهم کاندید شوند بگذارید هفتاد میلیون عدم صلاحیت ایجاد شود . از اینکه اصلاحطلبان ( نان به نرخ روز خور) شجاعت کردند و از همه خواستار کاندیدا توری شدند سپاسگزارم
Posted by: پیروز | January 6, 2008 07:49 AM
سلام دکتر جان
چند روز پیش خانم بی نظیر بوتو ترور شد. داشتم به این موضوع فکر میکردم که شما ها باید خدا را شکر کنید که در کشوری مثله ایران زندگی میکنید. وقتی قدرت دوست نداشت شما در مجلس باشید فقط رد صلاحیت شدید ولی در پاکستان خانم بوتو بد جوری برای انتخابات رد صلاحیت شد. دکتر جان باید خدا را شاکر باشید که هنوز کار به اونجاها نرسیده.
Posted by: یار قدیمی | December 29, 2007 09:32 PM
باز هم روزنامه نگار اصلاح طلبی محکوم شده است و باید شلاق بخورد، آیا سکوت باز هم جایز است و به مصلحت؟ یک خط هم که شده بنویسید تا بفهمند که هنوز می فهمیم!
Posted by: بهروز شجاعی | December 28, 2007 05:35 PM
سلام آقای دکتر.
ما همش سر می زنیم که مقاله بعدی شما رو بخونیم ولی ناامید میشیم.
شيرزاد:
شرمندگي مرا بپذيريد. گرفتاري هايي دارم كه وقت آزاد برايم باقي نمي گذارد.
Posted by: مجید | December 27, 2007 08:23 AM
باسلام
آقای شیرزاد اگر فرصت کردید مقاله مفید زیر را مطالعه بفرمائید.
http://web.peykeiran.com/vs2005/article_body.aspx?ID=11935
Posted by: binam | December 23, 2007 06:06 PM
سلام جناب شيرزاد
من فکر ميکنم يک آدم علمی صرفنظر از مسايل سياسی بايد دقيق صحبت کند و اگر نميتواند اظهار نظر نکند.آقای قنادی مراغه ای که بعنوان دانشمند هسته ای معرفی ميشود در تشريح وضعيت هسته ای ايران فرمودند ما از نظر چرخه سوخت در منطقه اول و در غنی سازی رتبه 6 دنيا هستيم!!! يعنی ايشان حتي وضعيت جهانی را در رشته ای که در آن عنوان دانشمندی دارد رانميداند.
Posted by: hamid | December 23, 2007 03:52 PM
سلام.
اول یک گلایه داشتم از آقای دکتر شیرزاد. اینکه بنده رو لایق پاسخ دادن ندانستید دو دلیل می تواند داشته باشد: 1- حرف حساب جواب ندارد. 2- حرف من انقدر پرت و پلا بود یا حاوی توهین و مطلب خلاف ادبی بود که آن را شایسته جواب دادن تشخیص ندادید. اگر هیچ یک از دو مورد بالا صحیح نیست،از شما خواهش می کنم موضعتان در مقابل آخرین کامنت بنده را اعلام بفرمائید. چون کامنت اول بنده را شما پاسخ گفتید، و هردو را در بخش گزیده نظرات هم قرار دادید، اما جواب من به پاسخ شما و دفاعی که من از حرف خودم کردم بی پاسخ ماند.
از امیر آقا متشکرم که هم برای خواندن و هم برای پاسخ گفتن وقت صرف کردند.
در حرف های شما چند تا پیش فرض غلط بود که قبل از پراختن به اصل قضیه به آنها اشاره می کنم.
اول اینکه روشنفکران مستقل ایران که در خارج از کشور به سر می برند، درک درستی یا درست تری (!) از غرب دارند. دلیلی برای اثبات این مطلب هست؟
دوم اینکه بنده ساکن ایران هستم و فیلترینگ باعث شده به برخی مقالات دسترسی نداشته باشم! خیر، بنده ساکن ایران نیستم ، دوستانی که ساکن ایران هستند هم هریک به نحوی راه فراری پیدا می کنند.
اما حالا برویم سر اصل مطلب:
با قسمت اول صحبت های شما موافقم. اینکه فناوری هسته ای مثل دریل است و همه کشورها در یک کشتی هستند. اینکه این موضوع از مباحثی مثل حقوق بشر و محیط زیست مهم تر است هم قابل انکار نیست. اما مشکل اینجاست : با فرض اینکه ایران در صدد دستیابی به بمب هسته ای است و با این فرض که این امر بر همه مسجل شده، (که از نظر من فرضی است که تردید جدی در آن وجود دارد.) سوال اینجاست که چرا در نظر شما نقش کاپیتان کشتی را آمریکا به عهده دارد و فقط ایران همان آدم کله شقی است که هر لحظه ممکن است کشتی را سوراخ و همه را غرق کند؟! من هم معتقدم ایران کله شق است. خصوصا الان! اما اسرائیل و پاکستان و روسیه و خود آمریکا با توجه به سوابق درخشان در عرصه بین المللی و احترام فوق العاده برای جان انسانها و نگرانی شدید در مورد امنیت ساکنان کره خاکی، ( که نمونه هایی از آن را در هیروشیما، چچن، قانا، صبرا و شتیلا و ... این قصه سر دراز دارد) اگر از ما احمق تر نباشند، عاقل تر هم نیستند.
لحن شما به گونه ایست که انگار آمریکا غمخوار بشریت است و همه کشورها هم حرف این حکیم دلسوز را گوش می کنند، جز ایران!
لطفا توضیح دهید اگر دل آمریکا و جامعه جهانی برای سوراخ شدن کشتی می سوزد، چرا کسی به خود آمریکا که هرسال بودجه های نجومی برای توسعه کمی و کیفی انواع مدل سلاح هزینه می کند، یا اسرائیل که همین الان صدها کلاهک هسته ای آماده در منطقه خاورمیانه انبار کرده، نازک تر از گل نمی گوید؟ و ایران که هنوز در خوان اول است سزاوار این همه پرونده سازی و تحریم است؟ آیا احتمال اینکه روزی سلاح های آمریکا بر ضد بشریت به کار برود منتفی است؟ یا افرادی مثل جورج بوش و دار و دسته اش خیلی آدم های خویشتندار و مسلطی هستند که فقط در مواقع تشخیص درست، از آنها استفاده می کنند؟!
