عاشورا در شمايل جديد
مراسم عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورای امسال به نظر من با سالهای گذشته تفاوت محسوسی داشت. سابق بر اين نهادهای مذهبی و به ويژه روحانيت كنترل ويژه ای بر عزاداری مردم داشتند. اين كنترل بعضا از طريق هياتهای عزاداری و بعضا از راه وعظ و خطابه انجام ميشد. در اصل به دليل حرف شنوی كه وجود داشت، آنچه زعمای مذهبی به مردم توصيه ميكردند كم و بيش مد نظر قرار می گرفت. اكنون به وضوح ميتوان ديد كه از اين نفوذ كاسته شده است.
عزاداريها طی چند سال اخير، سال به سال به گرايشات و علايق عوام نزديكتر شده و جنبه های شكل گرايانه آن پررنگتر شده است. ملوديها اغلب از آهنگ های كاملا آشنا برگرفته شده اند، به طوري كه اگر اندكی شعرهای به كار گرفته شده را فراموش كنی انگار داری به يكی از ترانه های معمول ايام ديگر گوش ميدهي. گاهی اوقات ملودی و سياق ترنم از آهنگ های قبل از انقلاب الهام پذيرفته اند و در مواردی نيز حتی از آهنگ های آن طرف آب هم استفاده هايی ميشود!
رفتار جوانها در تكيه هايی كه گوشه و كنار پياده روها علم شده اند كم وبيش مشابه رفتاری است كه به طور معمول از جوانهای محلات ميتوان مشاهده كرد. علاقه مندی خاصی نسبت به ريتم های تند و سنگين كه از استريوهای پرقدرت پخش ميشود در آنها ديده ميشود. دهه اول محرم عرصه ای برای جلوه مشاركت جويی جوانها و ارضای حس تعلق به جمع و شركت در حركتهای اجتماعی آنان است. از اين حيث شايد شركت در اين فعاليتها را بايد به فال نيك گرفت، چراكه آنان را در فضايی معنوی و در محيطی كه يادآور فداكاريها و ايثارگري های اصحاب سيدالشهدا (ع) است، به تخليه انرژی سرشار جوانی و ارضای هيجانات اجتماعی وا مي دارد و در اغلب موارد تا مدتی بر روحيه آنان تاثير پالايش گرانه دارد. اين تاثير مثبت، شايد ريشه اصلی برخورد تساهل گرايانه ای باشد كه در بسياری از موارد از سوی مسؤلان نهادهای مذهبی و روحانيون نسبت به رفتار دسته ها و هيات های شركت كننده در مراسم صورت مي گيرد.
به بيان ديگر، آنان نگرانند كه در صورت سختگيری بيش از حد و نفی اصالت برخی از رفتارها همين ميزان گرايشی كه در ايام محرم به سمت مذهب صورت مي گيرد با دلخوری و سرخوردگی مواجه شده و پراكنده گردد. به اين لحاظ گاه با سكوت و گاه با شكوه های اندك از كنار اين قبيل قضايا عبور ميكنند.
عاشورای امسال، صحنه هايی ديدم كه برايم تازگی داشت. به گونه عجيبی در اين روز همه به خيابان مي آيند؛ هر كس با هر ايده ای و با هر ميزان تعلق خاطر به مسائل مذهبي. چهره ها صرفا چهره های افراد بسيار مقيد به مذهب نيست. عكس العمل ها و رفتار آنان نيز متفاوت و متنوع است. در روز عاشورا خيلی فرصت نشستن و وعظ و خطابه شنيدن نيست. بيشتر عرصه خيابانها و مجالس روضه خوانی صحنه حضور و جلوه دسته های سينه زن و زنجيرزن و نوحه خوانهايی است كه همراه هر دسته به خواندن اشعار و ذكر مصيبت مشغولند.
نكته ای كه امسال برای من مشهود بود اين بود كه درصد قابل توجهی از مردمی كه به خيابانها آمده بودند خودشان مشاركت فعال در برنامه عزاداری نداشتند. بخش زيادی از آنها به تماشا مشغول بودند و حضوری غيرفعال در عرصه داشتند. كمتر ميديدی كه با دسته ها همراه شوند و ظاهر عزادار به خود بگيرند.
