طليعه بهار با گنجی
آزادی گنجی طليعه خوبی بر بهار است. يک بار ديگر نيز در همين وبلاگ آزادی او را به آزادی دوستان کشور تبريک گفته بودم. آن زمان در آستانه انتخابات در ظاهر به عنوان مرخصی طوری او را آزاد کردند که هيچ کس ديگر احتمال دستگيری مجدد وی را نمی داد. اما متاسفانه بعد از اعزام مجدد به بند، اکبر و خانواده اش ماههای سختی را پشت سر گذاشتند که يادآوری آن هم دردناک است. اکنون ديگرهيچ بهانه ای برای نگاه داشتن او بيش از محکوميت مقرر قبلی وجود نداشت و چنانچه به ادامه حبس او همت می کردند چالش سنگين تری را در عرصه افکار عمومی ايران و جهان بايد برای خود می پذيرفتند. به هر صورت اکنون گنجی در ميان ماست و اين جای خوشحالی است.
ترديد نيست که مقاومت و پايمردی اکبر در اين دوران سخت ستايش بر انگيز است. اما به گمان من در اين ميان اگر قرار باشد فقط يک نفر را به عنوان قهرمان معرفی کنيم او کسی نيست جز خانم معصومه شفيعی همسر گنجی که انصافا مبارزه ای بی امان برای دفاع از آزادی او و افشای روشهای غير قانونی که برای شکستن او به کار می بستند، داشت. به همين جهت پيشنهاد می کنم دوستان و عزيزانی که در روزهای آينده با اين موضوع سر و کار دارند نقش اين بانوی بزرگ را در نظر داشته باشند.
پرونده فشار بر گنجی تمام شد. خوشحاليم که او را زنده می يابيم. در اين چند ماه به کرات دوستان او خود را در آستانه تحويل گرفتن پيکر بی جانش و يا آدرسی از خاکش می ديدند. خوشبختانه چنين اتفاقی رخ نداد تا داغ عقده ای ماندگار بر عقده های قبلی اضافه شود. اما چه بد امتحانی پس دادند آنها که او را تا آخرين روزی که امکان قانونی آن را داشتند در حبس نگاه داشتند. هيچ عقل سليمی اين را به حساب قدرت و اقتدار آنها نمی گذارد. اين تنها نشانه ضعف و عدم قدرت مديريت بخشی از امنيت مداران و سياست ورزان نظام بر فضای سياسی کشور است، اگر حاکی از امکان اعمال کينه های کور و بی منطق عده ای از راه تسلط بر برخی نهادهای قانونی نباشد.
امروز و در پايان شش سال زندان افتخار آميز برای گنجی که حتی يک روز آن را نمی توان عادلانه پنداشت، می توان به محاسبه نشست که قدرتمداران چه چيز به دست آوردند؟ او تمام مدت را در بند ماند در حالی که بسيار زودتر از اين امکان خلاصی قانونی برايش وجود داشت. حتی يک روز تخفيف را در حقش جايز نشمردند و داغ شرمساری اين کينه ورزی را به جان خريدند. پيش از اين عبدالله نوری نيز مشمول هيچ تخفيفی نشد تا آنگاه که خبر فوت برادرش وضعيتی به وجود آورد که به ناچار دست از سر او بر داشتند. دکتر کديور نيز تا آنجا که يادم می آيد تمام محکوميت هيجده ماهه خود را تا روز آخر کشيد.
راستی هيچکس می داند چه کسانی عوامل اجرای اين چنين احکامی بودند؟ اما همه کديور، نوری و گنجی را می شناسند، همچنانکه بسياری از زندانيان ديگر سياسی را. کشور ما شايد به لحاظ تعداد زندانيان سياسی چندان رکورد دار نباشد و در دنيا باشند کشورهای ناقض حقوق بشری که شمار زندانيان آنها بسيار بيش از اين باشد. اما تصور من اين است که به لحاظ کيفيت رفتار با آنها و به خصوص چهره کينه کشانه ای که بی جهت تا روز آخر حکومت ما از خود نشان داده است، وضعيتی استثنايی پديد آورده است که در ذهن ها ماندنی است.
