« طرح حذف کنکور تبليغاتي است | صفحه اول | يك تجربه اصلاح ‌طلبانه »

خسته نباشم

چند هفته اي است كه غيبت دارم. كار وبلاگ داري هم مثل كار كساني است كه در خانه مرغ و خروس نگه مي دارند. دائم بايد به فكر آب و دان شان باشند تا تلف نشوند. يا مثل كساني كه يك باغچه پر از گل درست مي كنند و يك روز هم نمي توانند از آن غافل شوند. اين قبيل افراد حق مسافرت و مرخصي ندارند مگر آنكه مرغ و خروسها يا گل هايشان را به دست يك آدم مطمئن و دلسوز بسپارند. اما در مورد وبلاگ اين كار را هم نمي شود كرد.

در هر حال امسال شديدا درگير المپياد جهاني فيزيك در اصفهان بودم. قريب به سه سال برنامه ريزي در گرو كار شبانه روزي در اين مدت بود. يكي از پربار ترين تجارب اجرايي عمرم را در اين مدت به نتيجه رساندم. خوشبختانه المپياد در كل موفقيت آميز بود و نتايج خوبي براي كشور داشت. گفتني و نوشتني در اين باب زياد دارم كه به تدريج در جاهاي مختلف عرضه مي كنم. از دوستاني كه در تمام اين مدت باز هم به سايت من سر زده اند و مشتري پر و پا قرص ما هستند صميمانه تشكر مي كنم و عذر خواهي. به ياري خدا سعي مي كنم در روزهاي آينده بيشتر بنويسم.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/236

نظرات بازدیدکنندگان

i think i made it clear but anyway i repeat it, the point is how we participate?, does it really show what we have? , or it is used as a tool to say what a great country and managers"???!!!

سلام دکتر شیرزاد عزیز. خسته نباشید. با اینکه من ایران نبودم دورادور اخبار المپیاد رو پیگیری میکردم. واقعا دست شما و همکارانتان درد نکنه. واقعه ای از این مرتبه بزرگی در کشور ما بی نظیر بوده.

شيرزاد:
متشكر از لطف شما. جايتان خالي بود.

صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
بشد، که یاد خوشش باد، روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابید
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
مبین تو سیب زنخدان که چاه در راه است
کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا
چو کحل بینش ما آستان شماست
کجا رویم بفرما ازین جناب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

با سلامی دیگر خدمت استاد
شاید مجبور باشیم برای نجات از این تگنا چند هندوانه که سهل چندین هندوانه با دستان همدیگر بلند کنیم. به اطراف خود نظری بیاندازید که چشمهای اشکبار زیادی به دست شما و ما دوخته شده است. آنها نمیتوانیم به بهانه هندوانه در دست بی جواب گذاشت.

شيرزاد:
ايكاش ما هم همت والاي حافظ را داشتيم تا قرار و خوابمان نيز نثار كرشمه دوست مي شد.

آقای دکتر شیرزاد از خدا بخواهید آخر ،عاقبتتان راختم بخیر کند .بعضی وقتها آنقدر از روی کینه مقاله می نویسید که حتی شواهد هم گویای مطلب فوق است.مانند مقاله ای که در نشریه شهروند امروز در رابطه با برگزاری المپیاد فیزیک نوشته بودید.شما از خودتان نپرسیدید چگونه میشود به قول خودتان المپیادی به بهترین وجه برگزار شود آنوقت مسولین آموزش و پرورش همکاری نکرده باشند. واقعا متاسفم.

شيرزاد:
در بين مديران آموزش و پرورش، بخصوص در سطح مديران مياني و محلي، برخي صادقانه تلاش كردند و در برگزاري خوب آن سهمي جدي دارند. برخي هم جز وبال نبودند و چوب لاي چرخ. بعضي هم جان همه را به لب آوردند تا همراهي كنند. همان طور كه نوشته ام تجارب خوبي براي همه به دست آمد، اما بي انصافي است اگر تصور كنيد سهم همه در كاري كه معدل تلاشهاي جمع كثيري است يكسان است.

اول واقعا خسته نباشید. ولی نظر شخصی من اینست که هرگز به قهرمان پروری و نخبه پروری اعتقاد ندارم.سطح روانی انتظار نخبه ها همیشه افزایش میابد. من در اروپا زندگی کرده ام هرگز اینگونه قهرمان پروریها را ندیدم. ولی در عوض هنگام تصمیم گیری آمارشان را بر مبنای متوسط آماری یا حتی به قولی نمودار گوسی میریزند نه اینکه به امید چند نفر المپیادی و نخبه که در پیک منحنی قرار دارند دل خوش کنند. تجربه نشان داده است حداقل در ایران المپیادیها منفعت چندانی در پیشبرد علم و صنعت نداشته اند. اصلا نام نخبه و المپیادی سبب انتظار کاذب میشود و همین به قول مولانا درهای تلاش بیشتر را بر رویشان میبندد و حال آنکه به عقیده من آنچیزی که به پیشرفت علم و صنعت کمک میکند انگیزه و خلاقیت همراه پشتکار فراوان است و نه معلومات حفظی و کتابی. سوال من از شما استاد گرامی اینست که چرا در کشورهای قهرمان پروری مثل ایران هرگز مثلا در زمینه علوم عملی و یا مثلا فیزیک کاربردی و تجربی پیشرفتی دیده نمیشود و آن چه هست حول تئوری و ذهن میگذرد؟ آیا این یک مشکل فرهنگی نیست؟ کسی که به دام ذهن افتاد شاید هرگز نتواند بر ترس از عمل و تجربه فایق شود و این در علم یعنی یک تراژدی..

