« كيهان و شهادتين هسته اي | صفحه اول | مانور در عرصه خيابان »

تلاطم پنهان

مصاحبه ای که در زير می بينيد، به تاريخ 18 می برابر با 28 ارديبهشت سال جاری توسط بهنام باوند پور از صدای فارسی راديو آلمان با اينجانب انجام شده است. محور مصاحبه مربوط است به پيشنهادهای تشويقی در دست تهيه اروپايی ها برای حل و فصل مسئله هسته ای ايران و انعکاس اين پيشنهادها در سخنان مسؤلان کشورمان. فايل صوتی اين مصاحبه هم در ذيل متن اصلی موجود است. گفته های مصاحبه گر با حروف سياه آمده است.

محمود احمدى ‌نژاد رييس جمهورى اسلامى ايران ديروز با اظهار اينكه «جمهورى اسلامى هيچ مشوقى را براى تعليق غنى ‌سازى نخواهد پذيرفت» عملا پيش از ارائه رسمى پيشنهاد سه كشور آلمان، انگلستان و فرانسه براى ايران، دست رد به سينه‌ ی آنها زد.

پيشنهاد مزبور كه هنوز جزييات آن بطور كامل روشن نيست، حاوى مشوق‌هايى براى ايران است و در مقابل آن از جمهورى اسلامى خواسته مى ‌شود كه غنى‌سازى اورانيوم را به حالت تعليق درآورد. برخلاف گذشته، اينبار روسيه و چين هم كاملا از پيشنهاد اخير اروپا حمايت كرده ‌اند. اصلى ‌ترين پرسشى كه در اين ميان مطرح مى‌شود اين است كه آيا با رد پيشنهاد اروپايى‌ها از سوى ايران، مشروعيتى هر چه بيشتر براى برخوردهاى شديدتر با جمهورى اسلامى بوجود نمى ‌آيد؟ در همين زمينه دكتر احمد شيرزاد نماينده پيشين مجلس و عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دویچه ‌وله: دکتر شیرزاد، بسیاری از تحلیل‌ گرها پیشنهاد اخیر اروپا به ایران را آخرین تلاش جهانی برای حل مسالمت ‌آمیز مناقشه هسته ‌ای ایران می ‌دانند. نظر شما در این خصوص چيست؟

احمد شیرزاد: در سمت ایران تحلیل ‌های متفاوتی روی این مسایل هست و در سمت کشورهای غربی هم به همین ترتیب. به نظر می ‌رسد که دو رویکرد در سمت مقابل ایران وجود دارد. یک رویکرد این است که مذاکره با ایران فایده ‌ای ندارد، ایران تصمیم خودش را گرفته، به هیچ قیمتی حاضر به سازش نیست و می‌خواهد کار خودش را انجام بدهد و به همین دلیل باید اقدامات عملی را علیه ایران شروع کرد که بیشتر مقامات آمریکایی، بخصوص مقام‌هایی چون جان بولتون و امثال اینها طرفدار این دیدگاه هستند. دیدگاه دیگری که در سمت مقابل ایران مطرح است این است که مسئولان ایران، علی ‌رغم ظاهر سازش ‌ناپذیرشان، اهل معامله هستند و می ‌شود آنها را راضی کرد. البته نه در مذاکرات شفاف و در صحنه‌ی علنی، بلکه در گفت و گوهای پنهانی و با دادن مشوق ‌های کافی، می‌شود آنها را به یک سازشی کشاند. آنچه در عرصه ‌ی سیاست جهانی می‌گذرد، تقابل این دو دیدگاه هست. مثلا، تا قبل از این پیشنهادات تشویقی ما شاهد یک دوره تلاش خیلی جدی به رهبری آمریکا بودیم، البته پیشاپیش قضیه پیشنهاد انگلیس و فرانسه در شورای امنیت بود که سعی کنند به یک جمع‌ بندی برای شروع اقدامات عملی علیه ایران برسند. بهرحال، آن اقدامات تا به حال نتیجه‌ بخش نبوده، به همین دلیل این تدبیر دوم در دستور کار است و دارند این را دنبال می‌کنند. طبیعی ‌ست که به هرحال عرصه سیاست در اروپا و آمریکا صحنه ‌ی رقابت این دو دیدگاه باشد، ولی، البته، هر دو دیدگاه در این مسئله یک هدف را دنبال می‌کنند.

