يک حدس مهم
در اين يکی دو روز اتفاقات عجيبی رخ داده است که جای تامل دارد. فکر می کنم که يک سرنخی کشف کرده باشم. اين را در پرانتز عرض کنم که در عرصه علم، يک هنر مهم دانش پيشه ها اين است که با کمترين علامتها بتوانند به يک واقعيت علمی دست يابند. در عرصه سياست نيز بخصوص در شرايطی که اطلاعات گرفتن از داخل يک مجموعه دشوار است، مهمترين هنر اين است که با کمترين اطلاعات خروجی بتوان از واقعيت رخدادها کسب اطلاع کرد. حال به اين يکی دو نکته توجه کنيد تا بعد حدسم را عرض کنم.
نکته اول:
شب گذشته (پنجشنبه 27/11/1384 ) شبکه دوم سيمای جمهوری اسلامی در برنامه گفتگوی ويژه خبری خود با آقای آقازاده قريب به يک ساعتی مصاحبه کرد. در اين مصاحبه آقازاده از هر دری سخن گفت؛ اروپايی ها را نصيحت کرد، آمريکايی ها را محکوم کرد، از روس ها گله کرد، راجع به روشهای غنی سازی سخن گفت، رآکتور آب سبک و آب سنگين را تشريح کرد، در مورد سلول داغ و توليد 400 راديوايزوتوپ (!) از آن سخن گفت و یسياری از مطالب ديگر که علی القاعده کارشناسان معمولی هم می توانستند نظر دهند. اما در ميان اين همه قصه حسين کرد بالاخره نگفت نتيجه شروع کار غنی سازی در نطنز چه شده است. فقط يک جمله در اين زمينه بيان کرد و آن هم تاکيد بر اين که عمليات آغاز شده فقط جنبه تحقيقاتی دارد، که قبلا هم گفته شده بود. قاعدتا آنچه او یايد به مردم گزارش می داد اين بود که "نتيجه تحقيقات" تا اين مرحله چه بوده است.
نکته دوم:
رسانه ها خبر دادند که روز چهازشنبه محمود احمدی نژاد برای بازديد از سايت غنی سازی نطنز به آنجا رفته است، اما تا جايی که من دقت کردم هيچ خبر، فيلم يا گزارش ويژه ای از اين بازديد منتشر نشد. تاسيسات اتمی قبلا هم مورد بازديد رئيس جمهور قرار گرفته بود. قاعدتا اين بازديد در اين موقعيت زمانی خاص می بايست به نحوی با رويداد ويژه آغاز غنی سازی مرتبط باشد. چه رمز و رازی است که هيچ کار تبليغاتی روی اين رخداد انجام نشد؟ البته آقای احمدی نژاد در جمع مديران سايت نطنز جمله بسيار مهمی گفته که در حاشيه خبرها گم شده بود و آن اين که: "هر چند که هدف شما از تلاش در اين مجتمع، توليد سوخت هسته ای است، اما تلاش در راستای اين هدف به نتايج ارزشمندتری نيز منجر خواهد شد (صفحه 2 شرق 27/11/84 یه نقل از ايسنا). چيست اين نتايج ارزشمندتر، خدا داند.
حدس و نتيجه گيری:
به نظر می رسد بعد از اعلام آغاز پروژه غنی سازی نطنز که با ريسک بسيار بزرگ سياسی همراه بود و با اعلام تزريق گاز UF6 به سانتريفوژها، مهمترين خبر بايد اين می بود که دانشمندان جوان جمهوری اسلامی سرانجام بعد از ماهها تلاش و عليرغم سنگ اندازی های دشمنان موفق شدند برای اولين بار به اورانيوم غنی شده در مقياس آزمايشگاهی دست پيدا کنند. سپس اين "موفقيت عظيم علمی" با حضور رئيس جمهور و با پيام بسيار مهم ايشان از محل تاسيسات نطنز به ملت ايران تبريک گفته می شد و از همانجا برای کشورهای استکباری پيام فرستاده می شد که دست از مخالفتهای بی سرانجام خود با ايران هسته ای بر دارند. در ادامه، همان شب آقای آقازاده به عنوان معاون رئيس جمهور و مسئول اين پروژه تاريخی به تلويزيون می آمد و چگونگی دستيابی به اين موفقيت عظيم را برای مردم تشريح می کرد.
گويا به دلايلی سناريوی فوق مطابق برنامه تبليغاتی طراحی شده پيش نرفته است. دستگاههای مکانيکی و ابزارهای کار علمی و تحقيقاتی متاسفانه قادر به درک خطير بودن شرايط سياسی مسؤلان نيستند و مطابق قوانين علمی طبيعت کار می کنند نه بنا به درخواستها و دستورهای افراد مهم. اکنون تنها جمله ای که در باره نتايج تزريق گاز قابل گزارش بوده همين است که در آنجا کارهای انجام شده جنبه تحثيقاتی داشته است. شايد برای نخستين بار برخی مسؤلان با اين واقعيت کار علمی و نيز فنی آشنا شده باشند که در اين عرصه هيچکس با هر اندازه توان، تخصص و يا اراده سياسی و غيرت کاری نمی تواند در مورد حصول قطعی نتيجه قول بدهد. تحقيقات يعنی صدها بار زمين خوردن و يک بار نتيجه گرفتن. در اين فرايند هيچکس قادر نيست روی زمان و نحوه حصول نتيجه تضمين به ديگران بدهد.
