تمجيد پژوهشگران
مسئله ای که در ايران تحت عنوان فناوری صلح آميز هسته ایی معروف شده در هر درجه از جدی بودن و اهميت که باشد اين نتيجه را به همراه داشته که باعث شده در عرصه تبليغات، حکومت از محققان و متخصصان تعريف و تمجيد بيشتری کند. اين روزها سخنانی را در منقبت دانشمندان و پژوهشگران کشور می شنويم که شايد کسانی سالها حسرت آن را می خوردند. دولتمردان ايران گويی تازه به اين باور رسيده اند که در پرتو کار علمی و تحقيقات هم می توان قدرت به دست آورد. برای برخی از آنها فناوری هسته ای درک اين رابطه را بسيار ساده تر می کند.
اما اتفاقا برعکس تصور کسانی که فکر می کنند از اين فضا برای رشد علم و تحقيقات در کشور می توان بهره گرفت، به نظر من اين نگاه به شدت ضد علمی است و باعث توقف رشد فناوری و خلاقيت پژوهشگران می شود. چنان که درست در همين شرايط که مقامات رسمی داعيه حمايت از محققان دارند و برای تجليل از "برخی از آنان" جشن بر پا می کنند، از آن سو عده ای از ذخائر علمی کشور حکم باز نشستگی اجباری را از زير در اتاقشان دريافت می کنند و از سوی ديگر استعدادهای جوانی که از بد روزگار در "مدار توجه حاکميت به مقوله تحقيقات" قرار ندارند و يا به هر دليل خود را در معرض بی مهری می بينند راه آن سوی دنيا را در پيش می گيرند؛ و در اين حال حاکمان سرمستند که "آن دسته از محققان که برايشان سودی دارند" به وفور فرا چنگشان هستند.
نکته اساسی اينجاست که در ديدگاه برخی از حکومتها علم، تحقيق، فناوری، هنر، معرفت، و خلاصه هر نوع خلاقيت و نوآوری بر دو نوع "به درد خور" و "به درد نخور" تقسيم می شوند و به همين طريق اصحاب اين امور نيز به دو گروه تقسيم می شوند. مهمترين معيار نيز در اين تقسيم بندی منافع حاکميت و ميزان قدرت مستقيمی است که از اين طريق برايشان حاصل می شود. بعضا آنها که عاقل ترند به قدرت غير مستقيم و يا پرستيژ حاصل از علم و فناوری نيز اندک توجهی نشان می دهند. اما صرف نظر از ميزان توجه و حمايت حکومتها مسئله اينجاست که اصحاب علم و معرفت در يک نظام چقدر آزادند که به ديدگاهها و نتايج متفاوت علمی و پژوهشی دست يازند. اگر حاکمان به راستی در حمايت از علم و پژوهش صادق باشند، بايد دست محققان را برای رسيدن به نتايج گوناگون از کار پژوهشی خويش و انتشار نظرات علمی خود باز بگذارند. حمايت ازآنها قدم بعدی است که از خير آن می توان گذشت!
مهمترين مانع در مسير رشد علم و معرفت در هر جامعه ای تئوری های رسمی حاکميت است که ديوار بلند و غير قابل نفوذی در برابر افکار و نظرات محققان پديد می آورد. شايد به ظاهر تنها علوم انسانی و فلسفه در اين مسير مشکل دار به نظر برسند و تصور شود ساير رشته های علمی و شاخه های فناوری از گزند پيش-فرض ها و نقطه نظرات حاکمان مصون باشند. اما چنين نيست. اگر نگرش تماميت خواهانه بر حکومتی مستولی شد، علوم انسانی و علوم تجربی نمی شناسد. به مرور حکومت در هر امری و در هر رشته ای برای خودش علائقی پيدا می کند و کم کم اين علائق تبديل می شوند به نظرات و تئوری های رسمی حکومت که ديگر کسی را يارای مخالفت و حتی ترديد نسبت به آنها نخواهد بود. حداقل اتفاقی که می افتد آن است که برخی از زمينه ها به گونه ای سرطانی و غير عادی مورد حمايت و تشويق قرار می گيرند و ساير زمينه ها مورد بی مهری و فراموشی واقع می شوند. اين علامت برعکس ظاهر آن، به شدت اهل علم را از کشور می رماند و آنها را دچار دلسردی می کند.
