« عاشورا در شمايل جديد | صفحه اول | عزاداران تمام عيار »

مهر ورزی خدمتی ها

سايت اينترنتی خدمت وابسته به دوستان آقای احمدی نژاد مطلبی سراسر توهين و تهمت در مورد اين حقير نوشته که متن آنرا می توانيد اينجا بخوانيد. در اين مطلب تحت عنوان "دلالي اينترنتي براي بازاريابي خبرهاي هسته اي مشاركت در اروپا و آمريكا" نويسنده با اشاره به مطلب "يک حدس مهم" اين سايت، سعی کرده که آن را تلاشی برای علامت دادن به غربی ها معرفی کند.

از دو حال خارج نيست. يا آن حدس ما پرت و پلا بوده است، که اتفاقا به دولت محترم خدمت کرده ايم و دشمنان را گمراه ساخته ايم. و يا امکان صحت دارد، که در اين صورت بايد ديد آيا کشف فوق منحصر به اين حقير است و ديگران امکان بررسی اعمال و رفتار آقايان را ندارند. (و يا شايد بنده نبوغ خاصی دارم که قادرم از ظرايف اعمال آقايان رازهای مگو را دريابم! )
خير، داستان اين نيست. داستان اين است که حواس آقايان پرت است. سرشان را انداخته اند زير و دارند به تاخت می روند و فکر می کنند ذهنها متوجه آنها نيست. فکر می کنند با جعبه سحر آميز صدا وسيما می توان هر کاری کرد. تصور می کنند "اگر ايرادی پيش آمد حتما يک کسی خراب کاری کرده است، وگرنه همه چيز بايد آن طور که ما خواسته بوديم پيش می رفت."

به زعم اين حقير زمان فرافکنی گذشته است. مشکل از مديريت سياسی و اجرايی آقايان است. بنده ناچيز جز آن که انتقاداتی اندک ( در مقايسه با حجم اشتباهات آنها) را آن هم با چند همفکر خود و يا در محيط محدود اينترنت، آن هم با هزار احتياط و انا انزلنا مطرح کنم، کاری از دستم بر نمی آيد. در مقابل، آنها تخته گاز و بی امان با ابزار مليونی صدا و سيما دارند با افکار عمومی سخن می گويند. اگرآنها جايی کم آورده اند بايد اشتباهاتتان را دريابند. نگويند چرا ديگران چشم دارند و می بينند.
ببينم، مسؤل هزاران صفحه پرونده ای که برای ما ساختند بنده ای هستم که حداکثر هنرم همين است که از راه دور يک تحليل هايی بر اساس واضحات علمی يا اطلاعات سوخت شده و منتشر شده توسط خود فرنگی ها برای اطلاع مردم بنويسم، يا آقايانی که با مديريت نبوغ آميزشان کار را به اينجا کشاندند. آنها خود بهتر می دانند که بازرسان آژانس تا فيها خالدون صنعت هسته ای ما را می شناسند و گزارش ضعف ها و قوتهايش را ريز به ريز می دانند و در اين ميان کمترين حجم اطلاعات نصيب مردم ايران است که در گيجی تحولات و در هجوم شبانه روزی تبليغات صدا و سيما درست نمی دانند چه قضاوتی دارند و مسير تحولات به کجا ختم می شود.
مشکل از ما نيست. مشکل اينجاست که هيچ سخنی ورای آنچه آقايان خواسته اند که به عنوان واقعيت شناخته شود نبايد مطرح گردد، و گرنه گوينده جاسوس و خائن است.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/75

نظرات بازدیدکنندگان

چه نظردهنده های جلفی

من فکر می کنم اگر شما زحمتی برایتان نیست
به ذکر ناگفته های هسته ای بپردازید.
با تشکر فراوان

شيرزاد:
مشکل هسته ای ما ناگفته ها نيست، بلکه گفته های پرت و پلای آدمهايی است که می خواهند با يک سطل ماست دريايی از دوغ درست کنند. ضمنا گفتن بعضی صحبتها هر چند جزو ناگفته ها نيستند، به شدت مايه زحمت است.

ایول

سلام دكتر
جا داره كه از شما بخاطر اينهمه از خود گذشتگي تشكر كنم نميدونم بعضيها كه اينگونه به شما هتاكي ميكنن واقعا چيزي نمي فهمن يا خودشونو به نفهمي زدن واقعا كه چه آدمهايي(!!!) پيدا ميشه به هر حال ميخواستم بگم استاد خسته نباشيد و اميدوارم هزار سال ديگه زنده باشي وما بتونيم در محضرتون همچنان شاگردي كنيم
دوستون داريم و در پناه حق باشيد

بر فرض هم كه شما جاسوس و خائن و ....
ميشود بفرماييد به مرحمت شعارهاي استكبار ستيزي و كفر ستيزي و عدالت گستري جهاني و ...... چه كسي و كساني طرف هاي خارجي تشجيع به چاپ مجدد كاريكاتور موهن و غيره شدند؟
گاه دشمن دانا به از دوست نادان است!
لااقل جاسوسي شما هنوز دردسري براي ملت نداشته است

سلام آقای دکتر
می ترسم که عاقبت شما مانند عاقبت پرنده توصیفی مولانا در برابر جماعت میمونها شود.
آنجایی که مرغ زیرک ایشان را هشدار داد که با نور کرم شب تاب نمی توانند خود را گرم کنند و آتش چیزی دیگر است !!!
اگر منت بگذارید وبه ما سر بزنید ممنون خواهم بود.

