« مشكل بلندقامتي | صفحه اول | نتایج آزمایش کره برای ایران »

نيروگاه بوشهر، حكايت ديروز، امروز و فردا

افزون بر سه دهه از برنامه ايران براي ساخت نيروگاه اتمي بوشهر ميگذرد. برنامه اي كه در دو رژيم سياسي متفاوت و در دولت هايي با گرايش هاي گوناگون، افتان و خيزان دنبال شده و هنوز هم به نتيجه قطعي نرسيده است. برنامه اوليه اين پروژه شامل احداث دو واحد يك هزار مگاواتي توليد برق هسته اي بوده كه ميان رژيم سابق ايران و يك شركت آلماني به امضا رسيده بود. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 57 آلمانها در حالي كه بخش عمده اي از تجهيزات نيروگاه را نيز به ايران حمل كرده بودند پروژه را نيمه كاره رها مي كنند و مي روند.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا سالياني اين طرح از سوي ايران دچار بلاتكليفي بود. اوايل دوران حكومت تازه به اين قبيل طرحها با نگاه بدبينانه نگريسته مي شد و در مواردی حتی مديرانی که عامل عقد قراردادهايی از اين دست با شرکتهای خارجی بودند به جرم خيانت محاکمه شدند. تا مدت زيادي حتي ادامه كار سازمان انرژي اتمي ايران زير سوال بود. سرانجام نفوذ و استدلال طرفداران ادامه كار اين سازمان در حكومت بر مخالفان آن چربيد و حيات آن ادامه يافت. اتمام يا رها سازي طرح نيروگاه بوشهر نيز مخالفان و موافقان بسياري داشت. زماني كه بالاخره تصميم گرفته شد اين نيروگاه ساخته شود، ديگر هيچ پيمانكاري در جهان حاضر نمي شد كار را به عهده گيرد. در عين حال در جريان جنگ تحميلي رژيم صدام، بارها تاسيسات بوشهر مورد حمله هوايي قرار گرفته بود و به خصوص به سازه هاي محل نصب رآكتورها خسارات جدي وارد شده بود.

سرانجام روسها پذيرفتند كه نيروگاه را بسازند، اما با طرح و نقشه خودشان، آن هم فقط در حد يك واحد از دو واحد اوليه. تفاوت طراحي روسها و آلمانها بسيار زياد بود. پيمانكار روسي ناچار بود براي استقرار آرايش خاص روسها در رآكتور هسته اي، بتون ريزي قبلي آلماني ها را كاملا بتراشد و از نو بتون ريزي كند. اين كار به مراتب از طراحي و ساخت اوليه نيروگاه توسط روسها زمانبرتر و پرهزينه تر بود. اما به هر حال اين تصميمي بود كه در ميانه راه نمي شد آن را برگرداند و چاره اي جز ادامه نبود.

اكنون آقاي آقازاده رئيس سازمان اتمي ايران در حاشيه ملاقاتهايش در مسكو از ضعف و ناكارآمدي پيمانكار روس گلايه دارد و تلويحا تصميم تغيير طراحي غربي (آلماني) به طراحي شرقي (روسي) در ساخت رآكتور بوشهر را زير سوال مي برد. او مدعي است كه اگر در زمان انعقاد قرارداد با روسها مسوول بود با اين طرح مخالفت مي كرد. (جرايد 4/7/85)

آقازاده در ضمن مصاحبه اش قبل از سفر به مسكو در زمينه ديگري نيز از روسها انتقاد كرده است. او مي گويد يك شركت غربي مي توانست با يك سوم نيروي انساني پيمانكار روسي اين پروژه را تكميل كند. واقعيت اين است كه روسها طي مدت طولاني اجراي اين پروژه (افزون بر يك دهه) قريب به 2 هزار كارگر، تكنسين و مهندس را با خانواده هايشان در دهكده اي در جنب نيروگاه مستقر كرده و آنها را از منافع حضور انحصاري شان در اين پروژه بهره مند كرده اند. البته آنچه گلايه آقازاده از روسها را كمرنگ و بي اثر ميكند اين حقيقت تلخ است كه هيچ پيمانكار غربي نه در آن تاريخ و نه بعد از آن حاضر نبود در شرايط سياسي خاص ايران به چنين پروژه اي قدم گذارد.

افزون بر اين بايد اين حكايت پرغصه را كه امروز به منظور اعمال فشار سياسي برطرف روسيه در قالب مصاحبه هاي گلايه آميز مسوولان سازمان انرژي اتمي مطرح مي شود در حافظه ها نگاه داشت تا هنگام "مراسم باشكوه" احتمالي افتتاح نيروگاه بوشهر در آينده اي نامعلوم، كه در آن وصف ها از مزاياي برق هسته اي و توجيه اقتصادي ساخت نيروگاه بوشهر به عمل خواهد آمد!

