« رخ زيباي خدا | صفحه اول | تحميل يا تحمل »

آن روی سکه دانش هسته ای در ایران

متني كه در زير ملاحظه مي فرماييد خلاصه اي است از صحبتهايم در نشست ماهانه کمیته دانشجویی شاخه جوانان منطقه تهران، كه با تنظيم بسيار خوبي در نشريه داخلي مشاركت درج شده است. شليد برخي نكات آن برايتان جديد باشد، بخوانيد:

دکتر احمد شیرزاد نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و عضو شورای مرکزی حزب در نشست ماهانه کمیته دانشجویی شاخه جوان منطقه تهران که به بررسی روند پرونده هسته ای اختصاص داشت با انتقاد از ذهنیت جامعه و نخبگان درباره مسایل پیرامون پرونده هسته ای کشور این ذهنیت را تحت تاثیر فشار تبلیغات یک سویه و تکرار نکاتی که از شدت تکرار بدیهی فرض شده اند دانست و افزود: اگر چه با افزایش بحران ذهن جامعه حساستر می شود و زمینه مساعد تری برای درک واقعیتها به وجود می آید اما چون موضوع برای جامعه ما مسئله نوظهوری است ، جامعه نمی تواند درک مناسبی از موضوع داشته باشد.

مسئله هسته ای از شصت سال پیش که برای نخستین بار با شکلی مخرب در حادثه بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی خود را نشان داد،در اروپا مورد بحث احزاب و گروههای سیاسی بوده و حتی در مواردی مانند مورد حزب سبزها در آلمان و بعدها سایر کشورهای اروپایی تفکیک سیاسی احزاب به نسبت موضعشان در بحث هسته ای بوده ولی ما در ایران تا شروع بحران بحثی نداشته ایم.بحرانی که یک سوی آن حکومت ما و در طرف دیگر کشورهای مخالف ما،دشمنان ما،بوده اند.بنابر این طبیعی است که مردم نتوانند قضاوت درستی در این باره کنند و ممکن است تا سالهای سال شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست " را تکرار کنند به این امید که اتفاق ویژه ای با دستیابی به انرژی هسته ای برای ایران بیافتد؛در حالی که من فکر می کنم از این چاه آبی برای ملت ایران در نمی آید.

وی با تاکید بر این که سخنانش به معنی آن نیست که تاکنون کاری برای دستیابی به فن آوری هسته ای صورت نپذیرفته است تاکید کرد: این طور نیست که هیچ چاهی کنده نشده باشد بلکه چاه کنده شده چاهی است که چشمه ای در آن نهفته نیست.

وی در ادامه افزود: دو کاربرد اساسی ممکن است برای فن آوری هسته ای در ذهنها متصور باشد؛یکی این که بگوییم کل هدف گزاری این است که ما از این طریق به توانایی استراتژیک نظامی دست پیدا کنیم و هر کس تفکر سیاسی راجع به ایران دارد باید تکلیفش را با این مسئله روشن کند که آیا مسلح شدن کشور به سلاحهای هسته ای مساله مطلوبی است یا نه؟و دنیایی که کشورهای مختلف آن سلاح هسته ای دارند دنیای امن تری است یا دنیای خلع سلاح هسته ای شده امن تر است.

دکتر شیرزاد با تاکید بر این که موضع رسمی نظام ،مخالفت با تسلیح هسته ای است اما متاسفانه برخی موضع گیری ها در مطبوعات نشانگر تمایل افرادی به تکرار مسیر کره شمالی توسط ایران است گفت : من با دفاع انسانی از مسئله خلع سلاح هسته ای ،به عنوان یک سیاست شناس(و نه یک کارشناس راهبردهای امنیتی و سیاسی) تسلیح هسته ای را کمکی برای امنیت و اقتدار بین المللی ایران نمی دانم .

وی ضمن ابراز خشنودی از این که موضع اعلام شده نظام در این باره نیز مخالفت با گسترش سلاحهای هسته ای است کاربرد اساسی برای فن آوری هسته ای را "نیروگاه هسته ای " ذکر کرد و گفت: آن فن آوری صلح آمیز هسته ای که تبدیل به یک مسئله ملی شده و کسانی کوتاه آمدن از آن را کوتاه آمدن از ناموس ملی تلقی کرده اند،به درد ملت ایران نمی خورد و مفید به حال کشور نیست.