OPTIC.BLOGFA.COM

سلام آقای دکتر
می ترسم که عاقبت شما مانند عاقبت پرنده توصیفی مولانا در برابر جماعت میمونها شود.
آنجایی که مرغ زیرک ایشان را هشدار داد که با نور کرم شب تاب نمی توانند خود را گرم کنند و آتش چیزی دیگر است !!!

[...]
از اينكه از رو شدن ماهيت [...] خود چنين برآشفته ايد احساس خوبي دارم و روزي را مي بينم كه جزئيات بيشتري از اين ماهيت منتشر شود و آن روز شما در ايران عزيز نخواهيد بود. سوابق جنايات گروهكي اتان را كه فراموش نكرده ايد؟ اينها همگي قابل انتشار و پيگرد حقوقي هستند. دست از لجاجت با مردم و حركت در مسير دشمنان نظام و انقلاب برداريد و كينه خود را در اين مسير خرج ننماييد.

شيرزاد:
بسيار علاقه مندم سوابق گروهکی خود را بدانم.

Dear Mr Shirzad
Thank you very much for your elaborationg articles
I know that here is not a place for dispute of your commentator
But for Rahai who wrote75 میلیون دلار نوش جونت جیگر
We say from this several hundred millions wated in Atomic project (for example)how much thosands USD received to you ?
Someone suppose eating USD oil revenue of Iran is much more delicious ??

انصافا آقای احمدی نژاد خوب خلع سلاحتان کرده وهیچی برای گفتن ندارید غیر از هوچیگری. خیانت بس است از منافقین صدراسلام وانقلاب عبرت بگیرید وبه دامن ملت برگردید نقش ستون بنجم دشمن بازی نکنید یک معیار خوب برای شناخت خودتان این است که همان حرفهای دشمنان را [...] میکنید.

شيرزاد:
اما جالب است که همين "هيچ چيز" چقدر برای بعضی درد آور است!

این آقای شیرزاد بد جوری [...] من حاضرم با تو در باره این مساله مباهله کنم آخه مرد حسابی یه خورده غیرت کو !

سلام
مطالب شما را کم و بیش دنبال میکنم.یادش بخیر سال اولی که اومده بودید دا-صنعتی اصفهان. در ضمن میخواستم بگم امثال ما که متاسفانه در رشته مهندسی هسته ای درس خوندن بیشتر از بقیه توی این ماجرا رجر میکشند.بی زحمت مطالب این لینک را واسه این اتم پزها ترجمه و ارسال کنید.www.globalsecurity.org/wmd/library/ report/2005/iran-fuel-cycle-brief_dos_2005.pdf
توضیح:زمانی که مرکز تکنولوژی هسته ای ساخته می شد اهالی روستای اشکاوند که در همان نزدیکی است آنرا کارخانه اتم پزی می نامیدند.

فکر می کنم علاقه هر کسی به وطنش از برخوردش با مسایل در شرایط اضطراری مشخص می شود. شما درست همانطوری برخورد می کنید که نشریات آگاهانه یا ناآگاهانه وابسته به دشمن در کودتای 28 مرداد نقش ایفا کردند و این مساله از دید هر کس که ذره ای شم سیاسی داشته باشد، پوشیده نیست. در آینده ای نه چندان دور نقشها روشن می شود و جز روسیاهی به ذغال نمی ماند. حب و بغضهای سیاسی و عقده ها را کنار گذاشته و با سعه صدر و صداقت با مسایل برخورد کنید. سخنان شما در این مقطع زمانی شمشیری در دست دشمن است. حیف نیست که اینطور خود را از چشم هم میهنانتان مخصوصا دانشجویانتان بیندازید؟
چرا آرزوی دشمنانمان که اطلاع از تفاوت دیدگاهها و سیاستهای ما در مورد انرژی هسته ای است از زبان شما بیان می شود؟
چرا پیشنهاد می کنید که میز گرد در صدا و سیما تشکیل شود و در مورد انرژی هسته ای به بحث بنشینند؟ چنین موضوع مهم و استرتژیکی که فعلا بنای امنیت کشور بر آن گذاشته شده ،کجای دنیا در معرض عموم به بحث گذاشته می شود؟ آیا شما از همراهی عموم مردم با حق هسته ای ایران مخالفید که می خواهید آنها را مردد کنید؟
آیا فکر می کنید مردم احمقند؟
طرز برخورد شما با مسایل متاسفانه مردم را بیشتر به طرف قشر متحجر سوق می دهد.
گروهی روشنفکرنما دورتان را گرفته اند و هی برایتان هورا می کشند و شما هم باور کرده اید.(خودباختگی اینترنتی که دامن بسیاری از ما را گرفته است.مثل خیلی از وبلاگ نویسان)

شيرزاد:
دوستان شما از يک طرف مصرند که در ايران همه در مورد مسئله هسته ای موضعی واحد دارند و از طرف ديگر نسبت به ابراز نظری که با ديدگاه آنها تفاوت دارد تا اين حد برآشفته اند. اگر صداقتی بود می گفتند اين ديدگاه ماست، و ديدگاههای ديگری هم وجود دارد که به آنها عمل نمی شود.
فکر می کنم آقايان در جای ديگر کم آورده اند ناسزاهايشان را به ما نثار می کنند.