اما در ميان اخبار آنچه بيش از همه شايان اهميت است تاكيد مقامات سازمان انرژي اتمي ايران بر ضرورت تامين سوخت نيروگاه اتمي بوشهر از سوي طرف روسي است. در اين زمينه قبلا روسها موافقت اصولي خود را با تامين سوخت نيروگاه به مدت 10 سال اعلام كرده بودند و قرار بود قراردادهاي تفصيلي تا قبل از بهره برداري از نيروگاه ميان طرفين به امضا برسد. اكنون به هر تقدير ظاهرا كار احداث نيروگاه به مراحل پاياني خود نزديك شده و به گفته مسوولان ايراني كمتر از 5 درصد كار باقي مانده است. روسها زماني در حدود يك سال و ايرانيها مدتي قريب به 6 ماه را براي به اتمام رساندن پروژه ضروري مي بينند. در همين حال سازمان انرژي اتمي ايران خواستار تحويل 80 تن سوخت اوليه مورد نياز براي شروع به كار رآكتور، حداقل 6 ماه قبل از راه اندازي نيروگاه است. اما اين حساس ترين كالايي است كه حمل آن به ايران خالي از دغدغه هاي سياسي نيست. از سالها پيش اين را مي شد پيش بيني كرد كه ساخت نيروگاه هسته اي تا جايي كه به عمليات ساختماني و نصب تاسيسات مكانيكي و الكتريكي مربوط ميشود چندان محلي از حساسيت نيست. اما حساسترين بخش، قلب رآكتور و مديريت سوخت آن است كه از ديرباز در هاله اي از ابهام قرار داشت، هرچند كارهاي متعارف ساخت نيروگاه جسته و گريخته به پيش مي رفت.

تمام اين رخدادها در حالي است كه ايران برنامه مستقلي را در زمينه تهيه سوخت نيروگاه در دست اجرا دارد كه علي القاعده مي بايست به عنوان حلقه هاي مكمل فناوري هسته اي نيروگاهي به كار توليد انرژي در كشور بيايد. اين برنامه از قضا درست همان چيزي است كه امروز موضوع اصلي ترين مناقشه سياسي بين ايران و كشورهاي غربي است. اصرار و حساسيت مسوولان سازمان انرژي اتمي بر ضرورت تامين سوخت نيروگاه اتمي بوشهر توسط روسها درست در شرايطي است كه كشور ما سختترين هزينه هاي سياسي و اقتصادي را بابت برنامه تهيه سوخت هسته اي خود پذيرا شده است.

اما موضوع سوخت از زاويه ديگري نيز حائز اهميت است. غربيها اصرار دارند كه اگر ايران دست از برنامه توليد سوخت خود بردارد آنها تامين سوخت هسته اي مورد نياز ايران را تضمين خواهند كرد. اكنون شرايط حساسي براي آزمودن اين ادعاي آنها فراهم شده است. چنانچه آنها بخواهند مسير تامين سوخت هسته اي براي ايران توسط روسها يا هر كشور ديگري را با دشواري مواجه سازند، در عمل به اين ادعاي خود كه مخالفتي با توسعه فناوري هسته اي ايران براي تامين برق ندارند مهر بطلان زده اند و ايران و ساير كشورها را در پيگيري برنامه هاي مستقل تامين سوخت محق خواهند ساخت.

در پايان ياداوری اين نکته نيز خالی از لطف نيست که نيروگاه بوشهر در صورت راه اندازی تنها با يکی از دو رآکتور اوليه، يعنی با ظرفيت هزار مگاوات توليد انرژی الکتريکی وارد مدار خواهد شد. اين ظرفيت در مقايسه با رقم توليد و مصرف در شبکه سراسری ايران بسيار کم است. هم اکنون برنامه های متعارف وزارت نيرو برای نصب نيروگاههای جديد سالانه از رقم 4 هزار مگاوات فراتر می رود. در صورت بهره برداری از نيروگاه بوشهر نهايتا پس از چهار دهه افت و خيز حدود دو ونيم در صد به ظرفيت توليد برق کشور افزوده خواهد شد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/168

نظرات بازدیدکنندگان

با نام من اورانيوم مستهلک شده را بازيافت کنيد!