ميزان صداقت حاکمان در ادعای ترويج علم در برخورد آنان با پژوهشگرانی که به نتايجی متفاوت با مدل های ذهنی آنها رسيده اند معلوم می شود.
کشور شوروی سابق نمونه ای عبرت آموز در اين امر است. کمونيست های سابق در بسياری از امور تئوری داشتند، در فلسفه، تاريخ، جامعه شناسی، هنر، اقتصاد، فيزيک، زيست شناسی، و.... در زمينه توسعه فناوری نيز تنها آنچه به رشد ماشين عظيم نظامی آنها کمک می کرد مورد علاقه بود. آنها قدرت زيادی نيز کسب کردند. اما اتفاقا اين نگاه يکسويه آنها باعث شد قدرت جهنمی ماشين نظامی آنها در برابر عقب ماندگی شان از ساير زمينه های رشد و توسعه بی فايده وعبث باشد. نظام ايدئولوژيک حاکم بر شوروی سابق عليرغم امکانات زيادی که جمع کرده بود در مسابقه خلاقيت پژوهشگران و جذب و نگاه داری اصحاب انديشه عرصه را به رقيب واگذار کرد.
تصور نکنيد برای آن که يک تئوری معمولی علمی يا فنی به مقدسات يک نظام تبديل شود بايد اتفاق عجيب و کم سابقه ای بيفتد. کافی است برخی از "دوستان نظام" به دلايلی به چيزی علاقه مند شوند، حتی اگر آن دلايل از نوع منافع تجاری و اقتصادی ويا سلايق خاص باشد! خاطرم هست وزير سابق ارتباطات (آقای دکتر معتمدی) در مصاحبه ای می گفت: تا همين چند وقت پيش در صنعت مخابرات کشور ديدگاهی حاکم بود که به شدت از توسعه سويچ های آنالوگ در برابر فناوری نوين ديجيتال دفاع می کرد و آن را مقوله ای ارزشی تلقی می کرد! اين در حالی است که يکی از مسئله برانگيزترين مسائل در زمينه اخلاق علم، يعنی موضوع شبيه سازی موجودات زنده، به دليل قرابت يک پژوهشکده خاص با حکومت، در نظام دينی ايران بدون کمترين مشکل به پيش رفته و می رود! وقتی سيطره حضور حکومت از اندرون پستوی خانه ها گرفته تا همه شاخه های صنعت و همه عرصه های خدمات اجتماعی باشد طبيعی است که آن حکومت در هر موضوعی به يک نظريه رسمی می رسد. آنگاه تنها محققانی که در آن چارچوب فکر و عمل کنند (البته به شرط آن که بشود) قدر می بينند و در صدر می نشينند. ديگران نيز به مرور کناره می گيرند و به جايی می روند که برای متاع انديشه صرف نظر از علايق حکومتها ارزش قائل باشند. حاصل آن می شود که به نحوی در عمل خلاقيت آنها را در اختيار بازار علم و فناوری ديگران قرار می گيرد.
نظرات بازدیدکنندگان
سلام
باید اضافه کرد که میزان فریب آنان هم در بر خورد با توسعه علمی از برخوردهای حذفی تفتیش عقاید اندیشمندان مستقل و دستگیری انان به دلیل راه انداختن انقلاب مخملی معلوم می شود.
Posted by: مهرداد سلیمان÷ور | August 26, 2006 06:19 PM
سلام
باید اضافه کرد که میزان فریب آنان هم در بر خورد با توسعه علمی از برخوردهای حذفی تفتیش عقاید اندیشمندان مستقل و دستگیری انان به دلیل راه انداختن انقلاب مخملی معلوم می شود.