دویچه ‌وله: حالا، دکتر شیرزاد واقعیت این است که تلاش‌ های بسیاری، شما هم اشاره کردید، شده و پیشنهادهای مختلفی هم شده، تا اينكه پرونده ایران به شورای امنیت رفت. بعد، دوباره پیشنهاد دیگری شد و الان طرح مشوق‌ ها از طرف اروپا مطرح شده است. سوال مشخص این است، به نظر شما بعد از این تلاش، آیا تلاش دیگری هم در کار خواهد بود، یا نه؟

احمد شیرزاد: در عرصه‌ ی سیاست هیچوقت نمی ‌شود بطور قطع بگوییم که یکنوع فعالیت تمام شده است. به هرحال اگر این فاز اخیر به نتیجه نرسد، به سختی می‌شود پیش ‌بینی کرد که دوره بعدی هم مشابه این باشد. اما، نباید فراموش کرد که یکبار دیگر هم طرح مشوق‌ها مطرح بود و آن پیشنهاد چندماده ‌ای که اروپایی‌ها، يك سال پیش در چنین روزهایی، مطرح کردند و به ایران ارائه کردند و به خصوص در اولین ماههای دولت احمدی‌ نژاد این پیشنهاد علنی شد، تقریبا همین مضامین را در بر داشت...

دویچه‌وله: اما دکتر شیرزاد، شرایط با یکسال پیش بسیار متفاوت شده، درست است؟

احمد شیرزاد: بله، بله! در آنزمان پرونده ایران به شورای امنیت نرفته بود، آن قطعنامه‌های شدیدالحن آژانس علیه ایران صادر نشده بود و ما در شرایطی قرار داشتیم که آن درخواست‌های چهارگانه‌ی آژانس از ایران هم مطرح نبود. اگر در آنزمان ما به یک توافقی دست پیدا کرده بودیم، طبیعتا خیلی مسیر متفاوت بود با آنچه امروز هست. امروز هم اگر غربی‌ها به یکنوع توافقی با ایران دست پیدا بکنند، می‌شود پیش‌بینی کرد که با دشواری‌های بیشتر روبرو خواهند بود، اما به مرور و از طریق مذاکره مسایل مى‌تواند حل بشود.

دویچه ‌وله: برویم سراغ این «اگر»، كه «اگر» ایران و اروپا به توافقی برسند! گویا اروپایی‌ها کماکان بر توقف غنی‌سازی اورانیوم در ایران پافشاری می‌کنند. بر چنین بنیانی، آنها مشوق‌ هایی را در عرصه‌ های اقتصادی‌ و سیاسی و حتا تضمین‌ هایی امنیتی مطرح کرده‌ اند که با وجود اینکه هنوز جزییات کامل ‌اش مشخص نیست، اما برخی از آنها به بیرون درز كرده است. در مقابل آقای احمدی‌ نژاد با صراحت اعلام کرده ‌اند: «جمهوری اسلامی هیچ مشوقی را برای تعلیق غنی‌سازی نخواهد پذیرفت»! فکر می ‌کنید چنانچه پس از ارائه رسمی پیشنهاد اروپا به ایران جمهوری اسلامی کماکان بر این موضع پافشاری بکند، چه پیامدهایی در انتظار ایران خواهد بود؟

احمد شیرزاد: در صحنه مقابل ایران این دو تحلیل و دو دیدگاه در کش و قوس بودند. طبیعی ‌ست که اگر ایران نپذیرد، باز دومرتبه آن دیدگاه اول که طرفدار شروع اقدامات عملی علیه ایران است بیشتر تقویت می ‌شود و پیشنهادات آنها در دستور کار قرار می‌گیرد که البته طول دارد تا این پیشنهاد به ایران مطرح بشود و جواب رسمی ارسال بشود، ولی به هرحال به نظر می‌رسد که خود مقامات ایران دارند استقبال می‌کنند از اینکه این فاز هرچه سریع‌ تر طی بشود، در حالی که من فکر می‌کنم شاید حداقل به لحاظ زمان به نفع ایران بود، اگر مدت این فاز طولانی‌تر می‌شد.