وی افزود: ما نه از موضع آژانس و شورای امنیت بلکه از زاویه دید مردم ایران میپرسیم " آیا این مخارج به سود ملت ایران هست؟" ، در آزادی ملوانان انگلیسی این پیام وجود داشت که این مسئله ارزشی نداشت که برای آن وارد درگیری شویم،در حالی که همین مساله ممکن بود با تبلیغات رادیو و تلوزیون و با تهییج مردم به یک درگیری منجر شود؛حال پرسش اینجاست که در پرونده هسته ای چه منافعی برای ملت ایران وجود دارد و این پرونده چقدر ارزش رویارویی با دیگر کشورها را دارد؟

شیرزاد با بیان اینکه برای توجیه یک فن آوری وجود منابع اولیه آن فن آوری و حضور متخصصین مسلط به آن تکنولوژی الزامی است تصریح کرد : ما هیچ کدام از شرایط فوق را در مورد فن آوری هسته ای نداریم زیرا تخمینی که روی منابع اورانیوم ایران تا کنون زده شده حدود هزار و چهارصد تن است که ظاهرا حدود هشتصد تن از آن در معدن ساغند یزد و حدود ششصد تن آن در معدن قچین بندرعباس است؛در حالی که حجم معادن استرالیا بیش از یک ملیون تن و در کانادا صدها هزار تن است.علاوه بر آن سنگ معدن ایران عیار بسیار پایینی دارد و عمق معادن ایران نیز بسیار زیاد است؛این که با افتخار گفته می شود برای رسیدن به اورانیوم در معادن ما چهارصد متر چاه زده شده به این معنی است که بهره برداری از معادن ما بسیار گران است وهزینه استخراج سنگی که از معادن ما به دست می آید چند برابر قیمت بازارهای جهانی است و این سنگ به دلیل ناخالصی هایش هزینه تغلیظ بسیار بالایی هم دارد و همین سنگهای بسیار گران اگر با سرعت بسیار خوبی استخراج شوند و اگر کارخانه اردکان(که تا کنون از آن جز عکسی از یک تسمه نقاله ندیده ام) کار تغلیظ سنگ و تولید کیک زرد را شروع کند نیمی از سوخت نیروگاه بوشهر برای زمانی در حدود هشت سال تامین می شود در حالی که نیروگاه هزار مگاواتی بوشهر تنها دو درصد تولید نیروگاهی کشور را بر عهده خواهد داشت.بنابراین کل اورانیوم موجود در خاک کشور می تواند نیمی از سوخت این نیروگاه هزارمگا واتی را به قیمت چند برابر برای هفت الی هشت سال تولید کند.در چنین شرایطی با توجه به مصوبه آقایان در مجلس هفتم برای رسیدن به تولید بیست هزار مگاوات برق هسته ای چاره ای جز تهیه سوخت نیروگاهی کشور از منابع خارجی باقی نمی ماند که برای رسیدن به این هدف باید در چرخه ای از اعتماد سازی بین الملل قرار گرفت که با سخنانی نظیر" من احساس تهوع می کنم از دموکراسی ای که غربی ها دارند"،امکان ناپذیر است.
دکتر شیرزاد در ادامه سخنانش در باره وضعیت تسلط کشور بر فن آوری هسته ای گفت: این امکان همیشه هست که دولت با سرمایه گذاری و جمع اوری تعدادی جوان نخبه بالاخره به گوشه هایی از یک فن اوری دست پیدا کند ولی منظور این است که اگر حمایت دولت قطع شود این فن اوری بتواند به حرکت خود ادامه دهد و در بستر صنعت کشور، جایی که هر سرمایه گذار دولتی و غیر دولتی برایش توجیه اقتصادی داشته باشد،وارد شود.فن آوری هسته ای کدام بخش از صنعت ما را تکان داده ؟این فن اوری هسته ای ما هرگز در کارخانه ای بازتابی نداشته و تنها در گوشه ای از بیابانهای کشور با بودجه لا یحتسب سر مایه گذاری شده تا چنین چیزی داشته باشیم.