خیر، اینها نیست. قانونی که در جهان بین الملل حاکم است، عینا قانون جنگل است. 6 کشور دنیا که زودتر به سلاح هسته ای دست پیدا کرده اند، شده اند قیم همه و هر سازی می زنند، بقیه باید برقصند. پس از فروپاشی روسیه و مسائل دیگر که در این مقال نمی گنجد، الان پرو بال همه جز آمریکا تقریبا شکسته است. آیا این ارجحیتی محسوب می شود که ما بخواهیم به خواسته این کشورها تن بدهیم؟ آنها از ما بیشتر می فهمند؟ فقط آنها به درستی تشخیص می دهند که سلاح های اتمی ما که نه، برنامه اتمی ایران که معلوم نیست تا چند سال دیگر به تولید سلاح منجر بشود یا نشود، بر ضد بشریت است و کلاهک های حاضر به یراق اسرائیل و روسیه و پاکستان و هند و ... خللی در نظم نوین جهانی ایجاد نمی کند؟ نمی دانم جواب شما به این سوالات چیست، اما با منطق و نگاه بنده، پاسخ به این سوالات چندان پیچیده نیست. یک کشور در جهان زورگوست، همه به حرف زور او تن می دهند تا نان شبشان آجر نشود و ما آن درویشی هستیم که طی این سی سال گرسنه مانده ایم و زیر بار حرف زور نرفته ایم. فکر نمی کنم این مساله دستمالی کوچک باشد که قیصریه را نباید به خاطرش سوزاند!
من این طور فکر نمی کنم، دولتمردان آمریکا هم این طور فکر نمی کنند!
من هم معتقدم در صورتيكه ايران برنامه اتمي خود را صادقانه كنار بگذارد، بقيه موضوعات هيچگاه براي جامعه جهاني اهميتي به اين بزرگي نخواهد داشت. اما رابطه ما با آمریکا و جهان هم چنان به همین آشفتگی الان باقی خواهد ماند. گو اینکه قبل از اینکه حرفی از برنامه اتمی هم باشد به بهانه های دیگر ما تحت تحریم های مختلف بودیم.
با تشکر
Posted by: محسن | December 23, 2007 02:49 PM
با سلام خدمت دکتر شیرزاد عزیز. وزیر نیروی دولت نهم دو سه روز پیش در مورد مزایا و توانائی های برق هسته ای سخنانی بر زبان رانده است که هر دانشجوی مبتدی مهندسی برق را هم به خنده وا می دارد. بنده در آخرین مطلب وبلاگم با عنوان "میزان دانش وزیر نیرو در خصوص برق هسته ای!" به مطالب بی پایه ای که اظهار شده است (از دید مهندسی برق ، اما به طور کوتاه و اجمالی) پاسخ داده ام. دعوت می کنم مطالعه فرمائید. ارادتمند آقاابراهیمی
Posted by: محمدرضا آقاابراهیمی | December 21, 2007 01:17 PM
سلام دکتر شیرزاد. من شنیده ام که تمام کارها و طراحیها و پیشرفتهای هسته ای در ایران توسط مهندسین انجام شده و نه فیزیکدانان ایرانی. البته من میتوانم باور کنم چون تا آنجاییکه خبر دارم رشته فیزیک در ایران توسط امریکا در ایران بنیان گذاری شده و همین نشان میدهد که اساتید و فارغ التحصیلان این رشته اصولا نبایستی اعتماد به نفس و جرات کارهای بزرگی مثل پیشرفتهای هسته ای را داشته باشند. پیشرفتهای هسته ای اگر انجام شده باشد توسط مهندسین ایرانی انجام شده و نه توسط فیزیک پیشه های ایرانی که هرگز امیدی به آنها نیست. موفق باشید.
شیرزاد:
خلاف به عرضتان رسانده اند. چنین تفکیکی بین رشته های فیزیک و مهندسی از کسانی بر می آید که در عالم خیال سیر میکنند.
Posted by: بی نام | December 20, 2007 01:16 PM
پاسخي داشتم در مورد نظر آقا محسن ارسال شده در ١٣ دسامبر! برخلاف نظر ايشان من معتقدم كه بالاگرفتن تنش روابط ايران و آمريكا بر سر موضوع هستهاي بسيار متفاوت از بقيه مشكلات ايران و آمريكا است. و اگر اين موضوع نبود تنش روابط بسيار كمتر از ايني بود كه الان هست. ترس جهان از جنگ هستهاي به هيچ عنوان غير منطقي نيست. ضمانتهاي ما كه توسعه بمب اتمي خلاف شرع است شايد براي خودمان قابل قبول باشد ولي براي غرب قابل اطمينان نيست. جامعه جهاني مثل ساكنان يك كشتي ميباشد و بمب اتمي مثل دريل. هر چه كساني كه دريل دارند بيشتر باشد احتمال غرق شدن اين كشتي بيشتر است. كاپيتان بداخلاق اين كشتي كاري به اين ندارد كه چه كسي محق است و جه كسي محق نيست، بلكه به اين كار دارد كه چه كسي ممكن است اين دريل را بكار برد و موجب غرق شدن كشتي شود. اهميت كنترل فن آوري هستهاي براي آمريكا و جامعه جهاني بسيار بسيار بيشتر از حقوق بشر، صلح خاور ميانه، گرم شدن هوا، و هر موضوع ديگر است.حتي براي خود ما هم بايد بيشتر باشد! طبيعتا اين كنترل براي كشورهاي ”مستقل“ كه نظر خود را دارند و كشورهاي چالش برانگيز خيلي بيشتر است. توسعه سلاحهاي اتمي خطري خيالي نيست. بلكه خطري جهاني است كه ميتواند منجر به انهدام زمين شود. عدم درك اين خطر براي جهان، معمولا ناشي از اين است كه خود را فقط صاحب حق ميدانيم و به جايگاه خطيرمان در جهان امروز واقف نيستيم! حاضر هستيم از اين شرايط ناگوار سوء استفاده كنيم و به جاي همكاري با كشورهايي كه اختلاف نظر با آنها داريم ولي در اين مورد نگراني دارند سعي ميكنيم امتياز بگيريم.