نظرات بازدیدکنندگان
http://www.youtube.com/watch?v=9cIrymEv8xI
please see this,
Posted by: محمد | February 13, 2007 06:26 PM
Doste geranmaye!
Man akhbare sayte shoma ro har az gahi peygiri mikonam. Omid ke talashhaye shoma moaser bashanad.
Porseshe tarikhi ke man az soma be onvane 1 eslahtalab daram in hastesh ke: Aya shoma az koshtare zendaniyane siyasi dar sale 67 agahi darid/dashtid va agar darid aya an koshtar ra va kesi ke farman an koshtar ra dadeh mahkom mikonid?
Ba sepas az pasokhgoiye shoma
شيرزاد:
من نسبت به محکوم دانستن نقض حقوق انسانها و حتی محکومين در هر زمان و شرايط ترديدی به خود راه نمی دهم. اميدوارم روزی در فضايی بی طرفانه همه زوايای تاريک تاريخ روشن شود و هر کس هر جنايت، ظلم، ترور، شکنجه و نقض حقوق بشری مرتکب شده پاسخ در خور خويش را ببيند.
Posted by: Anonymous | January 19, 2007 09:01 PM
SALAM MAN MASALAN OMADAM TOSAYTE NETE BAHARAN ALBATE MASALAN TA ETEBARE KARTAMO KE HAMASH 5SAEAT AZ ONO MASRAF KARDAM CHEK KONAM AMA BE EIN HARFAYE BI RABT RESIDAM ALBATE GASDE JESARAT BESHOMARO NADARAMA VALI FEKRESHO KONIN VASE KARTE INTERNET POL BEDIN VALI NESFE ETEBAR ON MASRAF KONIN BAEDAM VASAT DANLOD YE BARNAMEYE MOHEM KARTETON GAT BESHE BAEDE KOLI MOKAFAT BEHRTON EROR 691 BEDE CHE HALI PEYDA MIKONIN?
Posted by: HAMED | September 2, 2006 01:02 AM
در يكي از نوشته هايتان گفته بوديد كه يكي از استانداران دولت فخيمه خدمت گفته دختري در خانه خود اورانيم غني كرده .لطفا بفرماييد كدام استاندار؟
شيرزاد:
اگر به صلاح بود که همانجا می گفتم. در هر حال کسی اين را تکذيب نکرده است و من هم به منبعی که نقل کرده مطمئنم. چطور مگه چيزی شده؟
Posted by: علي | March 16, 2006 12:40 AM
I expect you use nuclear not Atomic.
Posted by: Hamid | February 20, 2006 10:13 PM
man dar morede sohbate shoma kamelan moafegam, [...]man vagean taajob mikonan che tor inha mighan ma az marahele hasas ghani sazi oboor kardim ama hanooz azmayeshi anjam nadade bashan.aghe anjam dadan natijash chi boodeh.man moafege dast yabi be technology hastee hastam ,ama fek mikonam ba in ravesh ke sazman energy atomi pish gherefte, shekast ghati khahad bood.choon mozakere konanadeghan chizi dar dast nadaran ke bekhan babatesh emtiaz beghiran.motmaen bashid choon ghani sazi ehtiaj be tedad ziadi centrifuge dare aghe iran dar meghyase azmayeshghahi natoone alan in kar ro bokone dar meghyase sanati be dah ha sal vaght niaz khahad dasht.bichare in siasat madarane ma ke ba risman daneshmandane hastee be chah raftan ! pirooz bashid.
Posted by: Anonymous | February 20, 2006 12:51 PM
سلام آقای دکتر
هفته پیش برای عمل قلب پدرم که نیاز به آنژیوپلاستی داشت یک استنت به قیمت 1850000تومان که محصول یک شرکت آمریکایی است خریدم.
سوال اینست که آیا ساخت ای نوع استنت تکنولوژی نیست و فقط هسته ای تکنولوژی است ؟
Posted by: علی | February 20, 2006 10:30 AM
فقط باید بگویم خاک بر سر من که دل به اصلاحات بسته بودم و به قول اون خواننده بالا به شما اعتماد کردم وبه خاطر این اعتماد و دل بستن الان در این نقطه هستیم واقعا خاک بر سر من یکی.
شيرزاد:
اگر حرفتان را تاييد کنم که جسارت می شود!