زخم اين آزارها به سادگی پاک نخواهند شد. کجايند مدعيان مهر ورزی؟ چه کسی پاسخگوی شش سال حبس بی وقفه گنجی در کنار فشارها و آزارهای غير قابل تصور در حق او و خانواده اش است؟ هر چند جزو واضحات است اما به نظر من جا دارد يک بار ديگر حقوقدانان مرور کنند پرونده ای را که برای اکبر تشکيل دادند و اتهاماتی را که عليه او اقامه کردند. تمام داستان هنوز در گرو همان پرونده ای است که يک بار قاضی بخشی آن را بررسی کرد و محکوميت گنجی را به يک دهم تقليل داد و خود محکوم شد به آن که شغلش را از دست بدهد. هرگز نمی توان و نبايد آن موضوع را به فراموشی سپرد. تنها مرهم بر اين زخم کهنه بررسی منصفانه همان پرونده و روندی است که در قوه قضاييه طی شد تا نهايتا شش سال عمر يک انسان بيگناه و شريف پشت ميله های زندان سپری شود.
اميدوارم گنجی اين را درک کند که برای آن کسانی که او خود را در مبارزه با آنها می بيند هيچ چالش و پرسشی کوبنده تر از وجود خود او نيست. بايد همين چالش را زنده نگاه داشت و شرايط را به گونه ای پيش نبرد که به بند کشندگان گنجی باز بتوانند (در ميان بخشی از افکار مسؤلان) قيافه حق به جانب بگيرند.
بهار زنده باد. سالی سخت را در پيش داريم، سرشار از مخاطرات و علامتهای سؤال. نمی دانيم ندانم به کاری های ماجراجويان سياسی کی تمام خواهد شد. راه ايران تا تسلط عقلانيت سياسی بر فضای کشور بسيار طولانی و سخت است. شايد هزينه هايی بيش از گذشته بايد پرداخت. شايد هم بتوان با بهره گيری از اتحاد و خردگرايی اين هزينه ها را به حداقل رساند. در هر حال از محضر خدای تبارک برای ايران عزيز صلح و آرامش درخواست می کنيم. شاد باشيد!
نظرات بازدیدکنندگان
اول اينكه خيلي از دستتان به خاطر حمله به افشاري و عطري عصباني هستم انصاف داشته باشيد اقاي شيرزاد ايا اصلاح طلبان در ماجراي 18 تير از دانشجويان حمايت كردند فقط دانشجويان راشير كردند و جلو انداختند و خودشان مثل موش پشت سر دانشجويان قايم شدند....
...
مي خواستم نظر ما جوانان ايران را در مورد اصلاح طلبان بدانيد
مرتضي 24 ساله از مشهد
درضمن عيدتان اقاي شيرزاد مبارك
Posted by: مرتضي | March 23, 2006 03:42 AM
ba salam
kheili khoshhal shodam dar rozgari hastim ka az zndaniyan nami bordeh mishavad va az moghavemat anha ghadrdani mishavad, vali chera hamchenan baz ham khodiha sambol moghavmat hastand
aya taghi rahmani ba 16 sal moghavmet va baghiyeh ksani ka amrozeh darband hastand sabol nkhahand bod?
yadavari az hameh in azizan hameh ma ra ba ham nazdiktar khahad kard
movafagh bashid
paris 2 farvardin 85
Posted by: maryam | March 23, 2006 12:25 AM
سلام دكتر سال نو خورشيدي مبارك بر شما و خانواده عزيزتان
شنيديد و ديدديد كه ديروز در مشهد ...طبق محاسبات حوزه علميه قم نفت دقيقا تا بيست سال ديگه تمام ميشه و ما نميتوانيم حتي يك كارخانه را روشن كنيم او گفت اي ملت حقيقت را از من بشنويد كه اگر ما به اين حق مسلم نرسيم عقب مانده ي عقب مانده ميشويم ( نه كه الان خيلي جلو رفته هستيم)
ديديد آقاي دكتر آب در هاون ميكوبيد . ديديد آقاي دكتر مركز اصلي مخالفت با اصلاحات و اصلاح طلبان كجا بود.