اقاي شيرزاد فايده نداره ر»يم ايران به راحتي 80%مردم رو مثل خيلي وقتهاي ديگه براي دفاع از بمب اتمي اش پشتيبان كرده!!!شما هم كه حقيقت رو به مردم بگين از سوي متعصبين متحجرين و ساده لوحان متهم به خيانت به وطن و نفوذي و... ميشين!!!حتما بايد بخاطر بمب اتمي اينها مردم تحريم بشن بدبخت بشن تا 20سال ديگه بفهمن چه اشتباهي كردن و برعكس فكر كردند و...

فلاش بك:
بعد از دوم خرداد 1376 و سال بعد پس از انتخابات مجلس ششم اتفاقاتي افتاد كه تيرهاي خلاصي بود به سه ركن اساسي جمهوريت در ايران يهني قوه مجريه و مقننه و مطبوعات آزاد و قلم بدستان آزاده.
...
...
...
آقاي شيرزاد ما الان در قرن بيست و يكم هستيم . ما خودمان را بايد با كدام كشور از نظر ثروت- سياست – فرهنگ – آزادي – مذهب – هنر– و...... مقايسه كنيم . كشوري كه در آن
اين همه نعمات از همه نوع آن كه بگيريم هست ميخواهد به كجا برسد . كه را و چه را ميخواهد الگوي خود
قرار دهد كه تازه آن الگو هم ثابت بماند تا ما هم به آن برسيم . يك مثال كوچك : در كشور كويت كه چند سال است پارلماني شده حاكم آن در عرض 24 ساعت نصب و عزل ميشود . به نظر شما آيا مجلس خبرگان ما همچين جرات و جسارتي را دارد.
زياد طولاني شد اما چه كنيم حرف كه نمي توانيم بزنيم حداقل با زدن بروي حروف و ثبت آنچه در دل است
براي دوست ديده اما از طريق برق و صفحه و كلمه خود را آزاد كنيم.
انتظارر گذاشتن آنرا در قسمت نظرات ندارم اما ميتوانيد در صورت خواندن پاسخ خودرا تا حدودي با ايما و اشاره در پاسخ به رهايي بدهيد. با تشكر از شما دكتر عزيز.
تا بعد.

شيرزاد:
می بخشيد خيلی طولانی بود، ناچار حذفش کردم. ضمنا شما که علاقه نداريد، اين سايت هم کله پا شود.

جناب دكتر شيرزاد

بيشتر بنويسيد بخصوص راجع به انرژي هسته اي كه ملت بد بخت ايران رو هنوز هيچي نشده تحت بمباران شديد تبليغاتي هپروتي هسته اي قرار داده اند . خيلي ها هنوز نمي دانند منظور از انرژي هسته اي هسته خرما ست يا هسته اتم ولي گول تبليغات دوشاي صنار اينها رو خورده اند . اكثرا نمي دانند كه اين راهي كه آقايان فرمان بريده ميروند هيچ چيز براي آنان ندارد جز جنگ و بحران وتحريم .يك نفر شجاع بايد روشنشان كند

شيرزاد:
لطفا پوسته خربزه زير پای ما نيندازيد (ببخشيد، از باب شوخی عرض کردم.)

از این مطالبی که بر علیه شما می نویسند و این تمسخرها و بعضا توهین ها ناراحت نشوید حرف حق گفتن نتیجه اش همین است از شما می خواهم که محکم باشید حرف خودتان را بزنید ولو در این شرایط .به لطف خدا و به یاری علی(ع) ریشه ظلم و جهل و فساد در این کشور خواهد خشکید.

احتمالا ملت شما رو می شناسن و چون یه مدتی جژء نظام بودید جلوتون ابرو داری می کنن حرفی از نظام نمی زنن واسه همین اینقدر از مردم دور موندید

شيرزاد:
آدمها که لابد آبرويی ندارند، خدا را شکر آن "ملت" که منظور شماست، حداقل برای نظام مورد علاقه شان يک احترامی قائلند.

من بر خلاف شما با نظر سایت خدمت موافقم. بپذیرید که گاف بزرگی داده اید واقدام شما دقیقاًخلاف نظر مردم ودانشمندان هسته ای کشور بود.مطمئن باشید اگر ما نمی توانستیم غنی سازی انجام دهیم آنها هم آنقدر فشار وارد نمی کردند.