از طرفی در سالهای اخير بر وسعت و حجم غذاهای نذری به شدت افزوده شده است. تقريبا بدون استثنا طی دو روز تاسوعا و عاشورا عموم مردم از غذاهای نذری برای شام و نهار استفاده ميكنند و به قول خودشان مهمان امام حسين (ع) هستند. آنها كه بيشتر اهل شركت در مراسم هستند به طور معمول بعد از اتمام برنامه عزاداری (كه ممكن است همراه با سخنرانی و وعظ و خطابه باشد ولی به طور حتم شامل خواندن اشعار، ذكر مصيبت، دم گرفتن و به احتمال زياد حداقل سينه زنی است) به صرف نهار يا شام مي پردازند. در قديم اين امر الزامی نبود؛ محل های محدودی بودند كه امكان پذيرايی نهار يا شام از عزاداران را داشتند و اغلب عزاداران با يك پذيرايی چای به خانه برميگشتند.
امسال جاهايی را ديدم كه در آنها افراد، از زن و مرد قابلمه به دست در صف ايستاده بودند كه غذای نذری بگيرند و با خود به خانه ببرند. اين نشان مي دهد كه در محل هايی امكان تهيه غذای نذری به ميزان بيش از ظرفيت شركت كنندگان در مراسم عزاداری وجود دارد. حتی دوستان و آشنايانی خبر ميدهند از وجود آشپزخانه های بسيار بزرگ و مجهز كه در مقادير كلان برای ساير هياتها و حتی برای خيرات كردن در بيمارستانها و محلهای عمومی غذا ميپزند.
به خاطر دارم اوايل مجلس ششم يكی از مديران وزارت بازرگانی گزارش ميداد از حجم عظيم مواد اوليه غذايی كه دولت در اختيار هياتهای مذهبی برای پذيرايی از عزاداران قرار ميدهد. واقعيت آن است كه هزينه سرانه غذای هياتها با توجه به كمك های دولتی بسيار ارزانتر از غذای معمول در بازار است و اين امر امكان پذيرايی از تعداد بسيار بيشتری را فراهم مي آورد. در دولت جديد نيز ظاهرا بنای كار بر افزايش كمكها به ارگانهای مذهبي است كه برگزاركننده مراسم مختلف هستند.
سالهای گذشته در نزديكی منزل پدری ما در محله جويشاه اصفهان در مقابل يكی از مساجد به هنگام ورود برخی از دسته های مهم شتر قربانی ميشد. امسال مراسم نحر كردن شتر گسترش پيدا كرده بود. در همان حول وحوش حداقل در سه نقطه آثار قربانی كردن شتر هنوز ديده مي شد. ازجمله در خيابان شيخ بهايی اصفهان در مقابل منزلی كه از سالها پيش محل برگزاری روضه خوانی سيدالشهدا (ع) در دو دهه اول محرم است، جلوی يكی از دسته ها شتر قربانی كردند. اين اولين سالی بود كه در آن محل شتر نحر ميشد. وقتی من رسيدم دقايقی از كشتن شتر گذشته بود و هنوز جمعيت زيادی در محل تجمع كرده بودند. خون فراوان حيوان محدوده وسيعی در طول حدود يكصد متر از خيابان را آغشته بود. چرخ ماشينها و كفش رهگذران نيز هر لحظه آن را در وسعت بيشتری پهن مي كرد. تعدادی از جوانها انگشتشان را در خون شتر ميزدند و برای تبرك روی پيشانی و گونه های خود ميكشيدند. اين صحنه ها لااقل برای من كم سابقه بود. مادر ميانسالی بخشی از يك دستمال كاغذی را به خون شتر آغشته بود و سپس انگشت خود را به آن ميزد تا بر صورت فرزندانش اثری از خون حيوان زبان بسته را نقش ببندد. طفلك پسربچه 8، 9 ساله از ترس خود را عقب ميكشيد و ملتمسانه به مادر ميگفت: «نميخوام». كمی جلوتر لاشه غرق در خون حيوان را ديديم كه به جای برداشتن از روی زمين آن را با طناب به پشت وانت بسته و روی زمين كشيده بودند. منظره ای كه بسيار رقت آور بود.