فكر ميكنيد چرا ژنرال مشرف در پاكستان اينقدر ميتازد؟ براي اينكه همه كشورها نگران افتادن بمب دست تندروها هستند. واضح است كه آمريكا هم مثل ايران خودخواه دارد. كساني دارد كه بخواهند سوء استفاده كنند، حال سوال اين است كه ما بايد موضع خوبها را در آمريكا تقويت كنيم يا بدها؟
عدم درك اين مسايل و تقليل دادن آن به مشكلات شخصي ايران و امريكا، به نظر من اشتباه بسيار بزرگي است كه آقا محسن مرتكب شدهاند. ايشان مطمئن باشند در صورتيكه ايران برنامه اتمي خود را صادقانه كنار بگذارد، بقيه موضوعات هيچگاه براي جامعه جهاني به سركردگي امپرياليسم آمريكا (!!!) اهميتي به اين بزرگي نخواهد داشت. حتي صلح اعراب و اسراييل، حقوق بشر و موضوعاتي مشابه آن! اين موضوع را بسياري از نويسندگان و روشنفكران مستقل ما (خصوصا كساني كه خارج از ايران ساكن هستند و شناخت بهتري از غرب دارند) در دو سال گذشته به صراحت عنوان كردند (كه اگر سيستم فيلترينگ اينترنت در ايران نبود مطمئن هستم كه ايشان هم چندتا از مقالات مرتبط را ديده بودند). نهايتا تذكر ميدهم كه دست يابي ايران به فن آوري هستهاي خطر فوق العاده زيادي را متوجه كشور ما ميكند، چرا كه كشورهاي همسايه ما هم مجبور به دستيابي به آن ميشوند و منطقه به انبار مهماتي تبديل ميشود كه بعضي از نگهبانان آن دچار مشكل با هم هستند. حال اگر يكي از شيوخ وهابي روزي از دنده چپ بلند شد و خواست درس كوچكي به ”رافضي“ هاي ايراني بدهد فن آوري هستهاي ما به ما كمكي خواهد كرد؟! ما بايد در مقابل زمين مسووليت بيشتري قبول كنيم و اندازه بزرگي مسايل مختلف را در نظر بگيريم، به خاطر يك دستمال (مشكلات تاريخي ايران و آمريكا كه در ابعاد مسايل جهاني همچون دستمال هم نيستند!) قيصريه را به آتش نكشيم و مسوولانه به جاي اختلال در نظم نوين جهاني نقش بپذيريم.
جناب آقاي دكتر شيرزاد، به دليل محذوراتي كه فكر كردم حضرتعالي داريد بعضي موضوعات را صراحتا ننوشتم.
خوشحال ميشوم كه آدرس ايميل من را در اختيار آقا محسن قرار دهيد تا در صورتي كه علاقه داشتند با من در تماس باشند و انتقادات خودشان از مطالب من را به من انتقال دهند.
Posted by: امير | December 18, 2007 09:32 AM
سلام دكتر! ميشه در مورد بر اندازي نرم با خشتك و شلوار كوتاه(كه توطيه ي جديد غرب بر ضد ايران مي باشد وتوسط سرداررر رادان! همشهري شما كشف شده) و در حال حاضر نيروهاي غيور و جان بر كف انتظامي در حال برخورد شديد با ان هستند، بنويسيد؟ به نظر شما تبرج جزو براندازي نرمه يا سخت؟ در مورد قليان هم ميخواستم بدونم جزو انقلاب هاي رنگينه يا بر اندازي نرم يا سخت؟ با تشكر
يك طرفدار سردار رادان
Posted by: Anonymous | December 16, 2007 01:50 PM
سلام. پیرو نظر قبلی. برای چندمین بار ممنون از پاسخ مفصل شما.
البته درست می فرمائید. من هم معتقدم مساله نیروگاه هسته ای داشتن یا نداشتن، باید بررسی علمی بشه و فارغ از سیاست سود و زیان اون سنجیده بشه. حرف من این بود که نه تزریق این همه پول توسط جمهوری اسلامی به خاطر منافع این کار است، و نه مخالفت دنیا با ایران به خاطر مضراتش و به صرفه نبودنش.این موضوع تبدیل شده به نقطه اوج درگیری ما با آمریکا. بنابر این بهتره بحث در مورد مسائل فنی رو کوتاه تر کنیم چون موضوعی است جزئی، در مقایسه با این بحث کلان که ما باید با آمریکا چی کار کنیم؟
آقای شیرزاد از شما با این بینش سیاسی و این سابقه بعید است که از این عبارت طنز آمیز استفاده کنید:"فرض کنید ما دو تا از دندان های آمریکا رو هم شکستیم."
تمام دعوای ما با جهان طی این 28 سال بعد از انقلاب و تمام جنگ ها، تحریم ها و هزار و یک بدبختی دیگر که بر ملت تحمیل شده سر همان چیزی است که شما اون رو "شکستن دو تا دندان آمریکا" اطلاق کردید و بنده بهش می گم استقلال داشتن و تسلیم نشدن در مقابل خواسته تنها کشور زورگوی جهان که خودش رو قدرت مطلق می دونه. این بحث در حرف های حضرت امام، در حرکت هایی که رفقای خود شما انجام دادند مثل اشغال لانه جاسوسی ( احتمالا در موضع گیری های سابق شما هم موجود است، هر چند الان خودتون رو تماشاچی خطاب کردید! ) و در تمام این دوران به راحتی قابل دیده شدن است. بر خلاف پاسخ شما فقط خواسته سران جمهوری اسلامی هم نیست خواسته نخبگان و عوام هم هست.
به راستی ممکن هست که کشوری با مختصات ایران یک رابطه دوستانه و دو طرفه با امریکا داشته باشه که مبنای اون حفظ منافع دو طرف باشه؟
پاسخ این سوال به چند دلیل منفی است:
بنده ادعا نمی کنم اطلاعات جامعی در باره کل کشورهای جهان دارم، اما تا انجا که دیدم و شنیدم و خواندم، به این نتیجه رسیدم در کل دنیا کمتر کشوری است که برای آمریکا مهم باشد، و از تجاوز و دخالت و سلطه آمریکا در امان مانده باشد و زیر حرف زور نرفته باشد. مگر برخی کشورهای دورافتاده آفریقایی که اونها هم شاید تو لیست باشند! البته فقط 4 کشور کمی استثنا هستند. چین و روسیه. که در اکثر موارد ساکت هستند و ترجیح میدن مثل ترسوها عمل کنند به جای اینکه واکنش نشان بدهند. کوبا و کره شمالی هم نمونه های خاص هستند و خارج از بحث )
. مثال در این زمینه بسیار است. یکی اش که خیلی هم دور نیست: حمله امریکا به عراق کاری بود که توسط هیچ مجمع جهانی ای تائید نشد، آمریکا به تنهایی تصمیم گرفت، بسیاری از کشورها در ابتدا مخالفت کردند اما نهایتا نیروی نظامی به عراق اعزام کردند. به لیست بلند بالای کشورهای اعزام کننده نیرو نگاه می کردم از ژاپن و فیلیپین و کره جنوبی و اسپانیا و ایتالیا و استرالیا تا ...آذربایجان و کاستاریکا با 50 نفر در ذیل لیست! البته این 50 نفر گره ای از کار امریکا باز نمی کنند. بلکه شاخصی هستند برای اینکه هم امریکا بفهمه حرف زورش هنوز به کرسی می شینه، هم کاستاریکا، هم بقیه کشورها این رو بدونند! همه با حمله امریکا به عراق مخالف هستند، در عین حال نیرو اعزام می کنند چون می ترسند امریکا نون اونها رو آجر کنه. کل حرف من اینه که تنها کشوری که نمی ترسه ما هستیم. البته مثال هایی از روابط برادرانه کشورها با آمریکا زدید: مالزی. برای بنده مسجل شده که مالزی به حد کافی در همه امور از امریکا حساب می بره و تا حد امکان یانکی ها رو بازی میده و مراقب منافع اونها در اون سر دنیا هست. اگر بخوام این رو ثابت کنم باید یه مقاله بنویسم. فعلا سربسته این رو بپذیرید. البته نروژ رو هم فرمودید. شما اطلاع دارید که نقش آمریکا در قراردادهای نفتی نروژ که یکی از اصلی ترین منابع درآمد این کشوره چقدره؟ این هم یک مقاله دیگر است که دیپلمات های ایرانی متخصص ناحیه اسکاندیناوی از پسش بهتر از من بر میان. بنده در حد خودم دو سه مورد قرارداد نفتی بین ایران و نروژ رو می دونم که با وجود علاقه زیاد طرف نروژی و سود کلانی که می تونست از قبل سرمایه گذاری ببره، به بن بست خورد. البته احتمالا بعد از یک فاکس از سفارت آمریکا یا دیدار یک مقام عالی رتبه با همتای نروژیش.