شيرزاد:
از کی تا حالا بايد دليل موفقيت کارها را از مواضع خارجی ها تشخيص داد؟
مطمئن باشيد اگر بعضی ها اين قدر گاف نمی دادند آمريکايی ها کمتر می توانستند فشار وارد کنند. فشار آنها به دليل بهانه های تر و تميزی که به مدد صحبت ها و تصميم های همين خدمتی ها به دستشان افتاده هم می تواند باشد.

با سلام و درود

استاد گرامی
نمیخواستم این موضوع رو تو سایتتون مطرح کنم چون میدونم محضوراتی دارین و اگه صلاح ندیدید لطفا چاپش نکنید.
مخاطبم آن غیرتمداران هسته ای است. برای ما که جنگ را بخوبی دیده ایم و پایانش را بقول اعراب درک کرده ایم شاید این سخنان شعار گونه تمسخر آمیز باشد ولی برای آنان که هنوز سال 67 شاید هنوز یا پا به عالم ننهاده بودند یا به در حال تاتی پاپی بودند این سخنان کمی ناخوش بیاید.
اولا همه میدانیم ایران در چه شرایطی قطعنامه 598 را پذیرفت و نمیتوان با هزار رنگ و لعاب از غیرت و ... آن را به حساب پیروزی گذاشت. اجازه دهید رک بگویم که اگر نمیپذیرفت الان ما باید در مدارسمان بجای فارسی عربی رابعنوان زبان اول میآموختیم و صدام هنوز هم رئیس جمهور بود ولی در منطقه بزرگتری. روزهای آخر جنگ فرار بزرگ نامیده شد چون گاهی عراق تا ستاد های تیپ ما جلو آمده بود. پس خواهشا برای ما دیگه از غیرت و هزار شعر دیگر نگویند. و من واقعا شجاعت آیت الله خمینی را از این نظر میستایم.
فقط برای نشان دادن شعارای آنزمان عرض کنم که شعار ما این بود: جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم.
حال دو حال ممکن است یا ما واقعا فتنه را( ظاهرا منظور صدام حسین بود) خواباندیم که حمله متعاقب ایشان به کویت آنرا رد مینماید.
یا اینکه ما واقعا شعار میدادیم. یادم هست سال 66 که قطعنامه مطرح شد عده ای عین همین شعار ها را میدادند که 598 قطعنامه ای ذلت بار است و ما آنرا نمیپذیریم. ولی به فاصله یک سال ( ...) پذیرفتیم.
اگر ایران کشوری مستقل مانند مثلا سوئد- فنلاند ( عمدا اینها را نام بردم تا متهم به غربزدگی و مزدور و این چرندیات نشوم) بود شاید میتوانست شعار بدهد. البته اصولا هم میدانیم درخت هرچه پربارتر باشد سر بزیر تر است.
اما حالا کشوری هستیم وابسته به محصولی ابتدائی چون بنزین. مسخره نیست برای کشور محترم مدعی باشگاه هسته ای که جزو موارد ابتدایی برای تحریمش بنزین مطرح گردد؟آنهم جائی که دارنده سومین منابع انرژی جهان است. میدانید این برای ما تحقیر بیشتری دارد تاموارد دیگر؟ حضراتی که بحث 75 میلیون را مطرح میکنند این را هم بدانند قطع صادرات بنزین جزو اولین کاندید های تحریم ایران است. حال تصور کنید الباقیش را.
بهر حال صحبت بطول انجامید ولی تو را بخدا این آقایان کمی سرنوشت جنگ را بدون رنگ و لعابش بخوانند. چون بنظر میرسد جام زهر دیگری در پیش است اما این یکی بهمراه اعمال شاقه . باور ندارید عراق را ببینید. خدا شاهد است سعید الصحاف ( معروف به السفاه) بسیار بهتر از آصفی و متکی و رئیس محترم حکومت اسلامی ( که آقای احمدی نژاد این عنوان را بیشتر میپسندد) شعار میداد .کمی بصیرت هم بد نیست.
بدرود بر شما

والا دنیا که به دست کم خردها بیفته همین می شه دیگه. ضمنا شما هم خودت رو بابت تحلیل های کاملا علمی(!) این حضرات ناراحت نکن این تحلیل ها بیشتر از این که به دنبال حقیقت باشه دنبال بچه بازی و حریف طلبی و این جور حرف ها هستند بیشتر هدفش جلب توجهه نه حرف حساب پس اگه بهش محل ندی خودش ضایع می شه. واقعا چرا اینقدر بچه بازی تو سیاست های این مملکت رواج داره من نمی دونم.