كمی آن طرفتر در خيابان شاپور اصفهان بازهم خون فراوان شتری ديگر كه دقايقی از ذبح آن ميگذشت محدوده وسيعی را پوشانده بود. دو دختر نوجوان را ديديم كه اندكی از خون شتر را در يك ليوان كوچك ريخته بودند تا همراه خود ببرند. خون غليظ و كف كرده ای كه هنوز نبسته بود. همسرم با ناراحتی به آنها اعتراض كرد كه اين خون را برای چه برداشته ايد. آنها با حال و هوای بچه گانه خود پاسخ دادند كه: «مي گويند شفاست»!
رويدادهای عجيب و كم سابقه در اين ايام و به ويژه امسال كم نبودند. برای يكی از دوستان تعريف مي كردم. او نيز نمونه های زيادی را برايم ذكر كرد از كارهای کم سابقه ای كه مردم در اين روزها به شكل نمادهای مختلف به عرصه آورده اند، ازجمله پوشيدن لباسهای مخصوص، ساختن صحنه هايی كه يادآور فضای عاشورا باشد با پارچه، بوته های خار، خاك و گل و وسايل ديگر، ترتيب دادن و بر سر گرفتن وسايلی به عنوان نماد خنچه حضرت قاسم و دهها نمونه ديگر.
نميدانم، واقعا نميدانم كه با اين رفتار چگونه برخوردی بايد داشت. برخی كارها انصافا سخيف و ناپسند است و وهن نهضت امام حسين (ع) به شمار ميرود. برخی نيز برخاسته از خلوص نيت مردم است كه مي خواهند از هر نوع ابتكاری برای همراهی با يك حركت مذهبی و معنوی بهره گيرند. برخی از حركتها و رخدادها نيز ريشه در حمايتها و تشويق های دستگاه های رسمی كشور دارند. اما خوب يا بد، احساس من اين است كه با گستردگی اجتماع و تعدد عوامل تاثيرگذار فرهنگی، ديگر زمان آن گذشته كه تصور شود نحوه برگزاری مراسم روزهای مذهبی توسط چند ريش سفيد و بزرگتر محله و يا روحانی مسجد تعيين مي شود. كنترل دست هيچ كس نيست. جامعه با همه خوب و بدش به عرصه مي آيد و آنچه خود مي خواهد انجام مي دهد. آنچه در اين ايام رخ ميدهد به معنی واقعی كلمه از حوزه امكان انجام «مهندسی فرهنگي» آنچنان كه كسانی مدعی آن هستند خارج است. رخدادهای ايام عزاداری آنقدر وسعت دارند كه هيچ نهاد فرهنگي، چه دولتی و چه اجتماعی و حتی روحانيت قادر به مهار آن نيست.
نظرات بازدیدکنندگان
سلام
من از خميني شهر هستم...قمه نميزنم ولي در مورد اعتقادات مردم هم نظر نميدم..... شايد اون فرد قمه زن واقعا خلوص نيت داشته باشه
تازه خيلي از علما قمه زدن را حرام نميدانند
Posted by: مجيد ثنايي | February 16, 2007 09:59 PM
من از خمینی شهر هستم و با نظرات شما موافقم و امیدوارم که روزی این نظرات شما در بین برخی از همشهری های بی فکر من رواج داشته باشد و شما در راه رساندن پیامتان به آنها تلاش کنید
Posted by: محمدمهدی | November 19, 2006 07:37 AM
salam man alan farsi nevis nadaram nemitunam nazar bedam .ba ye sisteme dige hatman jaavab midam.
Posted by: hamid ghasemi | March 25, 2006 09:34 AM
اين قضايا چندساله كه داره بيشتر و بيشتر ميشن. به نظر من شما امسال وقت داشتين و بيشتر ديدين!
شيرزاد:
امسال توفيق دست داد که بنويسم.
Posted by: كامبيز | February 20, 2006 07:12 PM
dar yek heyate azadari roze khan goft : emam hossein be tanhaee zohre ashura 950 nafar ra az pa dar avard . farz konim koshtane har kodam 2 min zaman lazem dashte bashad.
2*950=1900 min
1900/60=31.6 (hour)
31.6 > 24 !!!!!!
ari.... yani az yek shabane rooz ham bishtar .....
aya in doroogh bastan be emam nist ??????
begzarim ....
chand nokteye digar ke be eyne didam :
pesar haye [...] ke tamame sal sare kooyo barzan neshaste and o vaghteshan ra sarfe tikke andakhatan be navamise mardom mikonand bela estesna sherkate faal dar in daste ha va heyat ha darand ....
haman [...] dirooz, moharram ke mishavad dohol ra be gardan miavizad o bar an mikoobad .