تازه اگر شما بر فرض موفق بشید کشوری رو پیدا کنید که تو سری خور آمریکا نیست و یک حیات به قول شما عزتمند رو داره، سوال بعدی اینه که آیا اون کشور در منطقه ای به حساسیت خاور میانه قرار داره؟ در منطقه ای به اندازه نصف حساسیت خاور میانه چطور؟! به اندازه ایران روی مخزن عظیمی از نفت و گاز قرار داره؟ نگاهی به کشورهای خاورمیانه بندازید ببینید این نمونه عزتمند مورد نظر رو پیدا می کنید؟ یا همه ترسو و جیره خور هستند و تا امریکا یه نگاه چپ می کنه از ترس می لرزند؟ اعراب و پاکستان و عراق و ترکیه و افغانستان و ... اگر کامل اشغال نشده اند، شما بفرمایید آمریکا تو کدوم یک از این کشورها پایگاه نظامی نداره؟ کدومشون جرات می کنند با وجود مخالفت امریکا قرارداد امضا کنند؟ ولو قرارداد صادرات موز به ایران! منظورم صادرات کلاهک اتمی نیست.
واقعا همون طوری که در جواب کامنت قبلی گفتید نظر شما اینه که اگر ما کشور خودمون رو درست اداره کنیم آمریکایی ها بهانه گیری نمی کنند؟! دست از سر ما بر میدارند؟
مخلص کلام اینکه بنده معتقدم رابطه امریکا به سبب ابرقدرت بودنش با همه کشورها رابطه ایست گرگ و میش. جز تعدادی که به انگشتان یک دست هم نمی رسند و در این میان شاید به جرات بشه گفت این فقط ایران بوده که با شجاعت تمام نترسیدن از آمریکا رو همه جا اعلام کرده و بقیه رو هم دعوت کرده تا ترس از امریکا رو کنار بگذارند، و مطمئن باشید اگر روزی بقیه کشورها این ترس رو کنار بگذارند جهان از این حالت تک قطبی خارج خواهد شد.
بسیار علاقمند و مشتاقم طی یک مقاله موضع خودتون رو به صورت شفاف درباره این مساله بسیار مهم اعلام بفرمائید.
( این بحث هیچ ربطی نداشت به اینکه ما تو این سی سال چه کاری صورت دادیم، به سیاست خارجی و شلوغ کردن های شخص احمدی نژاد و ادعای هدایت دنیا داشتن او هم مربوط نمی شه لطفا خلط بحث نفرمائید. راستی یادم رفت از ونزوئلای نو پا هم نام ببرم! )
سپاس
Posted by: محسن | December 13, 2007 05:40 PM
سلام
من در حال حاضر سرباز هستم و در سپاه خدمت میکنم. ظرف هفته گذشته دو بار از طرف مسوولان محلی که در آن خدمت میکنم در جمع عمومی سربازان از شما نام برده شد. یک بار از طرف مسوول حفاظت اطلاعات یگان و یک بار هم از سوی یکی از مسوولان عقیدتی-سیاسی و هر دو اشاره به بحث هسته ای و آن سخنرانی معروف شما در مجلس داشتند. حتی آن فرد اطلاعاتی تهمت بسیار زشتی نثار یکی از اعضای خانواده شما کرد که از بیان آن شرم دارم. از آن جا که میدانم اینگونه افراد کاملاً بر اساس دستورالعملهای صادره از بالا عمل میکنند و تمام حرکات و سکناتشان هماهنگ شده است حس میکنم برنامه خاصی از طرف جریانهای نظامی-امنیتی برای شما تدارک دیده شده است.
شيرزاد:
لابد يك حكم شرعي دارند كه تهمت و غيبت را برايشان حلال كرده باشد. البته صرف نظر از اين كج فكري ها به نظر من هنوز هم در سپاه نيروهاي مخلص و آزاده اي هستند كه اين تبليغات بر آنها بي اثر است.
Posted by: ناشناس | December 13, 2007 11:33 AM
باسلام
آقای شیرزاد، مسائلی هستند درمورد اصلاح طلبان که برایم قابل هضم نیستند. فکر کردم سئوالاتم را برای شما طرح کنم، زیرا معلم هستید، یعنی سعی در تفهیم دارید و در تعلیم نباید از عدالت دور شد. خودم را معرفی میکنم شاید کاررا برشما آسان کند.
من مسلمانم. درانقلاب دانشجو بودم وچندماهه آخر رژیم سابق، نزد آقای خمینی بودم و به ایشان علاقۀ فراوان داشتم. از کاری دولتی بیزارم وبه همین دلیل باوجود آشنائی با مرحوم بازرگان و دیگران و آقای خمینی هرگز وارد سیاست به معنای شغل نشدم. اما زندگیم درمبارزه بوده و هست.