بابا تو ديگه کي هستي؟

نوشته اید "دو واحد يك هزار مگاواتي توليد برق هسته اي" صحیح آن دو واحد 1200 مگاواتی بوده که در طراحی روسها به 1000 مگاوات تقلیل یافته. بد نیست بدانید از 8/7 میلیارد مارک هزینه ساخت دو واحد نیروگاه 7/5 میلیارد آن را آلمانها دریافت کرده بودند و بعداز انقلاب در بلاتکلیفی طولانی ناشی از انقلاب نیروگاه را رها کردند و رفتند. حال نوبت روسها است که پس از رفع و رجوع تدریجی مشکلات مالی خود و دریافت مبالغ عمده ای از هزینه ساخت نیروگاه، سر بزنگاه تحویل سوخت گربه رقصانی کنند. جالب تر پیشنهاد امروز غرب است که ایران برای غنی سازی اورانیوم در روسیه سرمایه گذاری کند تا بعد برای دریافت سوخت از روسیه مجددا منتظر چراغ سبز آمریکا بماند.

چه خبر؟...سلامتي....
از امروز تازه ترين اخبار سلامت و بهداشت را بخوانيد....
سلامت نيوز...اولين مجتمع خبري در حوزه سلامت و بهداشت
به دوستان خود هم بگوئيد....
سلامت باشيد!

تحلیل جالبی بود آقای دکتر، مثل همیشه

زندان سبز (دانشگاه امام صادق) را دريابيد!
به نام حقيقت
نمي‌دانم چه بگويم و از كجا شروع كنم، گاهي اوقات، خنده‌ام ميگيرد! ميپرسيد چرا؟ چون
«خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است
كارم از گريه گذشته است و بدان ميخندم»
آري، من يك دانشجوي دانشگاه امام صادق هستم (يا بهتر است بگويم بودم). اين را كه گفتم، چه تصوري در ذهنتان ايجاد شد؟ حتما يك فرد بسيار مذهبي و بنيادگرا، بسيجي صد و بيست درصد!! ذوب در ولايت مطلقه فقيه! عاشق و جانباخته نظام! و هزار و يك ديدگاه موافق نظام مقدس جمهوري اسلامي!
اما ميگويم اندكي درنگ كنيد، اشتباه ميكنيد و قاطعانه ميگويم در حالتي خيلي خوشبينانه لااقل 85 درصد دانشجويان اين دانشگاه، در واقع اينگونه نيستند و البته تمام دانشگاه تا آنجايي كه با دانشجو مرتبط است، به هر لحاظ در دست اقليتي است كه در خوشينانه ترين حالت، در واقع 15 درصد هستند و مگر ميتواني با آنها مخالفت كني، چرا كه نام بسيج و بسيجي و... را با يك يدك كش بسيار بزرگ، يدك ميكشند. يا بايد انواع فشارها و تحقيرها و تهمتها و خودسانسوريها و نفاقها و فرستاده شدن به كميته انضباطي (كه در واقع وزارت علوم، هيچ نظارتي بر آن و اصولاً دانشگاه ندارد) را تحمل كني يا بايد منافقي كني و مارماهي باشي!

شيرزاد:
با شرمندگی، اين وبلاگ يک تريبون آزار در مورد "هر چی" نيست. به ناچار دنباله متن طولانی شما را قطع کردم.

وقتي يک روشنفکر خلاق در جاده سنگلاخي به هنرنمايي ميپردازد. اندر حکايت حسين درخشان و مخالفتش با تغيير مسالمت آميز حکومت http://blogcritics.weblogs.us/farsi/?p=12