...
Posted by: رهايي | March 22, 2006 12:23 PM
... و آنگاه که نسیم بر چهره مرگ زمستان آویخت، گلها دوباره شکفتند و رودخانه یخ زده به تلاطم در افتاد و بهار آغاز شد...
آقای دکتر
امیدوارم در پناه یگانه بی همتا سالی سرشار از موفقیت، بهروزی و شادکامی پیش رو داشته باشید.
Posted by: هادی | March 21, 2006 08:58 PM
آقای شیرزاد
سلام سال نو برشما مبارک
دوست گرامی ایران از نظر زندانی سیاسی رکورد دار نیست؟ از نظر آقایان که ما اصلاً زندانی سیاسی نداریم اما قابل توجه شما ایران دومین کشور رکورد دار اعدام بعد از چین است جمعیت چین را با ما مقایسه کنید تا قبول کنید کی رکورد دار است
در مورد زندانیان سیاسی بی نام ونشانی که اسمی از آنها برده نمی شود ویا کسی از زندانی بودن آنها خبر ندارد می گذریم تا دلخوش باشیم که کشورهای بدتر از ما هم هست متاسفانه ما همیشه بایده بین بدترینها بدتر باشیم
آزادی گنجی تنها خبر خوب سال بود در میان خیل خبرهای بد از ایران که دیگر مثل اینکه عادی شده
سال نو وآزادی گنجی مبارک
Posted by: شایان | March 21, 2006 04:27 PM
با سلام و تبریک سال نو. منهم مانند بسیاری از هموطنانم از شنیدن خبر آزادی گنجی و دیدن عکس های شاد اکبر گنجی و خانم شفیعی خوشخال شدم. از شنیدن مرخصی زرافشان خوشحال شدم ولی در عین حال می دانم که بسیاری از کارگران شرکت واحد سال نو را در زندان سر کردند و بسیاری از زندانیان سیاسی مرخصی دریافت نکردند. می دانم این قسمت صحبتم برای عزیزانی که در ایران هستند زمین مین گذاری شده است نمی خواهم باعث دردسر کسی بشوم ...
سال نو را دوباره تبریک می گویم و امیدوارم بالاخره کشورمان از دست حاکمینی که خود را عین حقیقت و پاکی می دانند و هر مخالفی با عقایدشان را عین ناپاکی و مستوجب هر گونه خشونتی خلاصی پیدا کند.
Posted by: آینده | March 21, 2006 12:53 PM
دکتر جان سلام
سال نو را به شما و خانواده گرامی و همه هموطنان دلسوز این آب و خاک و اکبر عزیز و همسر فداکار ونمونه ایشان تبریک میگویم .
دکتر جان :
مشکل از بیش هشتاد درصد جامعه میباشد تک ساقه های سبز گندمی که از هم دورند و با یک قیچی کوچک اما صلب و سیاه و سنگین تک به تک شکسته میشوند بله دکتر جان اگر به هم بپیوندیم دیگر دهنه هیچ قیچی چه خارجی و چه داخلی آنقدر باز نمیشود که حتی خیال بریدن هم به مخیله منجمدش خطور کند بله دکتر جان مشکل از خود ماست نه دیگران قلیل
(قبلا وگفتم که همه بلدن ونشینن از دور وگون که لنگش وکن ..! اما دوست ودارم امسال این رو تکرار نوکنم .)