حال از نظر خود اصلاح طلبان را معرفی میکنم. اصلاح طلبان مبارزینی بودند که دسته ای معتقد به آزادی نبودند، دسته ای بدون داشتن ایده، با اعتقاد به آقای خمینی عمل می کردند، عده ای هم برای قدرت یا استبداد صالح بعداز انقلاب فعالیت می کردند و بالاخره عده ای برای قدرت جدید کار میکردند و سعی می کردند جذب دولت شوند. اما همگی ارجی برای کرامت انسانی وقانون، در برابر نظرات حاکمیت جدید قائل نبودند. یعنی آنها از "اصل نظام است" تبیعیت می کردند.
اما اکنون عده ای از آنها، به هردلیل(درحقیقت دلائل مختلف)، مواضع گذشتۀ خود را، ظاهرا ناکارآمد می دانند زیرا حرفهای دیگری می زنند. اما سئوالات:
1- چرا آنان از گذشتۀ خود نقد رسمی و علنی و مخصوصا مدون و علمی و عملی نمی کنند؟ تا مردم هم ازآن مطلع شوند.
2- چرا خود را همواره موظف می دانند که "اصل نظام است" درصورتی که این تفکر با کرامت انسان و اسلام ناسازگار است. این تضاد در نظر و در عمل را مردم می بینند، خود آنها چرانمی بینند؟
3- خود شما در جریان اخبار قراردارید، صحبتهای آقای جنتی در مورد اصل بر نبودن برائت و سخنان عضو مجلس که می گوید عده ای از اعضاء مجلس هفتم باید طبق لیستی که در اختیار دارد رد صلاحیت شوند، اکبری مسئول یک نهاد پژوهشی صحبت ار "تحول" درایران می کند، اما برای آمریکا می گوید "دست به دست شدن قدرت" و....همه دال براین اند که تصفیه های جدی درپیش است. چرا اصلاح طلبان از خواب بیدارنمی شوند؟
4- اخیرا جبهه مشارکت متنی را منتشر کرد که درآن "مردم" کاملا غایب هستند و گویی وجود ندارند. چرا اصلاح طلبان وقعی به مردم و لااقل به "قدرت" مردم نمی گذارند؟
سئوالات فراوان دارم اما به اینها بسنده میکنم شاید برای این باشد که امید به جواب نداشته باشم. دلیل آن هم جواب ندادن یکی از متفکرین اصلاح طلب است که سابق براین سئوالاتم را بی جواب گذاشته بود.
به هرحال اگر صلاح نمی بینید علنی پاسخ گوئید،می توانید ازآدرس بالا استفاده نمائید. سلامت و شاد و موفق باشید.
Taf20042001@yahoo.fr
شيرزاد:
ضمن احترام براي شما و سئوالهايتان كه سئوالهايي دراز مدتي هستند و هر كدام مقاله اي مفصل در پاسخ مي خواهند، اميدوارم كه در حد مقدور و به مرور به آنها بپردازيم. اظهار نظرهاي اصلاح طلبان اغلب پاسخ به همين پرسشهاست.
Posted by: binam | December 13, 2007 01:56 AM
با درود
لطفا به نتایج جدیدترین تحقیقات انجام گرفته در المان راجع به رابطه سرطان خون در بچه ها و مراکز هسته ای توجه کنید. مطلب مستقیما به نقل از دویچه وله است. شاد باشید
پژوهش اخیر "كميسون كنترل تشعشعات اتمى" آلمان، مسئله نیروگاههای هستهاى را بار ديگر به محافل عمومى كشانده است. این پژوهش ثابت مىكند علت افزايش آمار سرطان خون كودكان "تشعشعات اتمى با دوز پايين" در محوطه رآكتورهاست.
سالهاست که پزشكان هشدار مىدهند، افرادى كه در محدوده نيروگاههاى اتمى ساکناند به دليل قرار داشتن در معرض تشعشعات هستهاى، بيشتر از سايرين با خطر ابتلا به سرطان مواجهاند. هشدارى كه تا به حال، آنطور كه بايد جدى گرفته نشده است.
شيرزاد:
نگران نباشيد اگر در ايران چنين اتفاقي افتاد حتما همانها كه دو سال پيش رفتند دور تاسيسات اتمي اصفهان و نطنز حلقه انساني تشكيل دادند فداكاري مي كنند و با تشكيل حلقه ديگري جلو نشت تابش هاي مضر راديو اكتيو را خواهند گرفت!
اطلاعاتى كه پژوهشگران در يك فاصله زمانى مشخص جمعآورى كردهاند، نشان میدهند که آمار ابتلا به سرطان در ميان كودكان زير پنج سالى كه تا شعاع پنج كيلومترى نيروگاههاى اتمى آلمان زندگى مىكنند (بدون در نظر گرفتن جنسيت)، يكونيم برابر بيشتر از ساير كودكان است. در حالى كه آمار سرطان خون در ميان كودكان آلمانى به طور ميانگين ۴۸ مورد بوده، در ميان كودكانى كه در همسایگی نيروگاهها بودند، ۷۷ مورد گزارش شده.
بيشترين موارد گزارش شده، سرطان خون است. علاوه بر اين، هيچ كدام از تحقيقاتى كه در فاصله سالهاى ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ به درخواست "وزارت حفاظت از محيط زيست" انجام گرفته، توضيح علمى قابل قبولى براى توجيه علت افزايش آمار ابتلا به سرطان، بهخصوص سرطان خون در ميان كودكان، ارائه نمىدهند.
تحقیقی که چندان هم جامع نبوده است
اين در حالى است كه برخى از كارشناسان با ارائه آمار دقيقتر معتقدند، اين تحقيق كافى نبوده و اگر منطقه پژوهشى به جاى شعاع پنج كيلومترى تا شعاع پنجاه كيلومترى نيروگاهها بود، تعداد كودكانى كه در فاصله سالهاى ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ به سرطان خون مبتلا شدهاند شش برابر رقم كنونى را نشان مىداد. در این صورت شمار کودکان مبتلا به سرطان در فاصله زمانى یاد شده، به جای ۴۸ مورد نزدیک به ۳۰۰ مورد میشد.
در حال حاضر شانزده رآكتور اتمى در آلمان فعالند.
اگر مهد کودک این بچهها در نزدیکی یک نیروگاه اتمی باشد ...Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اگر مهد کودک این بچهها در نزدیکی یک نیروگاه اتمی باشد ...