Posted by: امیرعلی | February 20, 2006 08:55 AM
جناب اقاي شيرزاد اصلا" مساله غني سازي مهم نيست .مساله اين است كه ايران مانند فردي كه در وسط بيابان برهوت ايستاده غرب زورگو به او مي گويد ترافيك ايجاد كرده اي . فرض کنيد حتي ايران يك سانتيري فيوژ قراضه دارد نمي تواند از حق اين مردم گذشت چون آمريكا زور مي گويد .الحمدلله با اين فشار غربي ها دولت ملت مي فهمند كه اين انرژي هسته اي عجب چيزي است .ولااقل ده سال ديگر ايران حرفي براي گفتن خواهد داشت .شما هم بهتر است به نتايج گفتارتان فكر كنيد كه تا حالا فقط غربي ها را خوشحال مي كند نه ملت را .به نظر من اگر تخصصي هم داريد به همين جوانان كمك كنيد شايد مقبول درگاه الهي افتد.
شيرزاد:
به نظر من وظيفه آن کس که خطری را برای مردم احساس می کند آن است که واقعيتها را (البته با رعايت مصلحتها) بگويد، هر چند که ممکن است شنيدن آن قدری هم ناراحت کننده باشد. مشکل کشور ما هم اين است که برخی از کارشناسان بيش از آن که خود را مسؤل گزارش واقعيتها، حداقل به مقامات مسؤل، بدانند، نگاه می کنند ببينند چه گزارشی به قول شما ملت (يا برخی ها)را شاد می کند.
Posted by: Anonymous | February 20, 2006 08:17 AM
اصولا ما مثل شما نابغه ها دنبال کشف نیستیم و تازه چیزی که دنیا می دونه رو ما دوباره کشف نمی کنیم. یه زحمت بکش یه جستجوی کوچولو توی گوگل قربونش برم در مورد مسایل هسته ای ایران انجام بده، مطالب رو هم با حوصله بخون اون وقت می فهمی که عالم همش هم عرصه اکتشافات من و حضرتعالی نیست. ولی بازم خدا توفیت بده که این رییس جمهور محبوب رو با اندیشه ها و نظرات عالمانه حمایت می کنید.
Posted by: مهدی | February 20, 2006 12:55 AM
جناب دکتر شیرزاد
گرچه من از آسیب دیدگان انقلاب به دست همفکران شما هستم و قاعدتا باید به شما بدو بیراه بگویم، ولی گفته هایتان را با یک چشم اشک و یک چشم خون از وضعیت اسفبار کنونی درک می کنم. من که دیگر هیچ بوی بهبودی از این اوضاع نمی شنوم.
شيرزاد:
از اين که گفته های مرا درک می کنيد متشکرم. شايد برخی سوء تفاهم ها را کنار بگذاريد بهتر باشد.
Posted by: کامبیز | February 19, 2006 08:21 PM
حرفتان درست به نظر ميرسد. به زودی مردم خواهند فهميد تفاوت مجلسی که دکتر شيرزاد در آن است با مجلسی که مثلا [...] يکی از نمايندگان است چيست. فعلا [...] غرب فرصت فکر کردن را از بسياری گرفته است.
Posted by: مهدی | February 19, 2006 06:03 PM
خوب حالا که به اورانیم غنی شده در آزمایشگاه رسیدیم...می تونیم اورانیم غنی کنیم؟ ...چه قدر زمان می بره؟...چند وقت طول می کشه تا جایگزین دیگر انرژی ها بشه؟
می خوام ببینم تا ان موقع اصلا ایرانی وجود داره؟..حالا در ازاش چقدر از خاک کشورمون یا چند تا از جوونامونو باید از دست بدیم
Posted by: Anonymous | February 19, 2006 04:20 PM
khejalat bekeshid vagean adam [...] tar az shoma ha nadidam bar farz ham ke harf shoma dorost bashad ama vagean aya in mozo khoshhali darad man vagean motesafeam ke yek bar be amsaleh shoma ha ray dadam
شيرزاد:
شما چگونه خوشحالی مرا برداشت کرديد؟ گريه بار تر از اين روزها کمتر می توان در تاريخ يافت.
Posted by: Anonymous | February 19, 2006 03:52 PM
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 05:21 PM Baraye agahiye shoma:
1. man 2 porseshe asasi az shoma kardam dar bareye koshtare zendaniyane siyasi va nabarabari beyne zan va mard dar eslam.
Shoma mitavanid mohtaramane begoiid ke nemikhahid be porseshhaye man pasokhi dahid ya shoma mokhalefe nabarabari hastid. Shoma be onvane 1 faale siyasi bayad betavanid ke be porseshhaii az in dast pasokh bedahid, che shoma khod ra mosalman midanid va eslam ham migoyad ke barabari beyne zan va mard nist.
2. Agar porseshhaye asasi ro ke az 1 siyasatmadar mikonan be onvane taftishe aghayad hesab mikonid ke khoda rahmatash ra bar hameye iraniyan arzani konad az dashtan siyasatmadarani mesle shoma.
Fekr konid ke javabe shoma ra moghayese konim ba Milosevich, rahbare sabeghe yoghoslavi ke dar javabe be koshtare aghaliyathaye dini bege: shoma nabayad taftishe aghideh konid.
Behtar nist ke masoliyat khod ra beshenasid va hengami ke pa be arseye siyasat migozarid, in jorbose ra ham dashte bashid ke az nazarate khodeton defa konid.