....
شيرزاد:
ببينيد اين فرمايش شما درست، اما آيا نمی شود از همين موقعيت گذرا برای اصلاح همان آدمها هم بهره گرفت. به نظر من اگر آقايان مدعی دين که تمام هم و غمشان اين است که مخالفان خودشان را کنترل کنند همت می کردند و از اين فرصت برای به راه آوردن برخی از همين افرادی که شما ذکر کرديد استفاده می کردند آنگاه به مرور می شد از عاشورا به عنوان يک "فرصت فرهنگی" بهره برداری درست کرد. فراموش نکنيد که: "ما برای وصل کردن آمديم..."
Posted by: Hossein | February 20, 2006 12:14 PM
آقای دکتر بد نبود روز عاشورا سری هم به شهر همسایه خودتان (خمینی شهر )می زدید تا از مراسم قمه زنی فیض ببرید.قضیه از این قرار است که عزاداران ابتدا کمی می دوند تا جریان خونشان بالا رود در این حالت یک زخم کوچک باعث فوران خون میشود.
واقعا حمام خون راه افتاده بود.
شيرزاد:
راستش را بخواهيد ديدنش برايم ناخوشايند است. مگر آدم مجبور است همه جا سرک بکشد؟
Posted by: دانشجو | February 20, 2006 09:26 AM
با عرض سلام خدمت آقای دکتر شیرزاد عزیز، چند مطلبی را می خواستم به فرمایشات حضرتعالی، البته با اجازه شما، اضافه کنم و در پایان چند عرض کوچک هم دارم:
1- به صورت تاریخی، اگر به مساله عاشورا و دسته های عزاداری نگاهی بیاندازیم، هم آثار دخالت دولت (صفوی) و حتی اقدام آنان برای راه اندازی چنین اعمالی حال از طریق روحانیون درباری آن زمان و حال از طرف مردم علاقه مند مشاهده می شود. چه تا قبل از روی کار آمدن صفویه اصولا عزاداری ها محدود به خانه ها و زیارت گاه ها آن هم به صورت بسیار مخفی و غیر علنی بوده است. با به قدرت رسیدن صفویه و شروع جنگ های مذهبی ایران و عثمانی که تا قبل از آن نظیر نداشت و همچنین سنی کشی هایی که در آن مقطع در جواب سالها شیعه کشی انجام شد، نیاز حاکمان به داشتن فرهنگی کامل از اعمال و مناسک شیعه، این برنامه ها راه اندازی شد. پس نگوییم که در سالهای اخیر تغییر کرده است و حکومتی شده است، چون از ابتدا هم به صورت حکومتی بوده است و به مرور سالیان فرهنگ آن مراسم و روابط قدرت-ثروت آن از حاکمیت به روحانیون و مردم واگذار شده است.
2- اینکه جنابعالی تکلیف خود را با این اعمال و مناسک جدید یا قدیم روشن نمی کنید، تا اندازه ای قابل درک است، ولی حداقل اشاره ای کوتاه به تاریخ شکل گیری این برنامه ها می تواند ذهن مخاطب را کمی روشن کند. از شما به عنوان صاحب نظر توقع داریم که به صورت خاص تری به مساله نگاه کنید.
3- ذکر این نکته را هم خالی از فایده نمی بینم که اصولا هدف از پرداختن شیعه به قیام عاشورا نه انگیزه مذهبی که کاملا انگیزه سیاسی می باشد. چرا که تا کنون از تمام دستاوردهای اسلام در 1400 سال پیش تنها افتخار شیعه به کشته شدن یکی از امامان خود به صورت ناجوانمردانه (اگر روایت های مرسوم را قبول کنیم) می باشد و این را به عنوان علمی بر علیه بدنه مسلمانان که غالبا اهل سنت می باشند، بلند کرده اند. پس با این وضع چرا ما در دوران نوین بیاییم و با پرداختن به آن اهداف سیاسی آنان را که بسیار به انحراف کشیده شده است، مثلا انگیزه های مذهبی خود را ارضاء نماییم. این روشنگری برای جوانان کاملا لازم است و باید به آن بیشتر بها داد، هر چند شرایط بسیار سخت و نفس گیر باشد.