وتا اینچنین است باید کشید و دید و حسرت خورد وتاسف بهمراه ناله وسوز دل بی فایده . شاید قحط الرجال است ؟ اما قسم میخورم نیست چون اکبر هم هست و چهار شنبه های دیگرو شما و ما و.... آیا کافی نیست در گل آلود آب شنا کردن ؟ فانوستان را پر نورتر کنید و کمک کنید تا دوباره چشمها ی خسته و نا باور شسته شوند حسرت میخورم که عده ای به انتظار غرب نشسته اند تا نجاتشان دهد چه حقیرند و خود ناباور . . باید جور کم کاری دیگران را هم تحمل کنید چاره ای نیست چشم اندازی زیبا به دید نمی آید . بیاموزیم خدا را بی واسطه بپرستیم ودوست داشتن را و باور کنیم انسانیم و مسئول وگرنه حیوانیم و شاید آنها برتر باشند به انسانهای قشری نگر پوست فروش درنده خو و دل را کانون عشق و مهر گردانیم به همنوع بشتابیم چون فرصت کم است و نقطه عطفی مهیا
بامید حق و حقیقت و فردایی روشن
ارادتمند شما - رضا
Posted by: رضا | March 20, 2006 07:59 PM
آيا امريکا هنوز شيطان بزرگ است؟ ناصر مستشار
پس ازنشست وبر گذاري مصاحبه مطبوعاتي آقايان افشاري وعطري در يکي از دفاتر جانبي سناي امريکا ، عده اي از فعالين سياسي از داخل وخارج به اين ملاقات ايراداتي گرفتند! آقايان افشاري وعطري بلافاصله طي بيانيه اي از حضور وملاقات خويش دفاع نموده و جهت رفع ابهامات توضيحات لازم را ارائه نمودند.ولي قضيه در همين جا خاتمه نخواهد يافت؟
....
....
شیرزاد:
لطفا لینک دهید
Posted by: جهت مطالعه آقاي دكتر از سايت عصر نو | March 20, 2006 04:13 PM
چرا روز آزادی گنجی tvفیلم سه تفنگدار (عالیجناب سرخپوش )رو پخش کرد؟
Posted by: عاطفه | March 20, 2006 01:26 PM
دو نكته:
اولاً قديمي ها ميگفتند ...شب دراز است از كجا معلوم كه 2 ماه ديگر پرونده ديگري براي اكبر ساخته نشود ؟ احتمالاً اين دفعه يك پرونده قتل يا تجاوز به عنف يا .... درست ميكنند كه ديگر كسي هم جراءت دفاع از اكبر را نداشته باشد. زود قضاوت نكنيد . شما هنوز آقايان را نشناخته ايد!
ثانياً گفته ايد چه حاصلي داشت حبس اكبر گنجي و عبداله نوري و كديور ...
نميدانيد چه نتيجه اي داشت ؟
واقعاً برايتان متاسفم كه نميدانيد. نتيجه اش اين بود كه هم اين افراد و هم ساير دوم خرداديها عقب نشيني كردند و شورا و مجلس و رياست جمهوري بدستشان افتاد
انصافاً اين نتيجه كمي است كه شما نتوانيد آنرا ببينيد؟
Posted by: Anonymous | March 20, 2006 08:39 AM
آزادی گنجی ربطی به بهار ندارد.طفلک پس از 6 سال کامل دوره حبس آزاد شد.
رسیدن بهار بر او و خانواده اش و دوستدارانش منجمله شما آقای دکتر و خانواده تان شادباد.
Posted by: مستوره | March 20, 2006 03:19 AM
سلام آقای شیرزاد! هنوز هم مشمئزی؟!
Posted by: omid | March 20, 2006 03:12 AM
سلام دکتر!
فکر کنم راه بهشت از اوین می گذره!
فرارسیدن عید باستانی نوروز بر دوست عزیم مبارک باشد! امیدورام سالی خوش و پر برکت داشته باشی!
راستی نقطه دید هم یکساله شد!
شيرزاد:
من شخصا يک راه کم خطرتر را ترجيح می دهم. حالا درجاتش هم يه خرده پايين تر باشه.
Posted by: بهروز شجاعی | March 19, 2006 10:58 PM
و من نیز، ومن نبز مبارک باد می گویم این برون شدن اکبر عزیز را از آن بند گاه کوجک و بر امدن به این بندگاه بزرگ . و به فال نیک می گیرم و آرزو می کنم برای اکبر های دیگر نیز . اکبر هایی همجون ارژنگ داودی که تا آنجا که می دانم نه مادریش که گاه از پشت میله ها اشکی اش بفشاند و نه همسری که نگاه عاشقانه ای در نیم لحظه ی پشت شیشه ی مات بندگاه.