Moshkele shoma va amsale shoma ke hanoz dar chanbareye mazhab gereftar hastid in hastesh ke cheshmeton ro nemitonid baz konid va moshkelate asli ro bebinind. ( sal sare mardom ro shireh malidin hala ham migin ke kesi nabayad az shoma sola kone ke nazareton dar bareye barabariye zan o mard chiye. chon taftishe aghayed hastesh.
Doste gerami, be khod biya va cheshmato baz kon ta betoni donya ro on tovri ke hast bebini va na on tovri ke dost dari.
Poroseye sakhti hast , vali emkan-pazire.
Age mikhahi ke be sedaghat va dorostiye shoma shak vared nashe, bayad az javab dadan natarsi.
Tars baradare marge, hamontovri ke to on 8 sal ham tajrobe kardin.
Rasti man hamontovr ke shoma neveshtid ghodrati nadaram, vali age ghodrati dashtam, shoma va dostane hamfekreton ro komak mikardam ke bar tarseton chireh beshin va az alijenabane riz o dorosht natarsid.
Siyasat be sorate kotah o kholase: Ahmad migoft man mosalmonam.
Hame midonestan ke zan o mard dar eslam ba ham barabar nistan.
Az ahmad porsidan nazaret dar zamineye barabariye zan o mard dar eslam chiye.
Ahmad goft: taftishe aghayed khob nist.
Parvardgar shoma ra gharine rahmat farmayad
Posted by: Anonymous | February 19, 2006 02:37 PM
حدس جنابعالی بسیار صحیح است اما من تعجب می کنم که شما که در عرصه مدیریت مملکت بوده اید این را نمی دانستید. ما که فقط اخبار را از مبادی رسمی و اینترنت دنبال می کنیم ماه هاست که می دانیم ایران تاکنون هیچ تزریقی به سانتریفیوژها در ساختار آبشار نداشته است و اساسا با توجه به مقدار ناخالصی UF6 تولیدی فعلا امکان چنین کاری وجود ندارد. و باز هم من در عجبم که شما نمی دانید مگر اساسا این تحقیقات مربوط به حل همین مشکلات است. کشف بزرگی نکرده اید و بهتر است به جای اینکه مدام در پی کشف موارد بسیار حساس . نکات پنهان در لابه لای اخبار رسمی باشید کمی هم اخبار موجود در اینترنت و گزارش های تخصصی کارشناسان را مطالعه کنید. والله اگر این ملت اشتباه نکرده بود و آدم های باهوشی مثل شما را راهی مجلس ششم نکرده بود، اینقدر اصلاحات خاک بر سر نمی شد و ما امروز مجبور نبودیم [...] این رییس جمهور [...] را تحمل کنیم. آقا شما که استاد دانشگاه هم هستید چرا اینقدر کشف هاتون بی مایه است؟ دنیا با عدد و رقم از مراحل پیشرفت پروژه های هسته ای ما آگاه است آن وقت کلی وقت گذاشتی رسیدی به این کشف مزخرف. والا دولت احمدی نژاد به شما احتیاج داره تا حماقت خودشو پنهان کنه. خدا برای هم نگهتون داره.
شيرزاد:
ببين اخوی بضاعت درک ما همين است. انشاء الله روزی که مردم توانستند ارزش و اهميت نوابغی مثل حضرتعالی را درک کنند حتما دنبال شما خواهند فرستاد تا از دريای بيکران يافته هايتان بهره مند شوند. فقط می شود يک آدرسی بدهيد تا مردم فعلا بدانند که چگونه می توانند از بخشی از کشف های ارزشمندشما که امکان افاضه آنها وجود داردبهره مند شوند تا به کشف های بي مايه و مزخرف (!) حقير توجه نکنند.
Posted by: مهدی | February 19, 2006 11:30 AM
به نظر من كه يك تحصيل كرده ايراني هستم و در تهران زندگي مي كنم ، كساني كه اين گونه تيتر انتخاب مي كنند و براي بي دردهاي آنطرف آب مستمسك مسخره كردن مردم و راي شان را ايجاد مي كنند ، بايد براي لحظه اي در خود تعمق كنند كه آيا مشكل فقط احمدي نژاد است يا اينكه آنها نمي خواهند واقعيتي كه بيست و هفت سال است اتفاق افتاده و هنوز هم مراكز قدرت جهاني توان كنترل آن را ندارند را باور كنند.
در هر حال فرزندانمان و آيندگان ، خود در باره ايرانياني كه در آنسوي مرزهاي ايران گزن به دست غارتگران و چپاولگران داده و مي دهند و اين مردم رنجيده از تاريخ سراسر گرفتار خود را محدود و محصور مي نمايند ، قضاوت خواهند كرد.
شيرزاد:
جسارتا گويا موقع نوشتن اين نظر، حواستان در يک موضوعی بوده که نگفته ايد چيست. من که منظور شما را نفهميدم.