دکتر شیرزاد با انتقاد از توجیهی که دلیل حرکت کشور به سوی غنی سازی اورانیوم را بالا رفتن توان علمی و تحقیقاتی کشور می داند گفت: اگر از صد و چند پژوهشگاهی که در کشور هست یکی از انها از فن اوری هسته ای سودی برده باشد این منطق درست است.تا کنون حتی یک مقاله هم در این زمینه در نشریات معتبر چاپ نشده است.فیزیک هسته ای ما در قیاس با شاخه های دیگر فیزیک لاغرترین رشته است زیرا دانشجویان این رشته امکان تبادل اطلاعات،سفر به کشورهای خارجی و... از دست رفته و دانشجویان علاقه ای تحصیل در این رشته ندارند زیرا آینده ای در آن نمی بینند.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/225

نظرات بازدیدکنندگان

سلام

من دانش آموزی هستم که بسیار به این رشته علاقمندم اما با کمال تاسف اطلاعات زیادی ندارم.
نظریات شما بر پایه چیست؟
می توانم به آن اعتماد کنم؟
باید به فکر رشته دیگری باشم و رشته دیگری را انتخاب کنم؟؟؟؟؟؟؟

شیرزاد:
اول ببینید به رشته فیزیک به طور کلی علاقه دارید یا نه. شیفته طمطراق عنوان فیزیک هسته ای نشوید. سپس ضمن تحصیل در رشته فیزیک می توانید آگاهانه تر گرایش مورد علاقه خود را پیدا کنید.

سلام با تمام حرفهای شما موافقم غیر از اینکه "کدام صنعت ما را تکان داده "
فکر می کنم این قسمت از سخنان شما مبتنی بر واقعیت نباشد
بنده مقاله هایی در رابطه با تحول ناشی از این انرژی در صنایع پزشکی و نیز در کشاورزی خوانده ام .
در هر صورت اگر آمار شما از منابع اورانیوم صحیح باشد سخن شما از نظر من مورد قبول است .

شیرزاد:
آنچه در باره کاربردهای فوق خوانده ايد مربوط می شود به چشمه های بسيار ضعيف راديواکتيو که در صنعت و پزشکی به کار می رود و در کشور ما هم تازگی ندارد. اينها هيچ ربطی به مسئله غنی سازی و ساخت نيروگاه و امثال اين موضوع ندارد.

فکر کنم خیلی بیشتر از اینگونه هزینه ها، برای دعوا و رفت و آمدها، جهت بحث با دنیا هدر شده و به چاه ریخته شده.

ba salam,magar keshvarhai ke petroshimi daran hame daraye chahaye naft daran?

شيرزاد:
براي آن كه يك تكنولوژي در كشوري توجيه داشته باشد يا بايد منابع اوليه آن صنعت به وفور در دسترس آن كشور باشد ويا بايد آن كشور در حلقه هاي خاصي از آن فناوري برتري نسبي داشته باشد. در مورد ايران و فناوري هسته اي هيچكدام از اين دو وجود ندارد. به زودي مقاله اي در اين باره منتشر مي كنم.

يادتون هست وقتي شوروي فروپاشيد هر از چندي محموله اورانيم اين طرف و اون طرف پيدا مي‏شد، كه بعضي قصد داشتند در بازار سياه بفروشند؟ منتهي در كشور ما كسي را نگرفتند! هيچ فكر كرده‏ايد چرا؟ احتمالا خيلي هم غني نشده نبوده. با آبشارهاي كوچكتر هم ميشه يك كاريش كرد.

با سلام
در مواردي ما با اينكه فعلا امكان توسعه يك فناوري را به طور كامل نداريم بايد جاي پايي براي خود داشته باشيم. مثلا ما ماهواره اي نداريم ولي سال هاست كه داريم پول مربوط به يك مدار بخصوص براي ماهواره فرضي مان را به اين اميد كه در آينده آن را خواهيم داشت پرداخت مي كنيم چرا كه گمان مي كنيم اين فناوري در آينده براي ما كليدي خواهد بود . به هر حال در اسناد بالادستي مانند چشم انداز اين فناوري يكي از فناوري هاي اولويت دار كشور معرفي شده است لابد براي آن دلايلي هم بوده است كه در دولت هاي آقاي هاشمي و خاتمي نيز البته بدون در بوق و كرنا كردن روي اين فناوري سرمايه گذاري شده است.

مي گويند قرار است شيوه كار آژانس بين المللي انرژي اتمي عوض شود به گونه اي كه هر كشوري كه در زمان معين (مثلا ٦ ماه ديگر) چرخه سوخت نداشته باشد ديگر حق ندارد نسبت به داشتن آن مبادرت كند آنوقت به نظر شما اينكه گمان كنيم هر وقت بخواهيم و مثلا هر وقت منابع جديدي از اورانيوم پيدا كرديم مي توانيم با سرمايه گذاري به توسع اين فناوري بپردازيم گمان درستي است؟ با تشكر

lotfan asami محرمانهdanishmandani ra ke no dar davari haye jahani balke dar jashnvare haye irani kharazmi ya hafteh pazhuhesh ya ketab barande shodand ealam farmaidتا كور شود هر آنكه نتواند ديد