دویچه‌ وله: دکتر شیرزاد، چین حمایت خودش را از پیشنهاد اروپایی‌ها اعلام کرد و سرگئی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه هم با حمایت از این پیشنهاد از دولت ایران خواست تا «پاسخ سازنده ‌ای» به آن بدهد. آیا رد پیشنهاد مشوق‌ها از سوی ایران، که کاملا روشن از طرف آقای احمدی‌ نژاد مطرح شده، به معنای پیوستن کامل روسیه و چین به اروپا و آمریکا و نزدیک ‌شدن این دو کشور به موافقت با تحریم ایران نخواهد بود؟

احمد شیرزاد: برای چین و روسیه بهترین وضعیت این است که ایران با انعطاف خودش مسئله را به نوعی حل و فصل بکند و آنها هم از این بن‌ بستی که در آن گیر کرده‌اند، رها بشوند...

دویچه ‌وله: مشکل دقیقا بر سر همین است که ایران این انعطاف را از خودش نشان نداده و وزیر امور خارجه روسیه هم گفته است «ما قاطعانه متقاعد شدیم که این پیشنهاد تنها راه برای حل بن‌ بست هسته ‌ای ایران است»!

احمد شیرزاد: آنها شاید آرزوی ‌شان این باشد که ایرانی‌ ها کمی کوتاه بیایند و این مسئله با خیر و خوشی تمام بشود، به طوری که نهایتا این دو کشور در یک بن‌ بست تصمیم‌ گیری قرار نگیرند. بدترین وضعیت برای این دو کشوری که صاحب حق وتو در شورای امنیت هستند، این است که کشورهای اروپایی دارای حق وتو و آمریکا روی یک پیشنهادی مصرانه بایستند و اینها هم بخواهند به نوعی کوتاه بیایند یا بخواهند از حق وتوی خودشان استفاده بکنند که طبیعتا این تصمیم دشواری برای آنها خواهد بود. از حالا قابل پیش‌ بینی نیست که آنها چه خواهد کرد. البته...

دویچه ‌وله: البته بسیاری بر این عقیده ‌اند که روسیه و چین این بار از حق وتو استفاده نخواهند کرد!‍

احمد شیرزاد: بله. در چنین شرایطی اگر آمریکا، انگلیس و فرانسه بخواهند قاطعانه بر پیشنهادی بایستند، آنها دچار شرایط خیلی دشواری خواهند شد، اما به نظر می‌رسد آمریکایی‌ ها هم عجله ‌ای برای اینکه به سرعت یک پیشنهادی را، علی‌رغم میل روسیه و چین به تصویب برسانند ندارند. به نظر می‌رسد که آنها حاضرند زمان این مسئله طولانی ‌تر بشود، ولی در عوض، برخلاف مورد عراق، بتوانند آرای بیشتری را در صحنه سیاست جهانی همراه خودشان داشته باشند. حتا‌ غیر از قدرتهایی که اعضای دائمی شورای امنیت هستند، بسیاری از کشورهای مهم دنیا، مثل ژاپن، کانادا، استرالیا و آلمان و کشورهای دیگری که در صحنه‌ی سیاسی جهان هستند، دیدگاه آنها هم تاثیرگذار است. بنابر این، من بعید می ‌دانم که در کوتاه مدت آمریکایی‌ ها بخواهند با عجله‌ ی تمام این پرونده را به یک اقدام عملی برسانند. هرچند در صحنه ‌ی سیاسی آمریکا مقاماتی مثل جان بولتون در اقدام‌های عملی علیه ایران بسیار عجله دارند، اما من فکر می ‌کنم که صبوری بیشتری را از سوی آنها شاهد خواهیم بود، به قیمت اینکه بتوانند دیگران را با خودشان همراه بکنند.

دویچه ‌وله: دقیقا مشکل در همین‌ جاست که الان این «دیگران» تا حدودی به نظر می ‌رسد که با آنها همگام شده‌ اند، به این مفهوم که روسیه و چین حمایت خودشان را از این پیشنهاد اعلام کرده ‌اند و به صراحت از ایران خواسته ‌اند که پاسخ روشن به این پیشنهاد بدهد، و ایران هم پیشاپیش این پیشنهاد را رد کرده است. آیا فکر نمی ‌کنید رد این پیشنهاد از طرف ایران به نوعی مشروعیت به آمریکا می‌ دهد، برای اقدامات جدی‌تر علیه ایران؟