و با آرزوی ،آنچنان که در ترانه ی سیاوش فمیشی ورد زبان هاست : ثصور کن جهانی رو که توش زندون یه افسانه س
Posted by: ali | March 19, 2006 04:13 PM
خیلی خوشحالم.امیدوارم هم خود ایشون و هم همسرشون شاد و سالم باشن...
Posted by: زهرا | March 19, 2006 02:15 PM
از آزادی گنجی خوشحالم و امیدوارم همه ی آنهایی که به خاطر عقیده و قلم خود در حبس اند آزاد شوند.
Posted by: احسان | March 19, 2006 01:40 PM
امیدوارم گنجی الگویی بشه برای دیگران ,دیگرانی که به قول دهخدا وقت خطر رماتیسم میگیرن و چهار چنگولی میچسبن تو خونه هاشون ولی از یه چیز خوشحالم اینکه جوونای آرژانتینی می تونن تو خونه هاشون پوستر گنجی رو بزنن ...
Posted by: peiman | March 19, 2006 12:43 PM
سلام آقاي شيرزاد
حروف نوشته ها ريز است و خواندن آن مشکل،با وجود استفاده از عينک مطالغه بازهم مشکل بينايي دارم از شما خواهش مي کنم که از فونت
بزرگتر استفاده کنيد . از لطف
شما ممنون و عيد شما مبارک باشد.
Posted by: احمد | March 19, 2006 12:23 PM
نوروزتان فرخنده آقای دکتر. آزادی گنجی نوید سالی بهتر را می دهد، من هم امیدوارم در سال نو جماعت انحصارطلب کمی عقلانیت به خرج بدهد و جماعت اصلاح طلب هم به بازخوانی رفتار گذشته اش همت گمارد و پارادوکس های فکری خود (مثلا اینکه حفظ منافع نظام!!! اولویت دارد یا حفظ منافع ملی) و پارادوکس های رفتاری (مثلا سردادن شعار ایران برای همه ایرانیان در نظر و تفکیک خودی و غیر خودی در عمل) را حل کند. از عقلای این جماعت (امثال شما) انتظار می رود که پیش گام چنین دگردیسی باشید.
در ضمن باور بفرمایید اینکه بنده مرتبا و به هر بهانه ای مزاحم اوقات شما می شوم، به خاطر اینست که اولا به سرنوشت اصلاحات سیاسی ایران از درون علاقه مندم و دوم شما را جزو معدود کسانی می دانم که در میان جماعت اصلاح طلب گوش شنوایی دارد.
Posted by: سوکند | March 19, 2006 04:40 AM
آقای شیرزاد برای شروع هیچ وقت دیر نیست! امیرفرشاد ابراهیمی
ادعای آفرینش اصلاحات را دارید و این در حالی است که جبهه دوم خرداد و تمام اعوان و انصار اقماری اش مدیون حضور جنبش دانشجویی در دوم خرداد ۷۶ است و الحق و انصاف که خوب مزد این حضور را شما و حزب بعد الولادتتان داد. براستی آقای شیرزاد این قدرت چه است که آلوده اش که بشوی دیگر کنده شدن از آن ولی افتاد مشکل ها است
آقاي شيرزاد دوست بزرگوارم که خدماتش در مجلس اصلاحات برای کسی پوشیده نیست چندی پیش مطلبی نوشتند در باب قباحت مذاکره با آمریکائیان و اینکه چرا باید علی افشاری و اکبر عطری بروند در کنگره آمریکا سخنرانی کنند و متاسفانه کیهان وار به این دوتن تاختند و مشمئز کننده دانستند این عمل را . بسیاری در رد و ستایش این عمل و مطلب آقای شیرزاد نوشتند و گفتند و گفتند تا اینکه این روزها جمهوری اسلامی نیز تصمیم گرفته آن عمل مشمئز کننده را بنا به روایت آقای شیرزاد انجام دهد و باب گفتگو را با شیطان بزرگ آغاز کند ؟! قصد نداشتم وارد این موضوع شوم چراکه نیک می دانم اکبر و علی هردو با شیرزاد دوستی دیرینه دارند و من نیز با هر سه منتظر ماندم تا ببینم آقای شیرزاد توضیح دیگری می دهند یا خیر و دیدم خبری حاصل نشد ، پس بقول خود آقای شیرزاد ورای دوستی مان لازم میدانم مواردی را یادآور ایشان که از نمایندگان مجلس اصلاحات بوده اند و از اعضای ارشد جبهه مشارکت می باشند مواردی را یادآور شوم :