باسلام
من برخی از نوشته های شما خوانده ام در مورد عملکرد صدا و سیما. ولی یک سوال از شما دارم ؟ در این گیرودار که ما احتیاج به حمایت ملی داریم این حرف ها برای چیست ؟ تاریخ ملی شدن نفت را بخوا نیم هم چنین این را به کسانی می گویم که ترسیده اند برای ذلت و سرخم کردن هیچ ووقت دیر نیست چرا از ترس مرگ خود کشی کنیم ؟
لطفاپاسخ بدهید ؟

شيرزاد:
1- خدا را شکر که ملی شدن صنعت نفت بالاخره برای بعضی ها الگو شد (البته اگر اين امر گذرا و مصلحتی نباشد).
2- بحمدالله هر که از راه می رسد احساس شجاعت می کند. در کشوری که شعار دادن عليه استکبار جهانی جزو سياست رسمی است چندان احساس شجاعت در اين مورد هنر نيست. اخوی جان ما آن زمان که موضعگيری بر ضد آمريکاييها در ايران هزينه داشت اين کار را می کرديم. اما آيا شما در اين دوره شهامت آن را داريد که سر سوزنی در برابر خطاهای سيستم بايستيد؟
3- اگر در ذهنيت شما اعمال يک سياست خارجی عاقلانه برای حفظ مصالح ملی ذلت پذيری است، پس بدانيد که اين کار به کرات در اين کشور و همه کشورهای جهان صورت گرفته است. امام خمينی (ره) نهايتا در جنگ سازش کرد. در همين دوران نيز در مواردی نظير حمله اول و دوم آمريکا به عراق از شعارهای تند که برخی اصرار داشتند، پرهيز شد. امامان شيعه (ع) نيز به کرات با حکومتهای جور و ستم سازش کردند. آيا همه ترسو و ذليل بودند به غير از حضراتی که اخيرا دچار غيرت هسته ای شده اند؟
4- بد نيست خودتان را آماده کنيد، چون ممکن است در آينده نزديک که به نوعی پرونده هسته ای مسير حل و فصل را در پيش گرفت مجبور شويد آن طرف ديگر صفحه را بگذاريد و به جای دميدن در تنور غيرت، شجاعت و ايستادگی از ضرورت تدبير و حفظ مصالح نظام سخن بگوييد.
5- ضمنا بعضی وقتها برای سازش اصولی، مدبرانه و عزتمندانه دير می شود، و به ناچار رفتار ذليلانه و تحقير ملی جايگزين شعارهای سوپر راديکال می شود.

وبلاگ شما رو تصادفی پيدا کردم و گشتی در نوشته‌ها، به خصوص دربارهء پروژهء هسته‌ای ايران زدم. به عنوان کسی که عميقاً از رژيم ايران و عاملان ريز و درشتش در گذشته و حال متنفره سنخيتی بين افکار خودم و شما نميبينم، اما نظرم اينه که اگر دشمن آدم هم حرف حساب بزنه و از اون مهمتر اطلاعات مفيد بده، بايد انصاف داشت و تحسين کرد.

شيرزاد:
دوست عزيز سلام، به خوانندگان ما خوش آمدی. اگر کمی صبر و انصاف داشته باشيد خواهيد ديد که بسياری از قضاوت ها از روی پيشداوری و تعصب است.

I just read that article. Either they lost their mind or they write just for the naives. Do they think that a spy finds the customer on his/her public weblog? Does he/she expect students to buy the secrec imformation?

تكرار تاريخ
آقاي دكتر فكر نميكنم ياداوري تاريخ16 سال پيش كه ما وشما و آقايان علامه دهر چيزي باشه كه فراموشش كرده باشند
هدف من يادآوري براي آنهايي بود كه درد 8 سال جنگ تحميل شده و زمينه سازي شده را نديده و نكشيده اند
و شايد آنهايي كه از طريق سايت شما خبر و تحليل ميگيرند اين چند خط سياه را هم بخوانند. ما با نوشته هايمان نه كسي را ميخواهيم با تركه مهرورزي نوازش كنيم و نه ميخواهيم با قيچي اصلاحات كوتاه نمائيم. فقط ياداوري گذشته و تجربه براي آينده.
تا دچار دور باطل تسلسل نشويم.
حق مسلم يعني چه ؟؟
اي مسول
اي عدالت طلب
اي مهرورز
اي نوازشگر
اي قربانت بروم
اي با جنبه
اي ظرفيت
اي خازن!
داشتن نان سر سفره حق مسلم ماست.
آزادي دين و مذهب حق مسلم ماست.
آزادي انديشه حق مسلم ماست.
امنيت حق مسلم ماست.
آرامش خاطر حق مسلم ماست.
نداشتن زنداني سياسي حق مسلم ماست.
نداشتن تورم بي حد وحساب حق مسل ماست.
اينترنت بي سانسور حق مسل ماست.(البته قول مي دهيم به سايتهاي غير اخلاقي و مستهجن نرويم ، اگر اجازه بدهيد سايت بي بي سي يا گويا نيوز را ببينم بس است! حتي قول مي دهيم اگر در سايت بي بي سي خانم بي حجاب ديديم، زود چشمانمان را ببنديم و كامپيوتر را خاموش كنيم)
در ضمن انرژي هسته اي هم حق مسلم ماست .