Posted by: ح | February 19, 2006 09:55 AM
آقای دکتر شیرزاد عزیز، با عرض سلام و ارادت. بنده به تازگی با وبلاگ شما آشنا شده ام. مطالب آنرا خوانده و ذخیره می کنم و حتی جمع بندی کرده و برای دوستانم پرینت می گیرم تا آنها نیز از نظرات مفید حضرتعالی مطلع و آگاه شوند.
به نظر من انتشار چنین مطالبی از سر خیرخواهی برای جامعه ایران دوران احمدی نژاد بسیار مفید و کارساز بوده و به مرور همه گان را در جریان امور قرار می دهد. ضمن آرزوی توفیق پیشنهادی داشتم که مطالبی که تا کنون روی سایت شما بوده و هر چیزی که خودتان صلاح می دانید به صورت دوره های مثلا سه ماهه و به صورت فایل متنی یا pdf برای download روی سایت گذاشته شود تا ارتباط با مطالب راحتتر صورت گیرد. پیغامی خصوصی هم برای شخص شما ارسال می کنم و امیدوارم که محبت نموده و پاسخ بدهید.
ارادتمند شما - میرمحمدی
شيرزاد:
از لطف شما متشکرم. فقط فکر نمی کنيد روی دوران فعلی زود است اسم بگذاريم. مثلا در مجموع 8 سال گذشته را نمی گوييم دوره خاتمی، می گوييم دوره اصلاحات. حالا هم صبر کنيم ببينيم دوره اخير چقدر طول می کشد و به چه چيز شبيه تر است.
Posted by: میرمحمدی | February 19, 2006 07:01 AM
آقای شیرزاد عزیز فکر نمیکنم حدس شما درست باشه. آقایون اگه برنامه شون این بود که چنین چیزی را اعلام کنند، خب اعلام میکردند، صرف نظر از اینکه واقعا در اون دستگاههای مکانیکی چه اتفاقی افتاده، حالا کی جرات داشت بخواد این اورانیم را ببینه.
و اما بعد چون ما عادت داریم هر وقت اینجا میایم یک گیری هم به مشارکت بدیم عرض کنم که فکر نمیکنید همین بی حرکتی فعلی مشارکت (حداقل بدون نمود بودن) در برابر اتفاقات یومیه مملکت مثل اخراج اساتید یا داستان اون خانم روزنامه نگار بندرعباسی یا وضع آرش سیگارچی یا .... فردا روزی که دوباره به علت انتخابات مشارکت فعال میشه باعث قوت گرفتن دیوار بلند بی اعتمادی بین مشارکت و مردم بشه؟
شيرزاد:
در مورد اغلب مسائل بچه های مشارکت موضع می گيرند، اما متاسفانه انعکاس رسانه ای نمی يابد. ضمنا اين هم درست نيست که راجع به هر موضوع ريز و درشتی حزب بيانيه بدهد. روش معقول و مرسوم همه جای دنيا آن است که يک حزب ارگان رسمی خودش را داشته باشد و نظراتش را آنجا بنويسد. ديديد که در اين زمينه در باغ سبز وزير ارشاد هم توخالی از آب در آمد. فعلا ما يک نشريه داخلی داريم که بيشتر اين نوع مسائل را آنجا می نويسيم. اگر با روابط عمومی مشارکت تماس بگيريد با پست برايتان می فرستند.
Posted by: مردی ... | February 18, 2006 11:29 PM
و درد و اندوه اينجاست كه اين همه خود را سواي ديگران نشان دادن براي چيست ؟از نان حلالت چه زياني بردي / كاندر پي لقمه ي حرامش گردي ؟ اگر مي آمديم مثل همه ي مردم دنيا رفتار مي كرديم چه مي شد ؟ خود را تافته ي جدا بافنه ي تاق آسمان باز شده و ما افناده مي دانيم كه چي ؟ بعد هم ادعاي گنده گنده كه استكبار چيز بدي است ، شيطاني است و تواضع چيز خوبي است و الهي است . آخ ببخشيد . " اشداء علي الكفار رحماء بينهم " يادم رفته بود .
نه آقايان ،نه خانم ها ، نه خواهران ، نه برادران ، نه پاره هاي تن ، نه، پرهاي از جنس پرهاي من، اين چنين نيست كه اين آيه ها و احاديث كه شما با استناد آنها خود را محور حق مي دانيد و ديگران را باطل فقط شما قادر به خواندن و فهميدنش هستيد و ديگران ..؟ چه بگويم كه فوري به قباي زود رنجيتان بر نخورد .
عزيزان به خود آئيد . اوضاع زمانه را درك كنيد . والله اين گرهي كه بيهوده بردست وپاي خود و اين مردم ،به راستي مظلوم، بسته ايد راحت تر از آن كه فكر مي كنيد قابل گشودن است .
تنها كافي است دست از خودخواهي بي جا برداريد . با جهان از در آشتي در آييد. همه ي يكان اين مرزو بوم را مالك اين مرز و بوم بدانيد و نه تنها آنان كه ، نمي گويم به دلايل ديگر ، مي گويم از سر صدق براي شما فرياد تاييد سر مي دهند .