این تیتر آغازین یک مقاله است برای پر تیراژ ترین روزنامه ی کشور که در هیچ کجا چاپ می شود
شاید هم یک نامه ی اداری باشد که برخلاف اکثر نامه های اداری با یک سلام و احوال پرسی عادی شروع می شود شاید هم شکواییه است از آن دسته ای که به گوش هیچ کس نمی رسد...نمی دانم
اما این را می دانم که این نوشته خطاب به شماست آقای رئیس جمهور!!
امشب حدود ساعت 11 به خانه آمدم مثل همیشه خسته و با بهت تمام همه ی اعضای خانواده را دور هم دیدم!سخنرانی شما را از شبکه ی سراسری می دیدند و اظهار نظر می کردند!صحبت هایی که خود بهتر از من آگاهید که خطاب به جامعه ی روشن فکر ایرانی یا دانشجویان و معلمان و محصلان تنظیم نشده بود نطقی در دفاع از عملکرد یکسال گذشته ی دولت به عامیانه ترین زبان ممکن آن هم درست در کشاکش ی بازارگرمی های انتخابات!!صحبت هایتان قاعدتا باید هر شنونده ای را به این سمت سوق می داد که دولت نهم یکی از مظلوم ترین دول تاریخ ایران بوده است اما تنها اثرش بر نگارنده درک علت پیروزی جناح منصوب به شما در انتخابات بود
نمی دانم چگونه بگویم یا شما بازیگر خوبی هستید یا فیلم نامه ی قوی ای را برای اجرا برگزیده اید آری بسیار قوی
در قدم اول خود را در کنار مردم و یکی از اقشاد ضعیف و آسیب پذیر قلمداد می کنید
در قدم دوم احزاب مخالف و هر کس که با شمانیست را در جبهه ی مقابل مردم و در صدد بریدن نان شان و دشمن تلقی کرده و محکوم می کنید
در فدم سوم به راحتی از صف مردم خارج شده و مخالفینتان را رودرروی توده قرار می هید
در آخر گوشه ای می نشینید بقیه ی بازی از پیش تعیین شده را تنها نظاره می کنید!!!
آقای رئیس جمهور امشب در سخنانتان در بحث و انتقاد اصولی از دولت را باز گذاشتید و مدعی شدید که دولت نهم آزاد ترین و باز ترین دولت بعد از انقلاب است!
من نه در این نامه که در سطر ها و سطر ها نوشته و ساعت ها و ساعت ها بحث می خواهم دولت شما و عملکرد هایش را که به نظر ضعیف می دانم نقد کنم!یک تریبون!فقط یکی از آن همه تریبون بی انصافی را که انگشت اتهام به سمتشان نشانه رفته بودید و دشمن خود و ملت قلمداد می کردید نشانم بدهید تا مجالی بیابمتنها یکی کافیست
گرچه پیشاپیش می دانم که این تیتر آغازین یک مقاله است برای پر تیراژ ترین روزنامه ی کشور که در هیچ کجا چاپ می شود......

برنامه‌‏هاي ويژه ماه مبارك رمضان جبهه مشاركت ايران اسلامي امسال نيز از شب 15 رمضان (16 مهر) به مدت نه شب در كانون توحيد برگزار مي‌‏شود.
اين برنامه‌‏ها به ترتيب به شرح زير است:
يك‌‏شنبه، 16 مهر با سخنراني حميدرضا جلايي‌‏پور با موضوع «دفاع از دين از منظر جامعه‌‏شناسي»،
دوشنبه، 17 مهر - داود سليماني با موضوع «مردم در نگاه علي (ع)»،
سه‌‏شنبه، 18 مهر - ناصر مهدوي با موضوع «بندگي، نياز زندگي امروز»،
چهارشنبه، 19 مهر - مصطفي درايتي با موضوع «دين و دموكراسي»،
پنج‌‏شنبه، 20 مهر (شب 19 رمضان) - محسن كديور، با موضوع "طهارت معنوی"
جمعه، 21 مهر - مسعود اديب با موضوع «حقيقت دين»،
شنبه، 22 مهر (شب 21 رمضان) - علي‌‏رضا علوي‌‏تبار با موضوع «دين پشتوانه اخلاق»،
يكشنبه، 23 مهر - داود فيرحي با موضوع «دولت امام علي (ع)، زمينه‌‏ها و مشكلات» (زمينه‌‏هاي سياسي، اجتماعي ترور امام علي) و
دوشنبه، 24 مهر (شب 23 رمضان) - محسن آرمين با موضوع «جريان‌‏هاي تفسيري معاصر و انديشه آزادي».
اين برنامه‌‏ها هر شب از ساعت 20 و 30 دقيقه شروع مي‌‏شود اما در شب‌‏هاي احيا اين مراسم از ساعت 21 و 30 دقيقه آغاز مي‌‏شود و تا ساعت 2 و 30 دقيقه بامداد در شب‌‏هاي احيا ادامه پيدا مي‌‏كند. حجت الاسلام و المسلمين مصطفي درايتي مراسم ويژه شب‌‏هاي احيا را برگزار مي‌‏كند.
همچنين هر شب يكي از شاعران كشور به شعرخواني در اين مراسم مي‌‏پردازد.

شيرزاد:
خوب، مثل اين که سايت ما اقلا ارزش آگهی دادن دوستان خودمان را پيدا کرده است. لطفا هزينه آگهی اش را بگذاريد به حساب کمک بنده به حزب مشارکت.