احمد شیرزاد: ایرانی‌ ها در این کارزار سیاسی که درگیر آن شده‌ اند، شاید چندان برای افکار مقامات کشورهای غربی اهمیتی قائل نباشند و از قبل هم پیش ‌بینی کرده باشند که ممکن است بر سر این مسئله همه ‌ی آنها یک توافق اجمالی داشته باشند. در سمت ایران بیشتر تلاش‌ها از سویی بر جلب افکارعمومی در داخل کشور قرار گرفته است، و از سوی دیگر در سطح کشورهای منطقه، کشورهای اسلامی و عربی با مخاطب قراردادن افکار عمومی و کارهایی از نوع نامه ‌ای که آقای احمدی ‌نژاد این روزها منتشر کرده ‌اند، سعی می‌کنند آن بخش از افکار را به سمت خودشان جلب بکنند و هزینه‌ ی اقدام سیاسی، اقتصادی و حتا نظامی علیه ایران را تا جایی که می‌ شود بالاتر ببرند. اصولا رویکرد ایرانی ‌ها نسبت به این مسئله متفاوت است با آن چیزی که در ذهن ارائه‌ کنندگان اروپايى این مشوق‌ ها هست.

دویچه ‌وله: فرانک والتر اشتاین ‌مایر، وزیر خارجه آلمان چند روز پیش گفت امیدوار است «افرادی خردمند در ایران باشند که موضعی متفاوت با مواضع آقای احمدی ‌نژاد» اتخاذ کنند. با توجه به اینکه آقای احمدی‌ نژاد صریحا، تقریبا با این کلمات که اروپایی‌ها فکر کرده ‌اند با بچه طرف ‌اند و می‌‌خواهند طلا را از ما بگیرند و بجایش گردو و شکلات به ما بدهند، صریحا از پیش، دست رد به پیشنهاد آنها زده ‌اند. فکر می ‌کنید، چه راهی برای جلوگیری از برخوردهای شدیدتر شورای امنیت در آینده با ایران وجود دارد؟ آیا افراد مورد نظر وزیر خارجه آلمان قادر به تغییر مسیر مواضع کنونی ایران هستند؟

احمد شیرزاد: خیلی این کار دشوار است. ببینید، این تحلیل به نظر من درست است که در ایران افراد خردمند زیاد هستند و واقعا هم زیاد هستند، کسانی که دلسوزانه برخورد می‌کنند و تنش در روابط خارجی ایران را به نفع منافع ملی ایران ارزیابی نمی‌ کنند، اما، به هرحال، مهم آن کسانی هستند که در موضع تصمیم ‌گیری قرار گرفته ‌اند. به نظر می ‌رسد که حتا اگر می ‌خواستند جواب رد هم به این پیشنهاد بدهند، باید تامل می‌ شد تا این پیشنهادات ارائه و بررسی بشود و بعد هم، با لحن و در چارچوب ‌های دیپلماتیک به آن پاسخ داده بشود. واقعا برای من توجیه ‌پذیر نیست که چرا این قدر تعجیل هست در رد پیشنهادات و قبل از مطرح ‌شدنش و آن هم، بیشتر در چارچوب سخنرانی‌های عمومی! ولی بهرحال نکته ‌ای که هست، این است که در داخل ایران واقعا یک تلاطم نادیده ‌ای در سطح افکار عمومی، روشنفکران، مقام‌ های سیاسی و جناح‌ های سیاسی وجود دارد و اینها مرتب برهم کنش دارند. اینکه اینها کی به عرصه‌ ی ظهور برسد و بتواند تاثیرگذار باشد در صحنه‌ی سیاسی کشور، قابل پیش‌بینی نیست. تمام آنچه در کشور و در عرصه‌ ی افکار افراد مهم کشور می‌گذرد، آن چیزهایی نیست كه در موضع‌گیری ‌های رسمی اعلام می‌ شود. صحبت‌ های بسیار دیگری هم مطرح است که بنا به مصالح داخلی کشور علنی نمی‌شود.