4- حداقل پیشنهاد من به دوستان خود، بررسی و اندیشه در تاریخ مساله عاشوراست که مطمئنا بسیار بهتر از حضور و عزاداری در جمعی است که نمی دانند و اصولا نمی خواهند که بدانند برای چه در آن جمع هستند. البته این غیر از افرادی است که متاسفانه در این مراسمات منافع مادی بی شماری از قبیل کسب اعتبار و محبوبیت دارند. تکلیف دولت احمدی نژاد و مدیریت قبلی اش در شهرداری هم کاملا روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
و اینک عرائض کوچک اینجانب:
همانطور که در پیام دیروزی به شما نوشتم، می خواستم که برای شما پیغامی خصوصی ارسال کنم که متاسفانه از طریق یاهو نشد و پیغام failure داده می شد.
شيرزاد:
متشکرم از نظرات مبسوط شما. مجددا از جنابعالی و ساير دوستان درخواست می کنم کامنت های کوتاه بگذارند. برای توضيح عرض کنم که مطالبی که تحت عنوان "با روزگاران" می نگارم بيشتر جنبه روايتگری آزاد دارد. دوستان قديمی تر با آن آشنايی دارند. من در اين سلسله مطالب (که اخيرا کمتر فرصت کرده ام بنويسم) بيشتر يک روزنامه نگارم تا يک تحليل گر. اصلا مگر می شود يک نفر کارشناس همه چيز باشد؟ اما يک روزنامه نگار می تواند در مورد چيزهايی که می بيند روايتگری کند.
اميدوارم بچه ها اين مشکل ايميل را زودتر حل کنند.
Posted by: میرمحمدی | February 20, 2006 02:06 AM
دستت درد نکنه، زدی تو خال. البته چند سالی میشه که این روند شروع شده منتها هر سال جلوه های جدیدتری هم داره که نمونه هاش رو شما اشاره کردید.
یه نکته ی جالب هم اینه که همونا که جوون مردم رو از شنیدن آهنگ های آن چنانی منع می کنن، توی این ایام همه رو به شنیدن اونها مهمون می کنن تازه همه هم این بار ثواب می برن!
Posted by: مهدی | February 20, 2006 01:02 AM
چه تصویر دقیق از انچه دید ه اید! فکر نمیکنید اینهمه محصول گسترش خرافات ونشانه در ماندگی مردم است؟ تصویری که شمامیدهید مرا بیاد مراسم عاشورا در دوران قاجار میاندازد که درکتابها خوانده ام. بهر حال ممنون از این گزارش زیبا ازگدایی دسته جمعی در سایه دولت عد الت محور!
شيرزاد:
اين تعبير شما را نمی پسندم. بايد روحيات مذهبی مردم را صادقانه درک کرد. شايد برخی از مردم با محاسبه سراغ اين چيزها بروند، اما بسياری از آنها نيز خالصانه به نيت مهمانی امام حسين در صف نذری می ايستند. اما اين نکته نافی آن نيست که مسؤلان بايد رفتار سنجيده تری داشته باشند.
Posted by: Anonymous | February 19, 2006 10:25 PM
دلالي اينترنتي براي بازاريابي خبرهاي هسته اي مشاركت در اروپا و آمريكا
۳۰ بهمن ۱۳۸۴ كد خبر :6325
شيرزاد كه حزب متبوعش پس از شكست آشكار در سه انتخابات اخير مورد بي مهري و روي گرداني برخي حاميان سابق خود در پارلمان اروپايي قرار گرفته ، لازم مي بيند كه شرايط سخت كاري خود و دوستانش را به طرف غربي يادآور شود. پس مي نويسد:«... بخصوص در شرايطی که اطلاعات گرفتن از داخل يک مجموعه دشوار است
......
Posted by: شايد | February 19, 2006 05:22 PM
toye shiraz emsal marasem ba nezarat mostaghim farhango ershad bood
che midonam heyat azadari honarmandan heyat azadari varzeshkaran va ... va ... va
nemidonam chejori shode har ja ye jorie
Posted by: Dokhtarak | February 19, 2006 02:01 PM