"...بد عمل کردن و بد تصميم گرفتن کسانی در داخل را نبايد به معنای حسن نيت و حقانيت طرف ديگر گذاشت..."
مي توانم از اين فرمايش شما اين نتيجه را بگيرم كه اگر آقاي دكتر معين در انتخابات برنده شده بودند و حزب مشاركت اكنون اكثريت مجلس را در دست داشت و نيروي مافوق ارگان هاي انتخابي هم بر ارگان هاي انتخابي اعمال قدرت و دخالت نمي كرد، و به عبارت ديگر حزب مشاركت حكومت يك نظام دموكراتيك را در دست داشت ، باز همين آش بود و همين كاسه كه الان هست ؟

ببینم آقای شیرزاد نکند شما هنوز کاره ای در این کشور هستید که خبر دارید هنوز هیچ پیشرفتی در زمینه هسته ای نداشته ایم
فکر نمی کنم استاد فیزیک هسته ای بودن دلیلی بشود که از همه امور مربوط به این زمینه با خبر باشید
(لطفا هر محمدی را با من اشتباه نگیرید)

شيرزاد:
مشکل شما اين است که فکر می کنيد هر کس کاره ای هست لزوما هم از مسائل خبر دارد. ضمنا مگر می شود با اين دوپينگ کم نظيری که در صنعت هسته ای می شود هيچ اتفاقی نيفتد، بحث اين است که نسبت به اين همه هزينه و زمان چه دستاوردی داشته ايم؟

من فقط ميگم كه شنيدم حتي اين نيروگاه روي خط زلزله بنا شده. (به خدا راست ميگم) ولي چون منبعي براي پيدا كردن جواب ندارم الا يكي از اساتيد در جريان دانشگاه فقط خنديدم. چون حق مسلم ما است

شيرزاد:
برای درک چاهی که چهل سال است پول می خورد و آبی (يا برقی) از آن در نمی آيد نيازی به کشف گسل زلزله نيست. بيشتر بايد دنبال گسل عقل گشت!

سلام

خبر خوبی بود آقای دکتر. پس به زودی شاهد شروع به کار نیروگاه خواهیم بود. آخه هر وقت شما در مورد کاری اگر و اما مطرح می کنید سریع کارها روبراه میشه. نمونه اش غنی سازی اورانیوم بود که به فاصله کوتاهی از پست شما در مورد به نتیجه نرسیدن آن در کوتاه مدت به بهره برداری رسید.

انشاالله همیشه خوش خبر باشید.

شيرزاد:
متاسفم از اين لحن طعنه آميزی که شما به کار برده ايد. قريب به سه سال از علم اعتراضی که من در مجلس بلندکردم گذشته است. واقعا در اين سه سال، که در پی سی سال صرف امکانات و پول بی زبان اين مردم گذشته است، به غير از شعار و تيره کردن رابطه ايران با دنيا چه اتفاقی افتاد. چند سال بايد بگذرد تا شما شک کنيد که از اين امامزاده معجزی در نخواهد آمد؟ البته شما آزاديد از هر چه دلتان خواست لذت ببريد.

" ... اما موضوع سوخت از زاويه ديگري نيز حائز اهميت است.غربيها اصرار دارند كه اگر ايران دست از برنامه توليد سوخت خود بردارد آنها تامين سوخت هسته اي مورد نياز ايران را تضمين خواهند كرد. اكنون شرايط حساسي براي... الخ " و بعد در ادامه فرموده اید که اگر آنها ( به قول شما : غربیها ) از این کار خود داری کنند زیر قول خود زده اند ( نقل به مضمون ) . یعنی می فرمائید مقام های جمهوری اسلامی دست از تولید سوخت خود برداشته اند و باز هم " غربی ها " دارند بد قولی می کنند ؟
و بعد اینکه دلم می خواست از این توان و اقتدار بر خوردار بودید که به جای واژه ی "غربی ها" واژه ی حهان آزاد را به کار می بردید . آیا جز این است که تنها دلیل ادامه ی تشنج کشور ما با جهان آزاد و پیش رفته ,انحصار طلبی و اقتدار گرایی بخشی از پاره ها ی تن ما است که این چنین تیشه برداشته اند و بر ریشه ی همگان می زنند ؟
آیا جز این است که انگشت روی هر یک از درد و رنج های کشور که می گذاریم همه ی راه حل ها و درمان ها به دموکراسی ختم می شود ؟
آیا جز این است که برای یافتن مصداق " الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم " چیزی بالا تر از استبداد و دیکتاتوری نمیتوان یافت ؟

شيرزاد:
بد عمل کردن و بد تصميم گرفتن کسانی در داخل را نبايد به معنای حسن نيت و حقانيت طرف ديگر گذاشت. من فکر می کنم اگر واقعا غربی ها به معنای عام کلمه واقعا خواهان جلوگيری از تسليحات هسته ای هستند بايد از شيوه های مطمئن برای دسترسی کشورها به سوخت حمايت کنند، چيزی شبيه ايده آقای البرادعی برای تاسيس بانک سوخت هسته ای.