Posted by: Anonymous | August 26, 2006 06:17 PM
این عرض من با سرکار خانم زهرا است:
نخست اینکه در زمینهی علوم تجربی هم داریم کتابهایی که اجازه نشر پیدا نکردند مانند کتاب آناتومی گیاهی که نویسنده اصلی آن اسراییلی بود و به زبان انگلیسی ترجمه شد و دربسیاری از دانشگاههای دنیا تدریس شد ولی ترجمهی آن به فارسی اجازه انتشار نیافت. لابد نجس بوده؟
دوم آنکه در زمینههای علوم تجربی، حکومت لازم نیست آشکارا با موضوع پژوهشی شما مخالفت کند همینکه بودجه کافی در اختیار شما نباشد کافی است. دیگر کاری از دستتان برنمیآید. در علوم انسانی شما نیازی به مواد و لوازم آزمایشگاهی ندارید و بدون پشتیبانی مالی سنگین هم میتوان کار کرد. ولی در علوم تجربی بدون اینها پژوهش یعنی هیچ.
Posted by: محمد | June 9, 2006 04:35 AM
می دونید من فکر می کنم مشکل اینه که دولت خودش رو متولی علم می دونه نه سیاستگذار. البته این از یه جهت کاملا منطقیه چون وقتی اقتصاد دربست دولتیه نمی شه انتظار داشت که سیاستگذاری دولت به تصدی گری منجر نشه. یک نکته ی دیگه هم اینه که حتی در آمریکا هم علم از غرض ورزی دور نیست. نمونه های فراوان و بیشماری رو میشه مثال زد که به خاطر منافع اقتصادی شرکت ها، غوغای علمی ایجاد میشه که این تکنولوژی به هزار و یک دلیل از اون یکی برتره و من تا حالا هم ندیدم کسی جایی خرده گرفته باشه که این چیز بدیه و ضرر داره، به هر حال بخشی از نظام علمی امروز دنیاست.
تفاوت منتها در دو چیزه یکی اقتصاد آزاد و رقابت و دیگری در این که افراد به هر حال آزاد باشند که موضع علمی خودشونو داشته باشند و در هر دسته ای که خواستند قرار بگیرند (البته نه از نوع سیاسیش).
Posted by: مهدی | June 9, 2006 12:23 AM
سلام
ابتدا اين خبر را گوش دهيد :
به نقل از ميزان نيوز :
آقاي رييس ديوان محاسبات فرموده اند كه : ((در سوريه ، يكي از مسلمانان به من گفت :
اگر بنا بود بعد از پيامبر فرد ديگري به عنوان پيامبر انتخاب ميشد آن فرد احمدينژاد است. ))
در اين مورد اين مطلب را نوشته ام
http://www.yaran-e-mosaddegh.blogfa.com/post-168.aspx
Posted by: مدیریت یاران مصدق | June 8, 2006 05:19 PM
نميتوانم نظرتان را در مورد يكساني علوم انساني و تجربي بپذيرم. مثلا من هيچوقت نشنيدم كه يك فيزيكدان بگويد به من گفته اند كه مثلا حق نداري در مورد فلان موضوع تحقيق كني يا مثلا چون عقيده خاصي در زمينه اي داري پس تو كمونيست و ليبراليست و ...... هستي!!!!! ملاحظه ميفرماييد در علوم انساني شما حتي بايد مراقب تفكراتتان باشيد اما فكر نميكنم مانعي براي تفكر در زمينه هاي مختلف علم فيزيك و يا در حالت كلي علوم تجربي باشد. مثلا من تابحال كتاب ممنوعه اي در علوم تجربي نديدم ولي تا دلتان بخواهد در علوم انساني داريم از اين نمونه ها.