شيرزاد:
ممكن است در معدودي افراد توصيف المپيادي يا نظاير آن غرور كاذب ايجاد كند. اما اين فرمايشتان درست نيست كه اين بچه ها منفعت چنداني در پيشبرد علم و صنعت نداشته اند. المپيادي ها در كنار ساير بچه هاي با استعداد كشور رونق خوبي به برخي رشته هاي دانشگاهي از جمله فيزيك در دانشگاههاي كشور داده اند، اغلب جزو بهترين محققان كشور هستند، و هر كدام هم كه پا به دنياي صنعت و تجارت گذاشته اند بسيار خلاق و كارآفرين بوده اند. دليلي ندارد بواسطه برخي بزرگ نمايي ها يا سوء استفاده هاي تبليغاتي ما از آن طرف بام به زمين بيفتيم. ضمنا تصور شما از مسائل ذهني و تئوري رانمي توان درست پنداشت. بحث آن طولاني است، اما تئوري اگر درست پايه ريزي شود ماحصل قرنها تجربه بشري مي تواند باشد.

سلام دوست عزیز:
از همکاران شما در جبهه مشارکت منطقه خراسان جنوبی هستم و ریاست شاخه دانشجویی را بر عهده دارم. امیدوارم موفقیت قرین راهتان باشد.
خوشحال میشوم ضمن تبادل لینک از نظریات شما استفاده کنم.

, not related but,...well, why are you insisting on something like olympide while you know other countries like UK for example take their students directly from their school, isn't it just a tool to promote an unrealistic image from a third world country, ...blowing up some students while other countries don't do it for their Nobel winners, the point is seeking the truth is not on the same way as being famous, better to refer you to the CNN program which is called CNN Heroes, this dosn't work for the country, and about the university entrance exam, the same thing in principle is being held in Greece and there is no problem , as long as people look at studying as a way to become a celeb this problem about the number of applicants would not be resolved,

شیرزاد:
من هم با بسیاری از بزرگنمایی های تبلیغاتی در مورد المپیاد مخالفم. اما این بدان معنی نیست که این برنامه فاقد آثار مثبت است. درست به دلیل همان آثار مثبت بسیاری از کشورهای پیشرفته هم در المپیاد شرکت فعال دارند.

خاطره ای از دوستان اوباش و اراذلم ( خاطره یکی از زندانیان سیاسی سابق از همسلولی های اوباش و اراذلش!) مطلب جالبی است
اگر وقت و حوصله اش را داشتید بخوانیدش
http://tavajo.blogspot.com/2007/07/blog-post_25.html

امیدوارم این باعث شود که از این به بعد نام شما را بیشتر در محافل علمی بشنویم تا سیاسی -- مثل سال ها پیش.

شیرزاد:
من امیدوارم چه در علم و چه در سیاست تاثیر همه ما مثبت باشد.

سلام استاد اگرچه حمایت شما از المپیاد فیزیک هم یکی از وظایفی بود که باید انجام میشد ولی سه هفته غیبت سایتی شما همزمان با وقایعی بود که بسیاری از افکار را مشغول کرده بود. وقایعی که خیلی جای بحث دارد و نمیتوان از آنها به راحتی گذر کرد. سرکوب های تیر در مرداد نیز ادامه یافت و شدت پیدا کرد و اعدام افراد توسط نظامیان و دستگیری دانشجویان و پژوهشگران و نمایشات اعترافاتی و غیرو که از همه اینها نمیتوان بدون عکس العمل با هر بهانه یی گذشت کرد. بیصبرانه منتظر انعکاس نظر شما هستیم.

شیرزاد:
با یک دست نمی توان چند هندوانه بلند کرد. امیدوارم در هر موردی که حرفی تازه داشته باشم خداوند توفیق نوشتن بدهد.

جناب دکتر شیرزاد با سلام
امیدوارم که در کار علم و فن آوری و تحقیقات خط و ربط سیاسی تاثیر نداشته باشدآیا واقعا همینطور است ؟
از حضرتعالی و همه کسانیکه برای اعتلای پیشرفت علم در این سرزمین با همه ناملایمات زحمت میکشند و به عبارتی ایثار میکنند حقیر بعنوان یک شهروند ایرانی متشکرم .

شیرزاد:
در برنامه المپیاد جهانی فیزیک امسال، من با کسانی که شاید تصورش را هم نتوانید بکنید در یک همکاری حرفه ای مشارکت داشتم و از این حیث افتخار می کنم.

خسته نباشي آقاي دکتر به عنوان يکي از دانشجويان شما انتظار دارم که يک وبلاگ در مورد فيزيک به خصوص تجربيات شخصي خودتان راه‌ بياندازيد تا بتوانيم آن حرفهاي شيرين و خاطره‌هاي دلنشين شما را که در کلاس به ما روحيه مي‌داد هميشه داشته باشيم.

شیرزاد:
امیدوارم گهگاه از دنیای فیزیک هم بنویسم.

واقعاً خسته نباشید.مراسم اهدای جوایز رو که از شبکه‌ی اصفهان می‌دیدم خیلی ذوق کردم وقتی نوبت شما شد که جوایز رو اهدا کنید

شیرزاد:
لطف دارید.

خسته نباشی. خسته نباشید.

سلام...خسته نباشید. امروز رفته بودم دانشگاه صنعتی اصفهان از صدقه سر المپیاد یک دستی هم به سر و روی دانشگاه کشیده شده بود.تا باشد از این خبرها.......