از دوست عزيزي به نام نقطه
به صورت نصف و نيمه به خاطر شما. تا بعد

75 میلیون دلار نوش جونت جیگر

اگر جسارتی در کامنت های من بوده است جدا پوزش می طلبم.(ولی برای شما که خود را سیاستمدار میداند وقدم در وادی سیاست گذاشته اید برنتابیدن چنین انتقادات صریحی جای تعمق بیشتری است)
از پیشنهاد دلسوزانه آقای دکتر در رجوع به روانپزشک سپاسگزارم(سعی می کنم فکر کنم پیشنهاد شما فقط از روی دلسوزی و نه فرهنگ انگ بستن بر مخالف بوده است).ممنون خواهم شد که شما لطفتان را تکمیل فرمایید و از همفکران خودتان کسی که روانپزشکی خوانده اند را معرفی فرمایید تا امثال من به ایشان مراجعه کنیم. ایمان دارم شما به دلیل تعصبات حزبی هیچ دانش و دانشمندی را در حیطه خارج از چارچوبه اعتقادی خود قبول نداشته اید.)
به عنوان یک خواننده ثابت نوشته های سایت شما (من نگران وضعیت کشورم در مورد مشکل هسته ای آن با دنیا هستم)هیچ وقت به سوالات و ابهامات من پاسخ داده نشده است و جدیدا شما موضع غیب گویی و سیاه نمایی را در پیش گرفته اید که فقط افراطی ترین مخالفان حکومت (بعضیشان دلسوزان میهن نیستند)از آن بهره گرفته اند.
آقای دکتر همانطور که شما آزادید تا بنویسید ، خوانندگان شما نیز آزادند (بنا به پیشنهاد شما- نگاهی به فرمت سایتتان بیاندازید) کامنت بگذارند.پابلیش کردن کامنت ها و جواب دادن بحث بعدی است که اختیار آن با خود شماست.شما حتی بزرگوارنه می توانید به آنها بصورت خصوصی هم پاسخ دهید

ای بابا آقای شیرزاد به نظر میاد خدمتی ها می خواهند به خدمتتان برسند.
مواظب خودتان باشید.ایران الان به شما و نظراتتان احتیاج دارد ..البته بیرون زندان.
ما که تنها کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که دعا کنیم هیچ یک از بندگان خدا مهرورزی آقایان رو نبینه.

استاد من از دانشجویان قدیم شما هستم.هیج فکر نمی کردم که روزی شما در دام کسانی بیفتید که از دشمنان قسم خورده ما ایرانیان هستند .بخود بیایید هنوز دیر نشده است. خدا بخشنده ومهربان است. ملت ایران باگذشت است .امروز شما با مطا لبی که می نویسید فقط دشمنان این مرز بوم را شاد می کنید .من اعتقاد دارم که شما می توانید.به آغوش ایرانیان دشمن ستیز بر گردید.

شيرزاد:
از نصايح شما متشکرم.

دکتر جان سلام
خدمتیها بهتر است اکنون که بقول خودشان زمین و زمان همراهشان است به خدمتهایی که کرده اند و خواهند کرد بپردازند و نه به ایراد گرفتن و تهمت زدن به این و آن
بهتر است لیست خدمتها و مهر ورزیهایشان را منتشر کنند

شيرزاد:
احسنت آقا رضا، اين شد يک کامنت کوتاه و خواندنی.

من فکر می کنم شما نقش آقای قرایتی(safety valve) دهه 60 را بازی می کنید. مجموع نوشته ها و مصاحبه های شما جز در پنهان کردن واقعیات و منحرف کردن اذهان نقشی نداشته است.
فحش هم یم فرهنک در جمهوری اسلامی است بیاد آورید:
{"عوامل استکبار جهانی"=یک سری جوان18-24 ساله ای که مجله مخالفان شما را می خواندند}
{"قلم بدستان مزدور"= فردی در جامعه که هیچ گونه سو پیشینه ندارد و مطلب مخالفی به ذهنش رسید و نوشت}
{"متحجرین خشک مغز"= انسان صادقی که فکر نمی کند حزب مشارکت درست می گوید}
{"مرفهین بی درد"= مدیری در بخش خصوصی که بالای 14 ساعت کار و تولید می کند و توانسته است رفاه نسبی برای خانواده اش فراهم کند}
{"منافقان کوردل"=آدمهایی از خودتان که برای انحراف افکار عمومی ترور می کند،اطلاعات سوخته منتشر می کند،گاهی در دانشگاه تدریس می کند و در صورت لزوم آب حوض هم می کشد}

شيرزاد:
سرکار مستوره خانم، بسياری از دوستانی که خواننده ثابت اين سايت هستند شاهدند که در موارد متعدد با حوصله پاسخ اشکالات شما را که در آن از کم لطفی و جفاکاری دريغ نداشته ايد داده ام. اما دلسوزانه به شما توصيه می کنم به يک روانپزشک مرجعه کنيد. به نظر می رسد شما جزو آن دسته از افراد هستيد که احتياج مفرط دارند به اين که کسی يا چيزی يا کسانی يا موضوعی را به شيطان مجسم تبديل کنند و به آن سنگهای گله و غرغر را پرتاب کنند. معلوم نيست شما با کی طرف هستيد، چه می گوييد، چه را می پسنديد، از چه بیزاريد، و به دنبال چه هستيد.