از طرفي فكر نميكنم دلايل خروج دانشمندان ما مربوط به جبهه گيري غلط دولت در زمينه پژوهش و گسترش علوم باشد (منكر تاثير آن نيستم اما فكر نميكنم بيشترين تاثير مربوط به اين عامل باشد.)من فكر ميكنم يكي از اين عوامل فضاي نادرست محيط هاي علمي است باور بفرماييد فساد اداري و مالي در اين محيط ها بيشتر از محيط هاي حتي سياسي است! بالطبع يك دانشمند ترجيح ميدهد در جايي زندگي كند كه علاوه بر تامين زندگي از لحاظ روحي هم در وضعيت مناسبي باشد مثلا كسي نباشد كه زيرآبش را بزند يا ..... من باورم نميشه (ولي شما كه وارد تريد باور داريد) كه حتي بين اساتيد دانشگاهي حتي مثلا براي تشكيل يك قطب علمي يا تعداد كلاس هاي تدريس! يا .... بحث و جدل فراوان است!
از طرفي اين تحويل گيري هاي دولت چندان هم به ضرر شما نيست به هر حال ممكن است خدا را چه ديديد بودجه پژوهشكده فيزيك را افزايش دهند (بالاخره مسايل هسته اي غير از هسته آلبالو و گيلاس و زردآلو و... كمي هم در حوزه علم فيزيك است) و به دنبالآن حق التدريس ها و .... اضافه شود (شما هم حالش را ببريد).باشد كه راهي شود براي تربيت "ستارگان پارسي" و دانشمندان نخبه ايراني در پژوهشكده فيزيك!!! جالب است شما با موضوعي مخالف هستيد كه ممكن است در نهايت به نفع خودتان تمام شود! (البته اين از سياسيون بعيد نيست! كمي هم چاشني بازار گرمي را به آن اضافه كنيد) من با دقت سايت پژوهشكده فيزيك را ديدم و نگاه كوتاهي هم به عناوين مقالات محققين شما انداختم ولي در هيچ كدام نديدم ذكري از نتيجه سودمند آن براي جامعه ايران شود البته من نميدانم جهت گيري دولت در مورد علم فيزيك چگونه است اما اين را ميدانم اين حجم عظيم مقالات لااقل در پژوهشكده شما به درد اين مملكت نخورده است. حال چه دولت از شما طرفداري نمايد چه بر ضد اين فعاليت ها باشد.
قبول بفرماييد روند توليد علم در ايران و نوع نگاه به آن كه در نهايت منجر به پيشرفت ميشود، بسيار غلط است. حال چه ما مرتب از خودمان تعريف كنيم و پرتقال براي خودمان پوست بكنيم چه تو سر خودمان بزنيم و جيغ و فرياد كنيم. اين خانه از پاي بست ويران است
شيرزاد:
من هم قبول دارم که در حوزه علوم انسانی حساسيتها بسيار شديدتر از علوم تجربی است. اما به عرضم توجه نکرديد که تماميت خواهان مثل آب خوردن در هر چيزی تئوری پيدا می کنند و به سرعت برق و باد هم حوزه های مجاز و ممنوع پيدا می کنند. همين بنده حقيری که از پشت اين دستگاه با شما سخن می گويم نمونه حی و حاضرش. به بنده صراحتا فرموده اند هر نظر کارشناسی در مورد انرژی هسته ای قابل ابراز نيست. امروز به دشواری می توان از تئوری های رسمی حکومت درباره اينکه "انرژی هسته ای تميزترين و ارزان ترين نوع انرژی است"، "هزينه برق هسته ای کمتر از برق حاصل از سوخت فسيلی است"، "فناوری هسته ای مادر همه علوم وفناوری هاست"، "از طريق غنی سازی اورانيم می توان به تمام مزايای انرژی هسته ای دست يافت"، "ما به تمام ملزومات دستيابی هميشگی به مزايای انرژی هسته ای دسترسی داريم" و....ايرادی گرفت!