Posted by: Ali | February 18, 2006 10:10 PM
مقایسه بین تکنولوزی استخراج نفت از لایه های زیرزمینی وتکنولوزی استحصال انرزی از مواد رادیو اکتیو بیانگر ادعاهای [...] حاکمان نظام جمهوری اسلامی در مورد استفاده صلح آمیز از این انرزی میباشد.
امروزه پس از گذشت نزدیک به صد سال از فراگیر شدن علوم استخراج نفت توسط دانشمندان غربی, دست اند کاران نظام جمهوری اسلامی ایران استخراج نفت ازلایه های زیر زمینی و زیر بستر دریا را به شرکتهای بیگانه ای همچون پتروناس مالزی نفت اویل روسیه و توتال فرانسه توسط قراردادهای بیع متقابل واگذار مینمایند که به گواه وزیر پیشین نفت آقای زنگنه این نوع قراردادها منافع ایران تا حد بسیار زیادی تضییع مینماید تا حدی که از حجم مخزن حدود 45 تا 60 درصد استخراج شده و مابقی به همان حال رها میشود .
از آنسو تکنولوزی استحصال انرزی از مواد رادیو اکتیو علم نسبتا جوانی میباشد که به مدد فروپاشی شوروی وشبکه عبدالقدیرخان به [...] ایران افتاده تااز آن برای روئین تن شدن در مقابل نارضایتی های داخلی و هجمه های خارجی استفاده نموه تا [...].
بهر حال مردم ایران حق دارند از تمام صورتهای انرزی هسته ای حتی دارا بودن بمب اتم بهره مند باشند ولی حاکمان به جهت عدم مشروعیت حق داشتن یک گلوله را نیز ندارند
Posted by: حسین | February 18, 2006 09:28 PM
1-من هم با نظر شما موافقم غنی سازی اورانیوم خودروی ملی نیست که نصفشو اینجا بسازن نصفشو بدن ایتالیا جلوتر از اینا عمر غذافی بود که بعد از ده پونزده سال بالاخره تسلیم شد
2-من تا برنامه پریشب شبکه دو مصاحبه ای از اقای اقازاده نشنیده بودم و ایشون رو فرد منطقی میدونستم اما با برنامه شبکه دو نظرم عوض شده گویا بیماری مسری هیات دولت به ایشون هم سرایت کرده از یک ساعت و ربع یک ساعتشو داشت امریکا و اروپا رو به راه راست دعوت میکرد
3-محیط اینترنت یعنی بی هویتی به نظر من تمام نظراتی که افراد بدون توجه به هویت واقعی خودشون مینویسن باید حذف بشه(که زود هم تابلو میشه تا حالا کسی توهین تابلو نکرده بوداما یدفعه سه تا نظر پشت هم میاد خب زود تابلو میشه که همه یه نفرن)
4-انتقاد از عملکرد گذشته شما مواضع رادیکالی نیست بهش میگن انتقاد
Posted by: peiman | February 18, 2006 07:36 PM
سلامی دوباره...جناب شیرزاد ..می خواستم با شما حرف بزنم .سئوالاتی رو بپرسم که مطمئنا با پاسخ به انها دستتان رو میشود واسه هممون.. دیشب وبلاگ شما رو یکی از دوستان مورد اعتمادم بهم معرفی کرد..و من در این 24 ساعت بسیاری از مطالب شمارو بررسی کرهمدم.ینطور نظرات دیگران و جواب شما به انها...و خدا می داند چقدر تناقض و چقدر دو رویی...مرا ببخشید بابت گستاخی کلام..که این بغض داره خفه ام میکنه. که در این دکان به ظاهر عاقلانه و منطقی چقدر کالای ریا و دروغ عرضه می شود... فقط کافیه به همین جند سئوال پاسخ دهید........یک :شما نماینده مجلس این دولت بوده ایدوهمه ما می دانیم برای رسیدن به منصبی در ان دولت باید از هفت خان رستم گذشت.شما چطور از این خانها رد شدید؟؟؟؟
دوم:اگر هم الان نماینده بودید در برابر این دولت چه سیاستی داشتید؟؟؟ سئوالاته سختی بود مگه نه؟؟؟؟!!!
از طرف یه ایرانی دور از وطن ولی عاشقه اون خاک مقدس..........
شيرزاد:
اووه، شما راجع به اين سؤالها بغض کرده ايد؟ اولا ما نماينده هيچ دولتی نبوديم. مجلس هم ربطی به دولت ندارد، حتی مجلس هفتم کذايی. ثانيا، مجلس ما همزمان با اون دولت بود نه اين دولت. رابعا ما از هيچ خانی رد نشديم، بلکه در همان خان اول توسط هيات نظارت بر انتخابات رد صلاحيت شديم. بعد چون مردم يک کمی جدی تر (نسبت به دوره بعد) از جنبش اصلاحات دفاع کردند، شورای نگهبان عده ای از ماها را تاييد صلاحيت کرد، بعد هم به اعتراف آقای جنتی و برخی دوستانش تا آخر دوره لب گزيدند که عجب کاری کرديم! البته شما از راه دور می توانيد نسبت به وطن صادقانه عشق بورزيد، اما با اين حد از دقت بعيد می دانم بتوانيد داهيانه مسائل آن را تحليل کنيد.