دویچه ‌وله: دکتر شیرزاد، آقای احمدی ‌نژاد با این جملات که «کاری نکنید که دولتهای دیگر عضو ان.پی.تی که خواهان دستیابی به انرژی صلح ‌آمیز هسته ‌ای هستند، قید آژانس را بزنند»، باز هم به شکل تلویحی تهدید به خروج از ان.پی.تی کرده‌ اند. آیا این تهدید به نظر شما ممکن است در صورت برخوردهای تندتر احتمالی در آینده، عملی بشود؟

احمد شیرزاد: هرچند بعضی جملات، نظیر همین جمله‌ای که گفتید، ممکن است بوی چنین تهدیدی بدهد، اما به اندازه کافی شواهد دیگر هست، حتا در صحبت ‌های خود آقای احمدی ‌نژاد، که ایران قصد خروج از «ان.پی.تی» را در شرایط فعلی ندارد. اساسی ‌ترین محتوای پیمان «ان.پی.تی» مخالفت با تولید سلاح‌های هسته ‌ای ا‌ست، بنابراین خروج از پیمان «ان.پی.تی» اصولا معنا و مفهوم دیگری در روابط بین‌المللی دارد و کشوری هم این کار را می‌کند که در آستانه‌ی دستیابی به تسلیحات هسته ‌ای باشد، با برنامه ‌ریزی‌های قبلی. من تصور می ‌کنم که ایران، هم به لحاظ عملی با چنین وضعیتی فاصله‌ ی بسیاری دارد، و هم سیاست رسمی ‌اش چنین چیزی نیست. تصور نمی‌ کنم، حداقل در آینده یکی‌ دو ساله، اصولا چنین تصمیمی مطرح باشد. بیشتر می‌ باید به این قبیل جملات به عنوان تقابل‌های لفظی و تهدیدهای معمولی نگاه کرد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/130

نظرات بازدیدکنندگان

می دونی مشکل چیه مشکل اینه که ملت تنوع طلب نبودند اما یه آدمهای عالم و دانایی بودند که از بس خوب عمل می کردند امور مملکتمون دودستی تقدیم احمدی نژاد شد. اون موقع که هرکسی به بهانه ی مصلح نبودن به لجن کشیده می شد آقای شیرزاد صدایی از شما در نمی اومد حالا از کار برکنار شدن و منحل شدن صداتونو در میاره؟ وقتی دونه دونه مهره های به درد بخور رو به دست خودتون سوزوندید و هنوزم فکر می کنید ملت باید افسارش به دست شما باشه همین ...حقتونه.
موید باشید.
حالا هی فکر نکن و تیکه بنداز.

شيرزاد:
به نظر می رسد که يک ماجرای خاص (مثل بر کناری يک کسی) شما را آزرده کرده باشد، اما من بيشتر از اين نمی توانم حدس بزنم موضوع چيست.

سلام. در جواب دوست عزیزی که متاسفانه خودشان را معرفی نکردند و در مورد کانون حقیقت درخواست تایید پاسخ شما را داده اند عرض می کنم. بله باید بگویم که من به دولت قبل نیز اتقاداتی داشتم . درست است که در انتخابات اخیر مسئول ستاد نسیم دکتر معین در اراک بودم اما متاسفانه کانون حقیقت در دولت خاتمی تعلیق فعالیت شد که به آنان نیز انتقادات شدیدی کردم که در وبلاگ نیز هست اما به تدریج این مشکل داشت حل می شد که با روی کار آمدن دولت مدعی مهرورزی بلا فاصله و بدون دلیل حکم به انحلال ما دادند.

...
your comments about kanoonehaghighat indicates you still have not understood the meaning of the vote for Ahmadinejad. Ahmadinejad is the legitimate son of the ..., we wanted him up and in front.

جناب دکتر شيرزاد
آنجه شما در مورد ضرورت شرکت در انتخابات و رای به اصلاح طلبان می فرماييد ار نظر من مبنای علمی ندارد. شما می خواستيد با استفاده از تئوري و فضايی به پاسخ های اجتماعی سیاسی و اقتصادی مورد نظر خود برسيد که اين تئوری اساسا قابليت پاسخگويی به اين نياز ها را نشان نداده است.در حل هر مسئله ای اصولا شرایط مرزی بسیار مهم است. در مسئله اصلاحات اصلا بطور شفاف با مردم بیان نشد که مرز اصلاحات کجاست و اصلاحات چه مسائلی را در بر میگیرد.در حال حاضر نیز وقتی گروه حاکم قادر به پاسخ دادن به نياز های جامعه نباشد نهایتا فضا برای ابراز وجود فراهم ميشود. پديده تونل زنی در کوانتم در موضوعات اجتماعی هم محتمل است !