در ميان اين تحقيقات، آلفرد كوربلاين (Alfred Körblein) فيزيكدان آلمانى كه بر روى تاثير تشعشعات اتمى بر سلامت انسان پژوهش مىكند، در سال ۱۹۹۸ با جمعبست تحقيقاتى كه در آن زمان و به درخواست "وزارت حفاظت از محيط زيست" انجام داده بود، "تشعشعات اتمى دوز پايين" محوطه نيروگاهها را براى انسان "به شدت مضر" معرفى كرده بود. جمعبستى كه چندان مورد توجه قرار نگرفت. در سال ۲۰۰۱ نتيجه بررسى ديگرى كه توسط يك گروه تحقيقات پزشكى صورت گرفت، نشانگر آن بود كه احتمال بروز سرطان خون در ميان كودكانى كه در محوطه رآكتورها زندگى مىكنند بالاتر است. هشدارى كه باز هم جدى گرفته نشد.
بررسی دقیقتر
مدتى بعد و پس از بحث و گفتوگوى فراوان، "كميسيون كنترل تشعشعات اتمى" اعلام كرد، نتيجه تحقيقات صورت گرفته را مجددا بررسى خواهد كرد. در تابستان سال ۲۰۰۷ پژوهشگران تحقيق گستردهاى براى بررسى اثر "تشعشعات اتمى با دوز پايين" بر سلامت افرادى كه در كشورهاى اسپانيا، فرانسه، ژاپن، آمريكاى شمالى و آلمان در محوطه نيروگاههاى اتمى زندگى مىكنند، آغاز كردند.
نتيجه گزارش كه هفته پيش منتشر شد، چيزى غير از تاييد آنچه پيش از اين ارائه شده بود نيست: احتمال ابتلا به سرطان در ميان كودكانى كه در نزديكى نيروگاههاى اتمى زندگى مىكنند به طور چشمگیری بالاتر از ساير كودكان است.
اين در حالى است كه برخى از كارشناسان با ارائه آمار دقيقتر معتقدند، اين تحقيق كافى نبوده و اگر منطقه پژوهشى به جاى شعاع پنج كيلومترى تا شعاع پنجاه كيلومترى نيروگاهها بود، تعداد كودكانى كه در فاصله سالهاى ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ به سرطان خون مبتلا شدهاند شش برابر رقم كنونى را نشان مىداد. بنا بر این، در اين فاصله زمانى یاد شده، در حالى كه آمار سرطان خون در ميان كودكان آلمانى به طور ميانگين ۴۸ مورد بوده، در ميان كودكانى كه در شعاع پنج كيلومترى نيروگاهها ساكن بودند ۷۷ مورد و تا شعاع پنجاه كيلومترى نيروگاه، حداقل ۱۲۱ تا ۲۷۵ مورد بوده است. در حال حاضر شانزده رآكتور اتمى در آلمان فعالند.
واکنش احزاب و سازمانها
با انتشار اين اطلاعات، حزب سبزها و "سازمان صلح سبز" (Greenpeace) كه از مخالفان استفاده از رآكتورهاى اتمى هستند، بحث استفاده از انرژى هستهاى را بار ديگر به محافل عمومى كشاندهاند و معتقدند، نتيجه تحقيقات به اندازه کافی روشن است و از رده خارج كردن نيروگاههاى اتمى كه از دهه ۱۹۹۰بارها مورد بحث قرار گرفته و تا كنون به تعويق افتاده، بايد هر چه سريعتر به مرحله اجرا درآيد.
نتيجه اين تحقيق اكنون موضوع مورد بحث در مجلس آلمان است. موافقان استفاده از انرژى هستهاى معتقدند، نبايد به سرعت نتيجهگيرى كرد و تصميم گيرى در اين زمينه نياز به زمان بيشترى دارد. وزير "حفاظت از محيط زيست"، زيگمار گابريل
(Sigmar Gabriel) كميتهاى براى بررسى بيشتر نتيجه اين تحقيق تشكيل داده است.
هاينز اسميتال (Heinz Smital) ، پژوهشگر فيزيك هستهاى و نماينده "كميسيون كنترل تشعشعات اتمى" آلمان در مصاحبهاى اعلام كرد: «اين بار ديگر اجازه نمىدهيم نتيجه تحقيق را به كنارى بياندازند. آن هم نتيجهای كه ثابت مىكند تشعشعات دوز پايين اتمى در محوطه رآكتورها، دليل افزايش آمار سرطان خون كودكان هستند. كميسيون بينالمللى كنترل تشعشعات اتمى هم توجه بيشترى به اين مسئله نشان خواهد داد.»
شبنم نوریان / رویترز، خبرگزاری آلمان، دویچهوله
Posted by: حسن رضایی | December 12, 2007 06:49 PM
سلام جناب دکتر تشکر از مطالب زیبایت سری به این حقیر شهرستانی بزن یه نظر توپ هم ما را مهمان کن
یا حق
Posted by: رامهرمزی | December 10, 2007 08:25 PM
سلام دکتر هسته ای را فعلا تعطیل کن بچسب به انتخابات
Posted by: فرزاد کردزنگنه | December 10, 2007 07:35 PM
آقای دکتر شیرزاد
فرمایشات شما متین، اما اگر ما کلا انرژی هسته ای رو فراموش کنیم،و مثل لیبی اجازه بدهیم همه سانتریفیوژها و بقیه تجهیزات را بار کنند و ببرند، باز هم مشکل حل نمی شود. مشکل ما با امریکا این است که ما زیر بار حرف زور آمریکا نمی رویم.(جنس حرف زور امریکا هم با سو استفاده های چین و روسیه فرق ماهوی دارد.) وگرنه انرژی هسته ای بهانه است. همه علمای دیپلماسی هم این را بهتر از من و شما می دانند. این را هم می دانند که اگر ما همه چیز رو تعلیق و تعطیل کنیم، از فردا صبحش بدون تاخیر بهانه گیری بعدی شروع خواهد شد. بنده خودم از یکی از مدیر کل های وزارت خارجه شنیدم که بهانه بعدی حقوق بشر خواهد بود. اگر در حقوق بشر هم همه شرایط اونها را ارضا کنیم خوان بعدی شروع خواهد شد.
بنابر این از یک نخبه با درایت مثل شما بعید است که از این نکته غافل شوید. ما با انقلاب نان آمریکا رو در منطقه آجر کردیم، هر چه هم جنگید و تهدید و تحریم و ... کرد، باز به راه خود ادامه دادیم. هیچ کشوری هم تا الان این کار را با آمریکا نکرده است.
حتی چین که بنده الان دارم درش زندگی می کنم، بسیار از آمریکا می ترسد با وجود اینکه سومین قدرت اقتصادی دنیاست و دیپلمات های چینی شجاعت ایرانی ها رو تحسین می کنند.
مخلص کلام اینکه ما خواری هستیم در چشم آمریکا. تا الان هم ایستادگی کردیم. سر مساله اتمی هم کوتاه نمی اییم چون اصلا مساله نیروگاه و انرژی و سوخت و بمب هسته ای نیست. اینها بازی است و اصل دعوا سر موضوعی است که عرض کردم.