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 05:21 PM
Shoma ke dam az reform mizanid, mishe lotf konid va nazareton ro dar bareye koshtare zendaniyane siasi dar sale 67 begid. Dar zemn age lotf konid va nazareton ro dar bareye barabariye zan va mard va ahkame eslami ke zan ro nesfe mard hesab mikone begid, bish az andazeh khoshhal misham.
شيرزاد:
چند سال پيش وقتی با بعضی از یرادران حزب الله مواجه می شديم اصرار داشتند اول موضعمان را در مورد اعتقاد به ولايت فقيه مشخص کنيم تا بعد تصميم بگيرند که بايد به حرف ما گوش دهند يا نه. ظاهرا برخی از دوستان خارج کشوری نيز برای خودشان ضوابطی دارند که پس از یرآورده شدن، آنها اجازه پيدا می کنند به حرفهای ديگر توجه کنند. فکر نمی کنيد رفتار شما هم نوعی تفتيش عقايد( البته نه از موضع قدرت) است. خدا رحم کرد...
Posted by: bazmandeh | February 18, 2006 04:48 PM
به عقیده من ممکن است حدس شما درست باشد. بالاخره بعد از دو سال یا دستگاهها زنگ زده اند یا دانشمندان جوان هسته ای غنی سازی از یادشان رفته
Posted by: دانشجو | February 18, 2006 03:40 PM
آقاي دكتر شيرزاد:
خداوند انشاءالله حفظتان كند به جهت روشنگريتان.
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 01:29 PM
سلام
ضمن عرض خسته نباشيد خدمت شما جناب آقاي شيرزاد
ميخواستم بدونم كه دليل واقعي رد صلاحيت شما در مجلس هفتم چه بوده است؟
دوم اينكه آيا شما(شخص خود شما به تنهايي) درخواستي كتبي به شوراي نگهبان جهت اعلام دليل رد صلاحيت داده ايد يا خير؟
با تشكر
اگر ميشود به ايميلم جواب دهيد يا جواب را در صورت امكان در اختيار افكار عمومي قرار دهيد.
(خواهشاً اگر نامهاي رد و بدل شده شماره نامه تاريخ رو هم ذكر نماييد. چون بعضي از اين آقايان شوراي نگهباني مي گويند تا كنون هيچ گونه درخواستي به صورت تكي ارسال نشده است. و به همين دليلي قابل پيگيري نبوده)
شيرزاد:
نه فقط بنده بلکه تمام نماينده های رد صلاحيت شده کتبا از شورای نگهبان درخواست رسيدگی و وقت برای مصاحبه (طبق قانون فعلی انتخابات) کردند. اصلا برای اينکه مطمئن شويد، يکی از ابواب جمعی شورای نگهبان آمده بود در داخل مجلس يکی دو روز نشسته بود و برو بچه های نماينده يک به يک رفتند آنجا فرم پر کردند. اين مال آن روزهايی بود که هنوز احتمالی برای عقب نشينی اقايان وجود داشت. بعد که آنها به اين جمع بندی رسيدند که بايد تاخت، همه اين چيزها رفت کنار و هر قدر شما جوابی دريافت کرديد ما هم کرديم.
Posted by: sajjad | February 18, 2006 11:19 AM
جناب آقاي دكتر. سلام. بنده يك مهندس نزديك به 50 ساله هستم. در مقاله اي خواندم كه كل ظرقيت معادن اورانيوم ايران حدود 1470 تن به صورت غني شده است و اين مقدار تنها براي مصرف يك سال توليد 7000 مگاوات برق كه آقايان به عنوان برنامه اعلام كرده اند،كفايت ميكند. جنابعالي اين را تاييد مي كنيد؟ چرا اصلاح طلبها با اينكه ميدانند هدف فقط سلاح اتمي است و حتي اگر حمله اي هم در كار نباشد، باعث تثبيت وضعيت موجود و تحقق برنامه هاي عير ملي آقايان ميگردد، باز هم از اصل غني سازي دفاع مي كنند؟به نظر من بايد مرزبندي روشن تر باشد. وضعيت خطيري است.موفق باشيد. اگر به ايميل بنده هم جواب بفرستيد (فاسي يا انگليسي) ممنون مي شوم.
شيرزاد:
من نمی دانم هدف چيست. آن مقاله را من هم خواندم. متاسفانه اين اعدادی که آنجا آمده به نقل از سايت سازمان انرژی اتمی خود ايران است و نمی تواند نادرست باشد.
Posted by: علي عبداللهي | February 18, 2006 10:04 AM
لعنت خدا ورسولانش بر شيرزاد.