سلام جناب شیرزاد در مورد :
الهام افروتن
http://www.yaran-e-mosaddegh.blogfa.com/post-111.aspx

با اينکه ميدونم اطرافيانتون که نگرانتون هستند چقدر بهتون گوشزد مي کنند که مواظب خودتون باشيد ولی بازم نمی تونم بهتون نگم که:استاد! مواظب خودتون باشيد.خودتون بهتر ميدونيد کسی که کارش به اينها گير کنه عاقبتش با کرام الکاتبينه!

دکتر شیرزاد عزیز سلام. امروز کسی با نام حسن و آدرس سایت شما در وبلاگ من کامنتی گذاشته که راهم را به سایت شما کشاند. نمی دانم آیا این افتخار نصییب من شده که شما خواننده ی وبلاگم بوده اید یانه.اما میدانم که نام کوچک شما احمد است! نوشته های شما را هر روز پی گیری میکنم. چه نوشته های اینتر نتی و چه آنها که روزنامه ی اعتماد و سایت روز می آید. از داشتن دانشمندان و متفکرانی چون شما که هنوز خسته نشده اند و روشنگری را کنار نگذاشته اند و می نویسند تا دیگران بدانند به ایرانمان می بالیم. امید وارم که این روشنگری ها به ثمر برسد و تعداد آنها که میدانند هر روز زیاد تر شود.زبانتان گویا، قلمتان پایدار. با حترام- کتایون آموزگار

شيرزاد:
با تشکر از لطف شما، نه متاسفانه من آن خواننده نبودم. آدرس وبلاگتان را بدهيد سعی می کنم سری بزنم.

با سلام
رفتار صدا و سیما خیلی جالب است. یادم است در زمان شورای شهر اول و در زمان دولت آقای خاتمی، به هر بهانه‌ای صدا وسیما میزگرد یا بحث یا مناظره دو طرفه‌ای برقرار می‌کرد که همیشه یک طرف آن از منتقدین و مخربین سیاستهای اصلاحات بودو طرف دیگر یک نفر از طیف اصلاحات. البته در همان طیف اصلاحات هم هیچ موقع خبری از اکبر گنجی، عباس عبدی، سعید حجاریان و امثالهم نمی‌شد. حالا که تمام نهادهای حکومتی به طور شش دانگ در قبضه آقایان قرار دارد، حتی اینقدر شجاعت و اعتماد به نفس ندارند که در یک مناظره مثلا درباره انرژی هسته‌ای یک نفر از منتقدین خودشان را به صدا سیما دعوت کنند. یعنی آیا در این مملکت حتی یک نفر هم پیدا نمی‌شود که با سیاست‌های آقایان مخالف باشد؟ حتی اجازه چاپ یک روزنامه به مخالفان خود را نمی‌دهند. اگر از نظر دست‌اندرکاران سایت خدمت، اصلاح‌طلبان شکست خورده‌اند و حیات سیاسی آن‌ها به پایان رسیده، این که وحشت ندارد، اجازه دهند صدای یک نفر از این افراد از یک تریبون پخش شود. جالبتر اینکه خود آقایان می‌دانند که صدا و سیما چه چهره منفوری در نزد ملت دارد و پیشاپیش جنگ زرگری با صدا سیما راه می‌اندازند.از نکات جالب توجه دیگر این که این آقایان در محافل خود داد می‌زنند که اجازه کار کردن به دولت نمی‌دهند. البته هیچ موقع هم مشخص نمی‌کنند که چه کسی اجازه کار کردن نمی‌دهد!!! (آی... دزد را بگیرید!!!). ای کاش این آقایان معیاری را ارایه می‌دادند تا مردم متوجه شوند شکست در بحث انرژی هسته‌ای در کجا رخ می‌دهد؟
آیا رفتن پرونده به شورای امنیت؟ آیا پذیرش طرح روسیه؟ نقطه‌ای که ما بگوییم این یعنی شکست، کجاست؟ آیا پذیرش طرح روسیه معنیش این نیست که نه تنها عدول از تمام شعارها بلکه تمام آن امتیازهایی هم که در ابتدا اروپا قایل شده بود از دست دادیم.

اقا یه بار با تاکسی برو تا سر کارت ببینی مردم چی میگن حرف من حرف مردمه الان همه میگن "بیخیال بالاخره درست میشه"فکر میکنید مقصر کیه مردم اینطوری شدن؟

شيرزاد:
جهت اطلاع حضرتعالی، کم تاکسی سوار نمی شوم. لابد خبر داريد که بنز ضد گلوله در اختيلر ما نيست.

بچه هاي خدمت درست گفته اند بني صدر فراري از قول شما نوشته ساترفيوژهاي ايران تركيده!
او هم در [...] دست شما را از پشت بسته!

آرزو دارم فقط يكبار (نه بيشتر) اين آقايان براي اتهاماتي كه به افراد وارد ميكنند دليل و مستندات ارائه كنند. اينها كه ادعاي دينداري ميكنند و خود را متولي انحصاري دين خدا معرفي ميكنند در كجاي دينشان تهمت مباح اعلام شده كه پايه همه تحليلهايشان بر تهمت استوار است؟ هر زمان كه پيچ تلويزيون را باز كرديم ديديم طرف كه مثلاً به عنوان كارشناس مسائل سياسي آنجا نشسته تمام مدت در حال ايراد اتهام به اين و آن است بدون اينكه يكبار محض رضاي خدا هم كه شده ادله‌‌ يا براهيني ارائه كند تا ذهن آشفته ما را اقناع كند. هر كس نظر مخالف با اين جماعت داشته باشد يا دشمن ايران است يا خائن به وطن. شعور مخاطب را دست كم گرفتن هم حدي دارد.