اینکه ما اصلا چرا داریم ایستادگی می کنیم واینکه آیا باید درویش و آزاده زیست ( عقیده ای که در زمان انقلاب و اشغال لانه جاسوسی قاطبه نخبگان سیاسی و عوام بر آن باور داشتند. ) یا دست بر سینه و متنعم، موضوع و سوالی عمیق تر و مهم تر است. منتظر خواندن کلام شیوای شما در این زمینه هستم.
شيرزاد:
اصلا بياييد فرض كنيم امريكايي ها بر سر مسئله هسته اي ما كوتاه بيايند و بگويند هر كاري مي خواهيد انجام دهيم. حال مسئله اين است كه آيا از زاويه ديد منافع مردم ايران چه چيز گيرمان مي آيد؟ 40 سال است جنازه اي به نام نيروگاه بوشهر كه زماني از آن به نام حاصل بلند پروازي رژيم شاه ياد مي شد روي دستمان مانده و از پول نفت خون به آن تزريق مي كنيم تا بلكه روزي سر پا شود و به اندازه كسري از آنچه خرجش كرده ايم به ما پس دهد، اما چه چيز عايدمان شده است؟ نكته آن است كه منافع مردم ايران در كجاي اين داستان لحاظ شده است؟ من و شما بايد اين ميانه تماشاچي باشيم كه كساني مي خواهند دندان امريكايي ها را در دهانشان بريزند و آنها هم از آن طرف مي خواهند حال سران جمهوري اسلامي را بگيرند و معلوم نيست كه اين ميان از اين اورانيوم غني شده كه اگر عايدمان شود هر تومان آن هزار تومان برايمان خرج برداشته چه نفعي براي مردم ايران به دست مي آيد.
مسئله زور گفتن امريكايي ها نيست. بلكه مسئله اين است كه آيا پس از سالها كه از اين داستان گذشت به غير از اين كه بر فرض دو تا از دندانهاي استكبار را هم شكستيم چيز ديگري هم عايد اين مردم ستم كشيده خواهيم كرد؟ آيا اگر دست از سر هدايت مردم دنيا بر داريم و كشور خودمان را درست و بي عيب و با نظر مردم اداره كنيم باز هم امريكاييها بهانه گيري مي كنند؟ آيا كشورهاي مستقل و آبرومند دنيا مثل نروژ، فنلاند، مالزي و... صدها كشور ديگر همه نوكر امريكا هستند؟ آيا هيچ راهي براي حيات عزتمند در اين دنيا نيست؟
Posted by: محسن | December 10, 2007 04:34 PM
جناب شیزاد متن سخنرانی شما را درباره انقلاب فرهنگی در سایت روز خواندم . به شما تبریک میگویم و از شما میخاهم ادامه بدهید فقط نکته ای به نظرم رسید که بد ندیدم مطرح کنم و آن هم اینکه فرموده اید که به نظر شما گفتار آقای خمینی بیشتر بحث اخلاقی بود. در حالی که بحث نبود بلکه اجبار به همراه زور بود.
موفق باشید
Posted by: حامد | December 9, 2007 08:58 PM
سلام جناب شيرزاد
پولوتونيم کاربرد صلح اميز دارد .راکتور های جديد بر اساس سوخت پلوتونيم کار ميکنند.برای اطلاعات بيشتر نگاه کنيد به Fast Breeder Reactors
مشکل ايران استفاده از انرژی اتمی نيست مشکل در برنامه ريزی ومديريت اين کار است . در زمينه انرژی اتمی ارزيابی فنی ونيروی انسانی ايران صفر است. همانطور که شما اشاره کرديد ايران نميداند که انتقال تکنولوژی از بازار سياه انجام نميشود. شرط پيشرفت, ارتباط علمی و تکنولوژيک هر چه نزديک تر با دنياست. با شرايط موجود مطمئن باشيد نه تنها فعاليت هسته ای بلکه ساير فعاليت های علمی صنعتی نيز ظرف يکی دو سال آينده خود بخود تعليق خواهند شد.
Posted by: mohammad | December 7, 2007 04:17 PM
باسلام فقط وظیفه دارم بگویم احسنت ! بیانات واستدلالات شفاف شما که متکی به داده های فنی حاصل از تخصص شماست و نیز متکی به تحلیل عینی واقعیتهای موجود در جهان اطراف ماست الحق و الانصاف که ارزنده و حجتی تاریخی بر مسولین فعلی ما ونسل فعلی و آینده ماست . امیدوارم این آقایان محلی از اعراب برای امثال این افکار و ایده ها در جهت منافع ملی ما قائل باشند وکمی در اینطور تحلیلها تامل کنند.
قل الحق... فمن شائ فلیومن و من شاء فلیکفر
موفق باشید
شیرزاد:
متشکرم از لطف و تشویق شما.
Posted by: م .ابراهیمی | December 7, 2007 12:16 PM
آقای دکتر شیرزاد جملات پایانی شما بسیار گیرا بود و تمامی مفهوم صحبت های شما را به زیبایی خلاصه کرد:درویشی و گستاخی و نعمت خواهی با هم راست نمی آیند. این رویه ای که ایران در زمینه دست یابی به انرژی هسته ای به پیش گرفته است به روشنی معادل با همین جمله است. فقط من یک سوال دارم: مگر این اعداد و ارقامی که شما فرمودید در اختیار دولت کنونی نیست که با یک تحلیل ساده مثال آنچه شما فرمودید، بتوانند مزیت نسبی کشور را پیدا کنند و ایران ما را اینقدر در عرصه بین المللی به چالش نکشانند؟ اگر جواب شما "نه" است، پس واقعا تقصیر ماست که به دوستان فعلی در دولت رای داده ایم. به کسانی که بدون مطالعه آمار و ارقام، تعیین مسیر برای کشور ما می کنند. اگر جواب شما "آری" است، پس به چه دلیلی این موضوع را اینقدر هیسسیتی کردند و دیگر درد سر های موجود و احتمال ایجاد چالش های جدی برای ایران را بی اهمیت می انگارند؟ چرا حتی الآن که بسیار شرایط پیچیده شده است دست بر نمی دارند؟ چرا کشتی خسارت دیده ایران را با تکیه به جمله "حرف مرد یکیه" در این دریای پر خشم و خروش هدایت می کنند؟
شیرزاد:
سوال بسیار جالبی است و من هم بارها با خود فکر کرده ام که واقعا در ذهن آقایان چه می گذرد. دو نکته به نظرم میرسد. یکی این است که آنها متخصصین را به دو دسته تقسیم می کنند، مورد اعتماد و غیر قابل اعتماد. سپس حرف دسته اول را دربست کنار می گذارند و گفته دسته دوم را کاملا قبول می کنند. نکته دیگر هم این است که برخی از آقایان می گویند: بحث هسته ای فعلا در بین مردم خوب گرفته و آنها را با ما همراه کرده، تا فردا خدا بزرگ است.