شيرزاد:
برادر يا خواهر عزيز، شما هم می توانيد مثل برخی دوستانتان اگر چيزی از مطالب ما به نظرتان نادرست است آنرا گوشزد کنيد. من نوعا ناسزاها را منتشر نمی کنم، اما گفتم شايد بشود از اين طريق نصيحتی کرد. می دانيد اگر خدای تبارک و تعالی می خواست به حرف برخی از متعصبين که ديدگاه خود را منطبق بر خواست خدا و پيامبران می دانند عمل کند تا به حال نسل بشر منقرض شده بود. همه با هم از خدا بخواهيم که دروغ و تزوير را از سر اولاد انسان بيندازد، و اگر اهل قرآن هستيد بخوانيد در آن که هيچ دروغی بالاتر از دروغ بستن به خدا و پيامبر نيست.
Posted by: انسان | February 18, 2006 09:50 AM
اي خاينين شما خيط شديد
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 08:21 AM
8سال خيانت كرديد بس است شيرزاد و باباش خيط شدند
شيرزاد:
والله به پير و پيغمبر اگر حدس ما درست است مقصرش من نيستم، همچنين بابای هشتاد ساله من که روحش هم خبردار نيست.
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 08:20 AM
نه آقا تو نطنز هیچ خبری نیست فقط یه بولوف سیاسی است
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 08:02 AM
چند شب پیش به دعوت یک دوست قدیمی و عزیز جمعی دوستانه در منزل ایشان گرد هم امده بودیم.بعد از شام و به عادت ما ایرانی ها مشغول گپ و گفتگو و شب نشینی ..که دختر خردسال ان عزیز دوان دوان به میان ما که نقاشی مرا ببینید و لابد در انتظار تشویق...تصویر بادکنکی بزرگ که خودش بالای ان نشسته کنارش نردبانی و همینطور خانواده اش..ما هم دریغ نکرده و کلی به به و چه چه نثار ایشان که ناگهان رو به من پرسید شما هم میخوای سوار شی؟!میخواستم از خطرات پرواز با بادکنک و اینکه اصولا امکانش نیست برایش بگم.چشمان مشتاق و منتظرش و همینطور رودربایستی میزبانی گرم و پر محبت چاره ای برایم نگذاشت...گفتم اره عزیزم من هم می یام.
Posted by: Anonymous | February 18, 2006 06:34 AM
سلام
اگر اشتباه نكنم، منظورتان اين است كه دانشمندان جوان كشورمان (همان قاچاقچيان پير پاكستاني؟؟!) گند زدهاند و عليرغم همه من بميرم تو بميريها اورانيومهاي لامصعب به غني شدن تن ندادهاند و ترجيح دادهاند فقير باقي بمانند. يا شايد هم اهداف مهمتري مدنظر بوده كه به نتيجه نرسيده است. در اين صورت چرا سفر رئيس جمهور و مصاحبه تلويزيوني جناب آقازاده لغو نشد؟
Posted by: سرگشته | February 18, 2006 02:10 AM
ممنون از انتقال این حدس نزدیک به یقین . با امید داشتن ایرانی ازاد و اباد و همسو با دانش روز...
Posted by: لیلا | February 18, 2006 01:21 AM
جناب آقای دکتر شیرزاد-با سلام
در اینکه در مورد فعالیت های هسته ای ایران ظاهرآ زیاد بزرگنمایی شده است مخصوصآ توسط صدا و سیما درست،اما سوال من اینست که دلیل مخالفت های کشور های غربی و اینهمه فشار بر ایران چیست؟اگر براستی ایران در این زمینه کاری درخور توجه را انجام نداده،پس چه نیازی به حساسیت نشان دادن از طرف غربی ها و امریکا است؟با تشکر
شيرزاد:
اولا، مسئله هسته ای بالذات برای همه دنيا به هر ميزان مورد حساسيت است. ثانيا، آمريکاييها هيچگاه در چنين موقعيت طلايی به لحاظ بهانه های تبليغاتی نبوده اند. طبيعی است که از اين موقعيت بهره بگيرند.
Posted by: آریامهر | February 18, 2006 12:34 AM
I believe they don't have any problem to say we get enriched U , even without doing it.
Lying is their profession.
Posted by: Mohammad | February 18, 2006 12:07 AM
به نظر من اگر موضوع هیچ حساسیتی نداشت (و البته در نظامهایی که دولت در همه امور، شفاف و پاسخگو به افکار عمومی است [...] ) وصرفآ یک موفقیت علمی - صنعتی بود(مثل ساخت یک پلیمر) شاید به راحتی می شد خبر موفقیت در این زمینه را پخش نمود اما در وضعیت فعلی شاید از پخش خبر موفقیت در زمینه غنی سازی اورانیم واهمه داشته اند! و نخواسته اند دستشان رارو کنند!
اما اینکه خواسته اید از نطنز «موفقیت عظیم علمی» را در صورت وقوع اعلام کنند شاید بلافاصله نطنز مورد حمله نظامی قرار گیرد!!!!
نکته مهم: پیشنهاد میکنم کمی دندان روی جگر بگذارید هیچ [...] از بعضی دولتمردان جمهوری اسلامی بعید نیست!!!!
شيرزاد:
با پوزش، به نظر می رسد مطلب را نگرفتيد.
Posted by: بی نام | February 17, 2006 08:27 PM