ضمنا اين نکته را هم بدانيد که ممکن است کسانی از طريق وصل کردن کارهای پژوهشی شان به مسائل هسته ای، به طور با ربط يا بی ربط، به دنبال سر کيسه کردن مقامات محترم جمهوری اسلامی باشند (که اگر وجود نداشتند چنين حضراتی مملکت اينقدر دشواری نداشت!) اما معمولا محققان اصيل که کارهای علمی درست و حسابی انجام می دهند اين کار را نمی کنند؛ چرا که در اين صورت جامعه علمی به آنها نگاه ترديد آميزی خواهد داشت، هر چند در بين حکومتی ها و چه بسا برخی رسانه ها مورد تعريف و تمجيد قرار گيرند.
Posted by: زهرا | June 8, 2006 04:27 AM
روزنامه ی اینترنتی ی دارکوبان با رویکردی تحلیلی در دو زمینه ی اجتماعی و سیاسی از هفدهم خرداد کار خود را آغاز کرد.
حضور شما موجب نوشتن بیشتر ما خواهد شد. امیدواریم خوانندگان دقیقی برای همدیگر باشیم.
فرزانه اعتمادی و محمدرضا فریدی
Posted by: دارکوبان | June 8, 2006 03:53 AM
راستش نمي دانم آيا هيچكس در دنيا مي تواند ادعا كند كه تعيين مسير تحقيق علميبايد به عهده خود محقق باشد و پولش را ديگري بدهد؟ من با اينكه تئوري رسمي براي تحقيقات وجود داشته باشد كاري ندارم اما اين را هم مي گويم شايد يك دليل اينكه فاصله علمي بين ما و برخي جوامع زياد است و اينكه محققين ما از جايگاه خود در كشور راضي نيستند نيز همين است كه آنها در مسيري تحقيق مي كنند كه مورد نياز بقيه نيست(در خيلي موارد) بنابر اين شايد مقاله هاي ژورنال پسندي بدهند اما كارشان بدرد اين مملكت نمي خورد و در خارج طرفدار دارد چرا كه انها در آن فضا فكر مي كنند. جهش اتفاق افتاده در كشور هاي جنوب شرقي آسيا از يك سو به دليل متمركز نمودن تحقيقات در يك جهت انتخاب شده بوده و نه آزاد گذاشتن محققان برا انتخاب مسير تحقيقات
شيرزاد:
مسير تحقيق را نمی توان يکسره به سليقه محقق واگذاشت. در عين حال نمی توان دست و پای محقق را بست و او را در چارچوب سفارش های دولتی محصور کرد. معمولا در کشورهای پيشرفته تعِِن مسير تحقيق به دست جوامع علمی رشته های مختلف صورت می گيرد و البته نيازها و علايق دولتها و مهمتر از آنها شرکت های تجاری نيز به طور غير مستقيم تاثير گذارند. اما وای به روزی که بخواهد مسير تحقيقات فقط به دست دولتها تعيين شود! می توانيد حدس بزنيد که آنها علم را به چه ناکجاآبادی خواهند برد.
Posted by: Hamid | June 6, 2006 06:38 AM
سلام دکتر شیرزاد. موضوع معروف انشای دوران کودکی بسیاری از ما این بود: "علم بهتر است یا ثروت"؟ این موضوع نوع نگرش سنت و فرهنگ ایرانی ما به مقوله علم را نشان میدهد. اما دیدگاهی که من در محیط ژاپن به آن رسیده ام این است که علم و ثروت مولد همدیگر هستند. بنابراین به این مفهوم بعد از شرایط گذرا، هر علمی که ثروت بیشتری تولید کند ماندگارتر خواهد شد که کاملا پذیرفته شده و طبیعی است. این چیزی است که همه جای دنیا اتفاق افتاده است و دیر یا زود برای ما نیز اتفاق خواهد افتاد. دقت کنید ببینید درخشان ترین دانشجوهای شما در نظریه ریسمان و غیره به سختی می توانند شغل های ولو کوتاه مدت در خارج از ایران گیر بیاورند. اما در کار ما که به کاربرد نزدیک تر است، متوسطین ما هم قادرند در مراکز استاندارد دنیا شغل گیر بیاورند. دلیل ساده این امر آن است که دیگر کسی پول زیادی برای علمی که در فضای ذهن چند آدم درسخوان وجود دارد خرج نمیکند. بنابراین من با تقسیم علم به "علم مولد ثروت" و "علم محض" (نه به شدت تقسیم بندی "به دردبخور" و "به درد نخور") کاملا موافقم! این مقاله ایسنا خلاصه دیدگاه کاربردی من در علم است:
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-681870&Lang=P
شيرزاد:
من هم قبول دارم که برخی از تحقيقات ممکن است هرگز به هيچ کاری نيايند و طبيعتا نبايد انرژی چندان زيادی صرف آنها کرد. اين يک روند طبيعی است که نبايد با آنچه در يادداشت فوق عرض کردم اشتباه شود. منظور شما از "علم به درد بخور" احتمالا آن چيزی است که از زاويه ديد منافع مردم سنجيده می شود. در واقع ساز و کار بازار به گونه ای طبيعی اين منافع را تعيين می کند. اما آنچه حقير مطرح کرده ام تقسيم بندی علم و فناوری به دو نوع "به درد خور" و "به درد نخور" از زاويه منافع قدرتمندان است. اتفاقا گهگاه امکان دارد آنها به مقولاتی علاقه مند شوند که از ديد منافع اقتصادی جامعه صنار ارزش ندارد، اما به دلايلی که معقول يا نامعقول بودن آنها چندان روشن نيست، مبالغ کلان از پول مردم بيچاره را صرف آنها کنند. مثال تاريخی چاه های ميرزا آغاسی که خطاب به چاه کن می گفت: "اگر برای من آب ندارد برای تو که نان دارد" گويای همين امر است. با کمی دقت ممکن است بشود مصداق های زيادی از سرمايه گذاری ها در زمينه فناوری های "به درد نخور" از زاويه ديد منافع واقعی مردم را يافت که معلوم نيست برای کدام چاه کنی نان دارد. فکر نکنيد فقط منظورم فناوری هسته ای است؛ نه، مثال ها در عرصه های مختلف قابل يافتن هستند.
Posted by: س. ا. جعفری | June 5, 2006 07:14 AM
مخواستم يک نکته را عرض کنم اون هم احتمال وجود شارلاتانيزم در بين برخی از کسانی است که مدعی مسايل علمی در زمینه های مختلف علمی هستند. در کشور های پيشرفته بعلت وجود ساختار علمی بسيار قوی سياست گذاری ها صحيح انجام ميشود. اما در کشور ما احتمال اينکه کسانی با انگيزه های شخصي بر تصميم گيری ها اثر بگذارند وجود دارد.
Posted by: Anonymous | June 5, 2006 06:24 AM
سلام استاد
انصافا که این مقاله از دل برآمده بود و بر دل نشست. جمهوری اسلامی مقوله جدیدی به نام علم و تحقیقات خودی/غیر خودی ایجاد کرده است. حداقل ماجرای مضحک تقدیس سوییج آنالوگ در برابر دیجیتال در سالهای گذشته و تقدیس سوییچ مداری در مقابل سوییچ نرم افزاری در سالهای اخیر را خودم از نزدیک شاهد بوده ام.
Posted by: سوکند | June 5, 2006 04:28 AM
لطفا آقای دکتر یک نگاهی به نوشته های یک سال اخیرتان بیاندازید.جایی دیگر از صنعت گرفته تا علم و تکنولوژی تا سیاست و اجتماع و مذهب و ... پیدا نمی شود که شما آن را به وضعیتی فجیع باطل وسیاه معرفی ننموده باشید.
حال سوال من این است که دلیل حمایت شما از این نظام چیست؟
شيرزاد:
با نگاه شما به مطالب نوشته شده موافق نيستم. من در موارد مشخصی نگاه انتقادی به سيستم دارم. معنايش نفی هر آنچه در ايران ديده می شود نيست، اما انصافا در اين يکی دو ساله اقتدار گرايان بسياری از رشته ها را پنبه کردند.
Posted by: شهره | June 4, 2006 09:04 PM