سخت نگیر کی حرف درست زدن که دومیش باشه تا بوده همین بوده و تا هست همین هست فقط من نمیدونم خودشون هم این حرفا رو باور میکنن یا نه؟

شيرزاد:
يک خواهر و برادر در فاميل ما بودند که مرتب دعوا داشتند. پسرک به خواهرش که دو سالی هم از او بزرگتر بود زور می گفت و او را کتک می زد. پدر و مادر که پسرک را بيش از حد لوس کرده بودند در مقابل شرارتهای پسر به دختربچه مظلوم می گفتند: سخت نگير، بزرگ ميشه، اين مقتضای سنشه. اما امان از وقتی که مثلا خدای ناکرده يک استکان از دست دخترک می افتاد، که تمام ناسزاهای دنيا نصيب او می شد.
قضاوتهای شما در اين سلسله از کامنتها عجيب مرا ياد آن پدر و مادر می اندازد.

متاسفم که به جاسوسی نیز متهم شدید. واقعا این اقایان انقدر خل هستند که فکر میکنند مردم این مزخرفات را باور میکنند؟ اقای شیر زاد لطفا به جنبید و حزب مشارکت را فعال بکنید، یار گیری بکنید ،خودی نشان بدهید( مثلا با دفاع از الهه افروتن مظلوم) اجازه ندهید که این لات و لوت ها این همه ادم تحصیل کرده وبا هوشی مثل شما و دوستانتان را از صحنه سیاسی ایران حذف بکنند. اگر اینها بتوانند اینهمه تو سری به نخبه های سیاسی ایران بزنند چه امیدی به اینده ایران میتوان داشت؟ در مقابل اینهه سیاست ایران بر باد ده هسته ای این نا دان ها (نادان، اگر خوشبین باشیم و فرض نکنیم که مزدور اسراعیل اند) موضع شفاف بگیرید. بس است دیگر اینهمه تکرار کلیشه ای انرژی هسته ای حق ایران است.. .

با درود
قبل از شروع آنچه می خواهم بگویم در مورد توهین کردن بگویم که توهین نشانه ضعف طرف توهین کننده است حال از هر که می خواهد باشد .
در کامنت قبلی پرسیده بودید که نمی دانم درد شما چیست اگر وقت کرده باشید و ایمیل های ما را خصوصا در زمان انتخابات خوانده باشید باید خود بفهمید ولی همین می گویم که ما از علاقه مندان سیاست صادقانه هستیم هر چند که سیاست و صداقت قابل جمع نباشند حداقل تا 60 - 70 درصد صداقت را می خواهیم ولی احساس می کنیم اکثر جریان های موجود صداقت که نداشته اند هیچ بلکه جوانان و حتی عالمان این مملکت را بازیچه و آلت دست خود کرده اند و به قدرت رسیده اند و وقتی به قدرت رسیده اند و هنگامی که آن را از دست می دهند بازیگران دیگر را فراموش می کنند و آخر سر کازه و کوزه ها را بر روی سر مثلا جوانان و دانشجویان می شکنند این بازی های سیاسی زشت است خیلی زشت جناب شیرزاد قبلا برایتان کامنت زده بودم که در حالی که شخصا منتظر بودم که پس از شکست در دور اول انتخابات فرمایشی و تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر وارد فاز جدیدی شویم و امید ها زنده شود ولی همین آقای شکوری راد در زمانی که همه فهمیدند که اعلام اسامی دور دوم صورت گرفته خبر از پیروزی دکتر معین می کند و روزنامه اقبال فردایش می نویسد هاشمی و معین در دور دوم ! جالب است که شکوری راد در گفتگو با مومنی دعوت به صداقت می کند مطلب زیاد است باز به خاطر اینکه نگویید مباحث زیادی مطرح کردید و قادر به پاسخ گویی نیستم به همین جا بسنده می کنم . مجاهدین انقلاب اسلامی با موضع گیری های بعد از انتخابات پایان موجودیت سیاسی خود را اعلام کرد آیا مشارکت هم به همان سو می رود ؟؟
سرفراز باشید
مدیریت گروه یاران مصدق

چه بگویم جناب شیرزاد.
این که گویند که بنیاد جهان بر آب است / مشنو ای خواجه که چون درنگری بر باد است

سلام دکتر!
بابا شما دیگه باید عادت کرده باشید.
یادتونه اون وقتا هر کی می رفت اوین عزیز مردم می شد... هنوزم همونطوریه!
شيرزاد:
ما ترجيخ ميديم همين بيرون اوين عزيز بمونيم.

بدجور دوست دارند همه را خراب کنند تا خود خوب بمانند٬ ام...