سلام آقای دکتر، من تصور می کنم جواب کامنت ها را با مطالعه متن و لینک مربوطه می دهید. لطفا اگر امکان دارد لینک مربوط به " کانون حقیقت" اراک را دوباره مطالعه فرمایید (مخصوصا ان قسمتی که با "مردم خسته! دانشجويان افسرده!" آغاز شده است. و پاسخ خود را دوباره تایید نمایید.

شيرزاد:
خوشحالم که بعد از مدتی از شما نظر دريافت می کنم. راستش را بخواهيد کار بسيار وقت گيری است که بخواهم سرتاسر يک سايت را جستجو کنم و بعد از تاييد همه محتوای آن، لينک دهم. معمولا يک نگاه اجمالی می کنم. در مورد فوق و در تمام موارد مشابه واضح است که نمی توان محتوا و عملکرد دوستان ياد شده را دربست صحه گذاشت. اما به طور قطع می توان به روشهای حذفی کسانی که قدرت به دستشان افتاده اعتراض داشت. اتفاقا تصور می کنم نوع پاسخ من بيشتر مناسب حال اين قبيل دوستان بود.

آقاي دكتر:
ببخشيد از اين لفظ استفاده مي كنم، اما فعلا بعضی ها مثل اون بچه پررو شده اند كه تا دو تا لگد نزنه و دو تا سيلي آبدار نخوره سر جاش نمي شينه.

سلام
اين جور كه پيش ميره نظام تمام منافع ملي را نابود ميكنه براي اينكه چيزي را كه خودش منفعت ملي مي نامد را حفظ كند و سرانجام مجبور خواهد شد براي حفظ منافع نظام ، شكلات و گردوئي را در بستهء طلايي قرار داده و پيشكش نمايد .

کانون حقيقت منحل اعلام شد!

کانون حقيقت دهن بسته ما بود قانون درستی دل بشکسته ما بود
صياد از آن رخصت پرواز به ما داد چون با خبر از بال و پر بسته ما بود
هر پست سزاوار سر دار نگرديد اين منزلت و مرتبه شايسته ما بود

از برکات سفر رياست جمهوری به اراک و از برکات دولت مهرورز (ظلوم ورز)
تنها تشکل حقوق بشری اراک را منحل کردند.متن نامه به دبير کانون بدين شرح است


جناب آقای سید سعید میرمحمدی

سلام علیکم

با احترام با عنایت به مفاد مندرج در نامه شماره 1958/دت مورخ 13/2/85 دفتر توسعه مشارکت و

سازماندهی امور جوانان سازمان ملی جوانان موضوع کانون حقیقت با عنایت به عدم رعایت چارچوب و

مقررات مندرج در اساسنامه تشکل و نیز مغایرت با قوانین موضوعه کشور و به استناد بند الف و د ماده 18

دستور العمل مربوط به شناسایی و تاسیس سازمانهای مردم نهاد ادامه فعالیت کانون مذکور از نظر سازمان

ملی جوانان وجاهت قانونی ندارد. مراتب جهت اطلاع و رعایت مفاد آن ارسال می گردد.


سعید موسایی
نماینده سازمان ملی جوانان در استان مرکزی

www.kanoonehaghighat.persianblog.com
www.kanoonehaghighat.blogfa.com

لطفا در انتشار آن و اعتراض به انحلال این سازمان غیردولتی بکوشید.

شيرزاد:
بعضی ها تصور می کردند پيروزی اقتدارگرايان تنها منجر به ايجاد مشکلاتی برای تعدادی از اصلاح طلبان می گردد، آن هم در حد خلع آنها از مناصب اجرايی. بفرماييد, از اين مطاع حالا حالاها بايد نوش جان کنيم. هنوز آن طور که بايد و شايد متوجه نشده ايم که حاکميت يکدست اقتدارگرايان يعنی چه. نمی خواهم به کسی زخم زبان بزنم، ولی کسانی که از سر تنوع طلبی خواستند چنين چيزی را تجربه کنند، حالا تحويل بگيرند. اميدوارم دوستان عزيزی که در کانون فوق و ساير نهادها و تشکل های مدنی تلاش می کنند مايوس و افسرده نشوند. مبارزه سياسی همين است.