آقای شیرزاد آورده اید که " کار زشت و ناپسند را باید بی محابا تقبیح کرد." این کلامی است بسیار زیبا و امیدوارم که برای خود و حزب متبوعتان نیز جاری بشود ، آیا براستی تا بحال شده است دلایل ناخرسندی مردم از اصلاح طلبان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و انتخاب لجاجت وارانه شان را بررسی کنید ؟ براستی مگر اصلاح طلبانی همچون شما که آنقدر ماندید و ماندید و تهدید خروج از حاکمیت را تکرار کردید و تکرار کردید تا بالاخره از حاکمیت اخراجتان کردند چرا باید امروز در منظر مردم شیادتر و منفورتر از هر حزب سیاسی نام گیرید که کار و وظیفه ای نداشت جز اینکه محلل جمهوری اسلامی باشد ؟ جناب آقای شیرزاد يك سوزن به خودتان يك جوالدوز به ديگران بزنید!
شما در مجلس به عنوان نماینده جنبش دانشجویی مطرح بودید براستی چه کردید برای جنبش دانشجویی ؟ برای مرگ عزت ابراهیم نژاد چه کردید ؟ برای مرگ فرشته علیزاده چه کردید ؟ اصلا نام علیزاده به گوشتان خورده است ؟همان دختر دانشجویی که در کوران حوادث 18 تیر بازداشت و سپس خبر مرگش منتشر شد و حتی جنازه اش را نیز تحویل خانواده اش نداده اند و فقط و فقط یکبار آقای موسوی خوئینی ها در مجلس خبر بازداشت و مرگ او را اعلام کرد . آقای شیرزاد مشمئز کننده آن لحظه ای بود که شما و حزب متبوعتان با شرکت در نشست طیف جعلی شیراز جریان موازی دفتر تحکیم وحدت را قوام دادید و آنها را در انشقاقشان در بدنه تحکیم وحدت گستاختر کردید ! مشمئز کننده آن لحظه ای بود که ما با خبر شدیم حکم بازداشت دو تن از بچه های تحکیم که به واقع چشم و دهان دفتر تحکیم وحدت بودند به اصرار و دستور آقای خاتمی انجام گرفته است ! نام آن دوتن را از آقای آرمین بپرسید برای شما خواهند گفت ! آقای شیرزاد نمی خواهم بحث را شخصی کنم اما برای من مشمئز کننده آن لحظه ای بود که دوستان شما در حزب مشارکت، حزب متبوعتان آقایان مهندس علی اکبر زحمتکش و سعید شریعتی و جواد دهقانی در دادگاه غیر علنی موسوم به نوارسازان همسو با رئیس دادگاه و شاکیانی همچون الله کرم و آیه الله جنتی و مصباح یزدی بر من می تاختند و حتی آقای زحمتکش مرا فردی فاسق نام نهاد و سعید شریعتی "از محضر الله کرم که از نوجوانی به وی ارادت داشته پوزش خواسته " و بعد از آزادی از دادگاه و در منظر عموم که دادگاهی علنی است باز به ایشان می تاختند ! اینکه تنها آينه را در برابر ديگران ميگذاريد و آينهها را از مقابل خویش برمی دارید آیا اشمئزاز کننده نیست؟ برادر شیرزاد آيا يكبار شد كه خود شكنيد و آينه روبرویتان را نشكنيد؟ متاسفانه امروز که شور و شوق و گردوخاک اصلاحات بر زمین نشسته است نیک که نگاه می کنیم می بینیم شما و دیگر هم حزبی های شما نه تنها در بیان اشتباهات و کاستی ها و زشتی های عمل خویش فراری بودید بلکه منتقدان خودی خویش را نیز سرکوب و خفه کرده اید آقاي شيرزاد ، ای کاش جامع و مطلق سخن نمی گفتید، چراكه رفتار مشمئز كننده دوستانتان را هيچگاه تقبيح نكرديد.