Posted by: م | December 7, 2007 12:09 AM
با سلام خدمت شما .
جناب شیرزاد از شما به عنوان برادر کوچکتر2 سئوال دارم :
از 25 سال پیش تا به امروز یعنی از زمان اولین انتخابات مجلس (که در آن آقای خمینی دستور به بدست گرفتن مجلس را به حزب جمهوری داد)، تا به امروز ، به من متذکر شوید انتخاباتی را که فرمایشی نبوده اند؟
و دیگری اینکه اگر انتخابات منجر به رای فرمایشی ( که همه میدانیم در غیر اینصورت فاتحه نظام خوانده است)بود باز هم میشود سیاهی ها را زودود؟
اگر انتخابات تحریم شود (و میدانیم که دست آقایون متقلب نیز با داشتن شناسنامه های سرگردان باز است =حدود 5 میلیون)چه اتفاقی میافتد؟
حدائقل در جامعه جهانی این دولت فرمایشی بی آبرو نخواهد شد و افکار عمومی جهان را به واکنش بر علیه نظام های خود وا نخواهد داشت؟
به امید روزی که همه با هم انتخابات را تحریم کنیم تا امثال رئیس جمهور فعلی نتواند خود را نماینده مردم ایران جا بزند.
شیرزاد:
مثالهای واضحی از نقض نظرتان موجود است. با این دیدگاه شما مثل اینکه اگر بمیریم بهتر است.
Posted by: اسرافیل | December 6, 2007 08:38 PM
با سلام و خسته نباشید به شیر شیرزادان
آقای دکتر من که زیاد از فیزیک چیزی نمی فهمیم وقتی این مطالبو می خونم مایوس میشم/وای به حال امثال شما
2 خواسته از شما دارم :
1- خوانندگان وبلاگتون رو از چگونگی و اخبار دادگاهتون مطلع کنین
2- به زودی (اگه انتخابت اسفند ماه نشد , ریاست جمهوری بعدی ,نشد, مجلس بعدی ......) اصلاح طلبان به قدرت می رسند ,خواهشاً ماجرای هسته ای و دیگر شاهکارهای آقایون رو به گوش مردم برسونین
ممنون
شیرزاد:
از لطفتان ممنونم. خبر کوتاهی در سایت نوروز آمده بود. اگر وقت کنم مفصلتر می نویسم.
Posted by: سروش | December 6, 2007 07:56 PM
متشکرکه حاوی مطالب جالبی بود!
اما چندی پیش در اخبار تلویزیون دولتی سوئد، خبر از امکان نصب دستگاههای جذب نیروی خورشیدی در صحاری آفریقا بود و ارسال آن نیرو به اروپا وسیلهی کابلهای زیردریائی. گویا مدیر شرکت سوئدی ـ سویسی آبب بودکه ادعامیکرد همهی امکانات فنی تهیه و انتقال نیروی خورشیدی فراهم است. شاید اطلاع داشتهباشید که سوئد یکی از رکتورهای اتمی خود را سه چهار سال پیش بر اساس توافقی که بین کلیهی احزاب موجود در پارلمان، از رده خارج کرد و قرار بود طبق برنامهی تنظیمی همهی راکتوهای خود را از رده خارج نماید که سیاست با آمدن نیروهای راستی فعلا معوق مانده است.
شیرزاد:
با تشکر اگر لینکهایی در مورد مطالب فوق بدهید ممنون می شوم.
Posted by: عمو اروند | December 6, 2007 07:10 PM
1- نزدیک به 16 هزار پزشک بیکار در ایران داریم که به مشاغل غیر پزشکی اشتغال دارند ( رئیس انجمن پزشکان کشور) – این در حالی است که در ایران برای 2685 نفر یک پزشک داریم ولی در المان برای هر 192 نفر یک پزشک.
2- جمهوری امام زمان با رتبه 89 اولین کشور فساد مالی در کره زمین است.(رئیس دانشگاه شهید بهشتی)
3- ایران ازنظر مرگ و میر در حوادث رانندگی مقام اول جهان است (دکتر زرگر رئیس کمیته فوریتهای پزشکی و سوانح دانشگاه علوم پزشکی کشور)
4- فرار دختران از خانه 20 برابر سال 1370 شده است و در تهران هر شب چهار هزار دختر در خیابانها شب را به صبح میرسانند (دکتر اقلیما رئیس انجمن مدد کاری کشور)
5- طی 25 سال گذشته بیش از دو میلیون نفر از سرمایه های انسانی از ایران خارج شدهاند و زیانی معادل دو هزار میلیارد دلار معادل فروش صد سال نفت به اقتصاد کلان کشور وارده شده است بطور مثال سفیر اخراج شده کاندا در هفته گذشته میگوید : طی ماه گذشته دویست هفتاد هزاز تقاضا برای مهاجرت ایرانیان تحصیلکرده لیسانس به بالا دریافت کرده است.
6- بیش از 85 درصد سرمایه کشور در اختیار 15 درصد قرار دارند (نماینده تبریز در مجلس)
7- در ایران 12 میلیون نفر زیر خط فقر و 4 میلیون نفر فقیرمطلق وجود دارد.(رئیس سازمان بهزیستی)
8- در آخرین رده بندی دانشگاه ها هیچیک از دانشگاهای ایران نتواستند خود را در ردیف 40 دانشگاه برتر اسیا و اقیانوسیه جای دهند (مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور)
9- در بین 80 کشور جهان ، ریسک اقتصادیدر ایران در سال 2005 در رده 79 قرار دارد . کشورهای چون سنگاپور هنگ کونگ ژاپن امارات و ترکیه مقامهای 18 ، 22 ، 23، 30 ، 31 را داراست(مرکز ریسک سنجی واحد اقتصادی لندن)
باز هم بریم رای بدیم
شيرزاد:
آري باز هم فقط با راي دادن (البته نه راي فرمايشي) است كه مي توان سياهي ها را زدود. در عين اينكه ايران واقعا به اين سياهي كه شما ترسيم مي فرماييد نيست. بعضي از مواردي كه آورده ايد جاي بحث و چون و چرا دارد.
Posted by: اسرافیل | December 6, 2007 03:50 PM