در بخشی دیگر از نوشته تان با استخراج بی رویه ملی نگری آورده اید که :"من به عنوان يك ايراني از اينكه در كشورم باندهاي قدرتي وجود دارند كه بي محابا از پرسش قانون، چنين فجايعي ميآفرينند احساس ننگ ميكنم." به نظر من ننگ آور تر از این حرف چیزی نمی باشد که امروز کسی بخواهد از قانون و پرسش کنندگان قانون و یا همان قوه قضائیه چیزی بگوید که فشارش کمر جنبش دانشجویی را شکست و اگر هم منظورتان دادگاه ملی و پرسش افکار عمومی است که باید پرسید واقعا اين چه ننگي بود كه درطی هشت سال به جان خريديد آن را و بیست میلیون نفر رادر این راه هزینه کردید ؟
می گویید: "افتخار میکنم که در هر حادثه ای که در دوران مجلس ششم برای جنبش دانشجویی رخ داد ما و دوستانمان عکس العمل قانونی در حد مقدورات خود را داشتیم و به حمایت از آنها برخاستیم." و سپس رفتار افشاري و عطري رابرای جنبش دانشجویی مشمئز كننده ميخوانيد. اما از خودتان و هم حزبی هایتان نمی پرسید کدام گروه بود که مشتی از دانشجویان را فریفت تا بلوا بپا کنند تا بعد دادگاه انقلاب و نیروی انتظامی سر برسد وساختمان دفتر تحکیم را پلمب کنند؟ از خود نمی پرسید در مقام نماینده دانشجویان چه اقدامی برای آزادی دانشجویان در بند کردید؟ و حتی دست و دلتان لرزید با تمام جارو جنجالهای مطبوعاتی که کرده بودید تحصن شما و دیگر اعضای فراکسیونتان در مجلس به نصف روز هم نرسید؟
برادر عزیز شیرزاد گرامی ، اکبرعطري در همان جلسه گفته است : "جنبش دانشجويي همراه با روشنفكران و برخي از گروههاي سياسي تحول خواه، پايه گذار حركت رفرميستي دوم خرداد شد." و من احساس می کنم این سخن برای شما گران آمده است و محل برگزاری جلسه را بهانه کردید و آتش را گشودید چرا که ادعای آفرینش اصلاحات را دارید و این در حالی است که جبهه دوم خرداد و تمام اعوان و انصار اقماری اش مدیون حضور جنبش دانشجویی در دوم خرداد 76 است و الحق و انصاف که خوب مزد این حضور را شما و حزب بعد الولادتتان داد . براستی آقای شیرزاد این قدرت چه است که آلوده اش که بشوی دیگر کنده شدن از آن ولی افتاد مشکل ها است ...
آقای شیرزاد اصلاحات نه تنها شکست خورد بلکه مرد و جنازه اش هم پوسید و امروز دولت اصلاحات ، مجلس اصلاحات ، حزب اصلاحات جزوی از تاریخ غمبار ایران است رهایش کنید و به مردم بپیوندید ، برای شروع هیچوقت دیر نیست ، یا علی
Posted by: امير فرشاد ابراهيمي | March 19, 2006 03:40 AM
آقای شیرزاد
سلام
آزادی گننجی مبارک
یک سوال راجع به پست قبلی شما
داشتم.
به نظر شما آیا اگر بجای شهید
یک استاد برجسته دانشگاه قرار بود دفن شود هم دانشجویان مخالفت می کردند؟
آیا به نظر شما نگاه جوانان
امروز ما نسبت به مسائل اعتقادی در مقایسه با سایر
موضوعات کمرنگ تر نیست؟
شيرزاد:
من سخنگوی دانشجويان نيستم. اگر خودم بودم با آن هم مخالفت می کردم. در مورد ضعيف شدن اعتقاد دانشجويان نيز بايد پذيرفت که در طول زمان ممکن است نگاهها تغيير کند. گاهی حتی ممکن است يک نسل از نسل قبلی خود مذهبی تر هم باشد.
Posted by: محمد | March 19, 2006 02:11 AM
ﺩﺍﺯﺮﯿﺷ ﺏﺎﻨﺟ
ﻡﺪﺷ ﻝﺎﺤﺷﻮﺧ ﺐﻠﻗ ﻢﯿﻤﺻ ﺯﺍ ﯽﺠﻨﮔ ﯼﺩﺍﺯﺁ ﱪﺧ ﻥﺪﯿﻨﺷ ﺯﺍ ﻢﻫ ﻩﺪﻨﺑ
ﻥﺍﺮﯾﺍ ﺭﺩ ﻥﺎﻫﺍﻮﺧ ﯼﺩﺍﺯﺁ ﻡﺎﻤﺗ ﯼﺍﺮﺑ ﺪﺷﺎﺑ ﯽﯾﻮﮕﻟﺍ ﺪﯾﺎﺑ ﯽﺠﻨﮔ ﺖﻣﻭﺎﻘﻣ
ﻭ ﺪﻨﺷﺎﺑ ﻪﺘﻓﺮﮔ ﯽﺳﺭﺩ ﺖﻣﻭﺎﻘﻣ ﻦﯾﺍ ﺯﺍ ﻥﺎﺒﻠﻃ ﺡﻼﺻﺍ ﻡﺭﺍﻭﺪﯿﻣﺍ
.ﺪﻧﺩﺮﮕﻧ ﺭﻮﺸﻛ ﺕﻼﻜﺸﻣ ﯼﺍﺮﺑ ﯼﺮﺼﻘﻣ ﻝﺎﺒﻧﺩ ﻦﯾﺍ ﺯﺍ ﱰﺸﯿﺑ
ﺭﻮﺸﻛ ﻦﯾﺍ ﺕﻼﻜﺸﻣ ﺭﻮﻛ ﻩﺮﮔ ﺖﺳﺍ ﻩﺩﺮﻛ ﺭﺍﺮﻜﺗ ﺎﻫﺭﺎﺑ ﻪﻧﺎﻋﺎﺠﺷ ﯽﺠﻨﮔ ﻪﻛ ﺭﻮﻄﻧﺎﻤﻫ
.ﺩﻮﺸﯿﻣ ﺯﺎﺑ ... ﯼﺎﻗﺁ ﻙﺭﺎﺒﻣ ﻥﺎﺘﺳﺩ ﺎﺑ ﻂﻘﻓ
ﺪﻧﺍ ﻩﺩﺯ ﺎﮕﯾﺮﻣﺁ ﺎﺑ ﻮﮕﺘﻔﮔ ﺯﺍ ﻡﺩ ﻪﻛ ﯽﻧﺎﺴﻛ ﺯﺍ ﺎﻫﺭﺎﺑ ﻥﺎﺸﯾﺍ
ﻡﺩﺮﻤﻧ ﻪﻛ ﻢﺘﺴﻫ ﻦﯾﺍ ﺯﺍ ﻝﺎﺤﺷﻮﺧ .ﺪﻧﺍ ﻩﺩﺮﻛ ﺩﺎﯾ ﺕﺮﯿﻏ ﯽﺑ ﻥﺍﻮﻨﻌﺑ
ﻝﺎﺣ ﺭﺩ ﯽﯾﺎﻜﯾﺮﻣﺁ ﺕﺎﻣﺎﻘﻣ ﺎﺑ ﺩﺍﺪﻐﺑ ﺭﺩ ﯽﻧﺍﺮﯾﺍ ﻥﺍﺪﻨﻤﺗﺮﻏ ﻪﻧﻮﮕﭼ ﻡﺪﯾﺩ ﻭ
.ﺪﻨﺘﺴﻫ ﻥﺎﺘﺴﺑ ﻩﺪﺑ
Posted by: Neruda | March 19, 2006 01:59 AM